امام خمینی در پنج ماهگی پدرش را از دست داد و ۱۶ سالگی مادرش به رحمت خدا پیوست این رنجها نه تنها در روح بزرگ حضرت امام، اثر منفی نگذاشت بلکه او را انسانی کارآزموده بار آورد.
هرچه اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته بودند که لطفا ایشان را به درستی معرفی کنید، پاسخ دادهبودند که: «من که گفتم پسرمه!» آن پسر هم از قضا، زبانش را برای حضار دراز کرده بود و سرش را بر شانه وزیر اطلاعات گذاشته بود و گفته بود: «پدر، ماچ!»...!
شرافت و عدالت و فضیلتی که امیرمؤمنانعلیهالسلام پای آن ایستاده بود، هزینه داشت و هرکس پای آن نمیایستاد. امام این را میدانست که فرمود «انّ امرنا صعبُ، مستصعب... همانا کار ما دشوار است.
پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.
وزارت دادگستری عربستان، فاش کرد که برخی دادگاه های این کشور شکایتهایی از فرزندان عربستانی علیه پدرانشان به علت "تامین نکردن بهزینه نگهداری حیوانات خانگی"، دریافت کردهاند.
پدرم که تا آن لحظه من را با چادر ندیده بود چند دقیقه ای مات و مبهوت نگاهم کرد بعد لبخندی زد و دستی روی سرم کشید و ... در ادامه متن خاطرهای ارسالی از طیبه رحیمی را میخوانید.