فریب یا محاسبات غلط؟ تلاش بیثمر آمریکا برای دور زدن طرح ۱۰ مادهای ایران
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، شاهد دو روایت کاملاً متناقض هستیم که هدف از آنها تنها یک چیز است: ایجاد ابهام و تلاش برای لرزاندن اقتدار محور مقاومت. از یک سو، جی. دی. ونس (J.D. Vance) با رویکردی مغرضانه، از وجود یک «سوءتفاهم» در درک ایران از شرایط سخن میگوید. این واژه که در ظاهر بیخطر به نظر میرسد، در واقع یک تله دیپلماتیک است؛ تلاشی مذبوحانه برای اینکه آمریکا در آینده بتواند مدعی شود: ما هرگز بر حضور محور مقاومت در توافق توافق نکرده بودیم!.

اما در مقابل این بازی روانی، بیانیه صریح و مقتدرانه شهباز شریف، تمام این توهمات را در هم میشکند. تأکید قاطع وی بر حضور و نقش محوری لبنان و تمامی جبهههای محور مقاومت در چارچوب توافق، نشان میدهد که ایران نه تنها در میدان نبرد پیروز شده، بلکه در میدان دیپلماسی نیز با صلابت و شفافیت کامل، حقوق حاکمیتی خود و متحدانش را تثبیت کرده است.
دلیل این بازی کثیف کاملاً روشن است: استیصال. تیم ترامپ که در برابر آتش موشکی و پهپادی ایران و قدرت بیچون و چرای محور مقاومت به زانو درآمده، اکنون میخواهد با ایجاد «ابهام»، راه را برای بازگشت به سیاستهای تقابلی و نقض طرح ۱۰ مادهای باز نگه دارد. آنها میخواهند بدون پرداخت هزینههای سنگین و بدون پذیرش قدرت محور مقاومت، از ثمرات ثبات منطقهای بهرهمند شوند.
اما آنها فراموش کردهاند که با ملتی روبهرو هستند که پیروزی خود را با خون شهدا و اقتدار میدانی رقم زده است. ایران با شفافیت کامل، مرزهای توافق را مشخص کرده و اجازه نخواهد داد واژه «سوءتفاهم» به عنوان بهانهای برای نقض تعهدات آمریکا به کار رود.
واقعیت این است که هیچ سوءتفاهمی در کار نیست؛ تنها یک حقیقت وجود دارد: آمریکا در برابر اراده پولادین ایران و محور مقاومت، راهی جز پذیرش تمام شروط ندارد. تلاش برای بازنویسی روایتها و بازی با کلمات، تنها نشاندهنده ضعف و درماندگی واشینگتن در برابر پیروزی عظیم ملت ایران است. ایران با صلابت خود ثابت کرده است که در دیپلماسی نیز، همانگونه که در میدان نبرد مقتدر است، هیچگونه عقبنشینی یا ابهامی را بر نمیتابد