چرا گنجاندن آتش بس لبنان در توافق ایران و ایالات متحده ضروری است؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ آنچه در لبنان رخ میدهد، بیش از یک بحران داخلی یا درگیری محدود است؛ این تحولات بخشی از یک بافت گستردهتر منطقهای است، جایی که محاسبات نظامی و دستورکارهای سیاسی در هم تنیده شده و میدان نبرد به ابزاری برای فشار در مذاکرات و تعیین توازن قوا تبدیل شده است.
رژیم صهیونیستی طی روزهای اخیر، پس از احساس کاهش توانایی خود در اعمال قواعد سنتی برخورد با مقاومت، به ویژه حزبالله، دست به حمله زد.
در همین چارچوب، مذاکرات میانجیگرانه پاکستان برای توقف جنگ در منطقه، اهمیت ویژهای پیدا میکند. رژیم اسرائیل تلاش دارد با اقدامات پیشگیرانه، شرایط مذاکرات را به نفع خود و متحدانش شکل دهد و توازن قوا را در منطقه بازتنظیم کند.
طبق گزارشها، ارتش اسرائیل حملات خود را به مراکز فرماندهی و سایتهای نظامی حزبالله در بیروت، بقاع، عباسیه و جنوب لبنان انجام داد. این حملات همزمان و ظرف تنها ۱۰ دقیقه در چندین منطقه صورت گرفت.
مرکز پزشکی دانشگاه آمریکایی بیروت اعلام کرد که نیاز فوری به اهدای خون از تمامی گروههای خونی دارد، زیرا امدادگران برای پاسخ به این موج حملات تلاش میکنند. صلیب سرخ لبنان نیز بیش از ۱۰۰ آمبولانس را برای انتقال مجروحان به خدمت گرفته است.

حمله رژیم اسرائیل؛ تداوم نقض آتشبس و بیاعتنایی به حقوق بینالملل
در حالی که آتشبس منطقهای با میانجیگری پاکستان اعلام شده بود اما ارتش رژیم اسرائیل به صراحت اعلام کرد که عملیات نظامی در لبنان ادامه خواهد داشت و مناطق پرجمعیت و غیرنظامی را هدف قرار داد.
آتش بس در لبنان جز 10 بند اصلی مفاد مورد مذاکره ایران و آمریکا بوده و ایران تاکید کرده است که بدون پایبندی به آن مذاکره معنایی ندارد. در این بین شاهد تغییر موضع دونالد ترامپ در خصوص لبنان بوده ایم که حاکی از لابی صهیونی داشته و حسن نیت واشنگتن را بیش از پیش زیر سوال می برد.
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، این حملات را قتل عام «غیرنظامیان بیدفاع» توصیف کرده و آن را بیاعتنایی کامل به حقوق بینالملل و تلاشهای بینالمللی برای پایان جنگ دانست. جوزف عون، رئیسجمهور لبنان نیز این تجاوزات را «وحشیانه» و بیتوجه به ارزشهای انسانی خواند.
گزارشها نشان میدهد که صداهای انفجار از بیروت و حومههای جنوبی تا دیگر نقاط شهر شنیده شد، مناطقی که انتظار نمیرفت هدف قرار بگیرند.
رسانهها این حمله را بیسابقه توصیف کردهاند، شاید از زمان حمله اسرائیل در سال ۱۹۸۲ تاکنون. بیش از ۱۰۰ حمله هوایی طی تنها ۱۰ دقیقه انجام شد و بسیاری از اهداف، هیچ ارتباط مشخصی با حزبالله نداشتند.
قدرت و توانمندی حزبالله در از پای درآوردن دشمن
حزبالله طی ۴۰ روز گذشته نشان داده که توانمندی بالایی در وارد آوردن فشار و فلج کردن رژیم اسرائیل در جبهه شمالی دارد؛ چه از نظر هزینه نظامی و چه از لحاظ تأثیر روانی و سیاسی. این عملکرد، جایگاه حزبالله را به عنوان یک عامل بازدارنده منطقهای و متحد استراتژیک ایران تثبیت کرده است.
به همین دلیل، هدف قرار دادن حزبالله به یک اولویت اسرائیلی-آمریکایی تبدیل شده است تا بتوانند ضمن بازتنظیم جنگ، مسیر مذاکرات سیاسی و امنیتی را به نفع خود تغییر دهند.

ایران و لبنان؛ اهمیت راهبردی و حساسیت سیاسی
ایران، با توجه به تجربههای گذشته در سوریه و دیگر جبهههای مقاومت، لبنان و حزبالله را یک اولویت امنیتی و سیاسی راهبردی میداند.
چند نکته کلیدی در این زمینه اهمیت دارد:
1. حمایت متقابل: حزبالله در این جنگ به نفع ایران وارد شده و حملات گسترده ای علیه رژیم صهیونیستی انجام داد.
2. خنثیسازی تقسیم جبهه مقاومت: دشمن همواره سعی کرده اعضای جبهه مقاومت را تک به تک و جداگانه هدف قرار دهد تا فشار را به ایران منتقل کند.
3. تست سیاسی مفاد آتشبس: نقض مفاد آتشبس یک آزمون برای ایران است؛ آیا آمریکا میتواند مفاد را به راحتی تغییر دهد یا ایران در این زمینه حساسیت نشان خواهد داد؟
4. درس سوریه: تجربه سوریه نشان داد که اهمیتی که این کشور داشت، پس از کاهش ظرفیتهای منطقهای مقاومت به وضوح آشکار شد؛ لبنان نیز اکنون چنین اهمیتی دارد.
ایران مسیر حمایت از لبنان و حزبالله را صرفاً یک مسئله نظامی نمیبیند؛ بلکه این مسیر در تمامی ابعاد، به ویژه سیاسی، دنبال میشود تا منافع جبهه مقاومت و امنیت منطقه تضمین گردد.