استراتژی بزرگ نتانیاهو در حال فروپاشی است؛ رویای ۳۰ ساله‌ای که کابوس شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۳۳۷۰
تحلیل فایننشال تایمز؛

استراتژی بزرگ نتانیاهو در حال فروپاشی است؛ رویای ۳۰ ساله‌ای که کابوس شد

بنیامین نتانیاهو سه دهه تمام هشدار داده بود که ایران تهدیدی وجودی برای رژیم صهیونیستی است. وقتی سرانجام در فوریه امسال فرصت حمله تمام‌عیار فرا رسید، رویای دیرینه‌اش به واقعیت پیوسته بود. اما این رویا سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد رنگ باخت؛ ایران همچنان پابرجاست، حزب‌الله هنوز می‌جنگد، حماس هنوز در غزه حضور دارد و اتحاد با ترامپ شدیداً متزلزل شده است.
استراتژی بزرگ نتانیاهو در حال فروپاشی است؛ رویای ۳۰ ساله‌ای که کابوس شد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از فایننشال تایمز؛ جنگ با ایران تحقق رویای سی‌ساله برای بنیامین نتانیاهو بود. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دهه‌ها ادعا کرده بود که ایران تهدیدی وجودی برای این رژیم به شمار می‌رود. سرانجام در ۲۸ فوریه، او حمله‌ای تمام‌عیار علیه ایران را آغاز کرد. از دیدگاه نتانیاهو، نقطه مثبت‌تر آن بود که این جنگ مشترکاً با آمریکا انجام می‌گرفت. نتانیاهو دونالد ترامپ را متقاعد ساخت که جنگ به تغییر نظام ایران منجر خواهد شد. او دست‌کم مصمم بود تهدید ایران علیه رژیمش را برای همیشه پایان دهد.

 

سراب پیروزی

 

اما کمپین او به شکست فاحشی انجامیده است. نظام ایران همچنان محکم سر جای خود ایستاده و نشان داده که هنوز می‌تواند به اسرائیل موشک شلیک کند. حزب‌الله شمال سرزمین‌های اشغالی را موشک‌باران می‌کند و با نیروهای صهیونیست در لبنان درگیر است. همچنین اکنون اتحاد نزدیک نتانیاهو با ترامپ زیر فشار شدیدی قرار گرفته است.

حملات موشکی ایران پاسخی به ضربات اسرائیل در جنوب بیروت بود. اسرائیل اکنون با بمباران ایران واکنش نشان داده است. اما ترامپ ظاهراً مصمم بوده از تشدید بیشتر جلوگیری کند. رئیس‌جمهور آمریکا به فایننشال تایمز گفت: «تمام تصمیم‌ها را من می‌گیرم. او (نتانیاهو) تصمیم‌گیرنده نیست».

نتانیاهو اکنون با انتخابی بسیار دشوار روبروست. آیا حملات علیه ایران و حزب‌الله را متوقف کند و خطر ضعیف به نظر رسیدن در چشمان ایران و در افکار عمومی صهیونیست بپذیرد؟ یا از ترامپ سرپیچی کرده و اتحادش با آمریکا را به خطر بیاندازد؟ علی‌رغم تمام رجزخوانی‌های سیاستمداران صهیونیست درباره اینکه رژیم درباره چگونگی دفاع از خود تصمیم می‌گیرد، واقعیت این بوده که آن‌ها همچنان به تسلیحات و سامانه‌های دفاع هوایی آمریکایی شدیداً وابسته هستند.

این معضل از آن رو حادتر بوده که توافق صلحی که ترامپ بر آن کار می‌کند، به احتمال زیاد ایران را در موقعیت مالی قوی‌تری قرار می‌دهد و توانایی هسته‌ایش را عمدتاً دست‌نخورده رها می‌کند. بستن موفقیت‌آمیز تنگه هرمز ابزاری جدید و قدرتمند به جمهوری اسلامی داده است. این واقعیت که تهران همچنین نشان داده می‌تواند به پایگاه‌های نظامی آمریکا و زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس ضربه بزند و نظام خود را حفظ کند، توانایی بازدارندگی ایران را بیش از پیش تقویت کرده است.

 

توهم دردناک

 

نتانیاهو اصرار داشته که دست رژیمش باید آزاد باشد تا حزب‌الله را که در گذشته هزاران اشغالگر را از سرزمین‌های شمالی فلسطین فراری داده، تعقیب کند. حملات رژیم اسرائیل به لبنان نیز به نوبه خود بیش از یک میلیون را آواره خانه‌هایشان کرده است. اما هفته گذشته، ترامپ با نتانیاهو تماس گرفت و ظاهراً با لحنی تند به او دستور داد عملیات اسرائیل در لبنان را محدود کند.

باتلاق روزافزون رژیم صهیونیستی در لبنان بخشی از شکست استراتژیک بزرگ‌تری است. از زمان عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اکنون تقریباً سه سال است که اسرائیل در جنگ به سر می‌برد. کمپین وحشیانه و غیرانسانی رژیم صهیونیستی در غزه آسیب فراوانی به وجهه بین‌المللی این رژیم زده است؛ تا جایی که دیوان بین‌المللی دادگستری موافقت کرده اتهام نسل‌کشی علیه آن را بررسی کند.

با این حال، نتانیاهو اصرار دارد که صهیونیست‌ها را به سوی پیروزی رهبری می‌کند. در ماه سپتامبر، او در سازمان ملل مدعی شد که اسرائیل بیشتر حماس را «در هم کوبیده»، حزب‌الله را «فلج کرده» و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را «ویران کرده» است. اما سستی این ادعاها تدریجاً روشن شد. حماس هنوز در غزه حضور دارد و حزب‌الله هنوز نیرویی قدرتمند در لبنان است. جمهوری اسلامی هنوز نظام حاکم بر ایران بوده و با موشک‌ها و پهپادهایش همچنان می‌تواند از خود دفاع کند.

نتانیاهو در هر مورد یک اشتباه مشابه مرتکب شده است. او راه‌حلی کاملاً نظامی برای مشکلات امنیتی اسرائیل در پیش گرفته و ابعاد سیاسی و دیپلماتیک را نادیده گرفته است. در نتیجه، موفقیت‌های ظاهری کوتاه‌مدت تاکتیکی نظامی و اطلاعاتی اسرائیل، مانند ترور رهبران حزب‌الله، ایران و حماس را شاهدی بر امنیت جدید رژیمش خوانده است.

اما اکنون باید برای همه روشن شده باشد که امنیت رژیم صهیونیستی از طریق کشتار به دست نمی‌آید. اگر گروهی از رهبران غزه یا بیروت یا تهران ترور شوند، دیگرانی برای جایگزینی آن‌ها ظهور خواهند کرد. برای نتانیاهو از نظر سیاسی و فکری راحت است که دشمنان رژیم اشغالگرش را متعصبانی بی‌خرد بخواند که تنها باید نابود شوند؛ حتی برخی اشغالگران می‌ترسند که فلسطینیان، لبنانی‌ها و ایرانیان به شکلی سخت‌تر از بمباران و کشته‌شدن زنان و کودکانشان انتقام بگیرند. هر کس اینگونه صحبت کند، از سوی نتانیاهو متهم به همدردی با دشمن می‌شود.

با آغاز جنگ تمام‌عیار علیه دشمنان رژیم صهیونیست، نتانیاهو هدف داشت هم شهرت از دست‌رفته‌اش را بازسازی کرده و هم آینده سیاسیش را تضمین کند. پیروزی بر ایران قرار بود دستاورد تاج‌گذاری باشد؛ فتح نهایی بر دشمن اصلی که در سال انتخاباتی به انجام می‌رسید. اما در عوض، نتانیاهو احتمالاً با این واقعیت وارد انتخابات آخر سال می‌شود که دشمنان رژیمش زنده و سرپا هستند و حمایت از اسرائیل در غرب و حتی در کاخ سفید شدیداً کاهش یافته است. انتخابات رژیم صهیونیستی تقریباً همیشه بسیار نزدیک بوده، پس روشن نیست که آیا نتانیاهو قدرت را از دست خواهد داد. اما امنیت احتمالاً مسئله اول خواهد بود. و چشم‌انداز نتانیاهو برای امنیت رژیم شکست خورده است. باختن حق اوست.

پربازدیدترین آخرین اخبار