گزارش|
محاصره دریایی آمریکای متجاوز و چند نکته قابل تامل!
در جنگ اقتصادی که ماراتن تابآوری را ایجاد کرده، پیروز جنگ طرفی نیست که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، بلکه برنده ماجرا طرفی است که بیش از دیگری دوام بیاورد!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ پس از آغاز سکوت نبرد نظامی در ۱۹ فروردینماه، ایالات متحده که پیشتر در میدان نبرد نظامی از دستیابی به اهداف خود ناکام مانده بود، مسیر فشار اقتصادی به وسیله محاصره دریایی را امتحان کرد. محاصرهای که نوعی «ماراتن تابآوری» را آغاز کرده و الزامات خاص خود را نیز میطلبد.
محاصرهی ناممکن!
ترامپ که به خیال خود تصور میکرد با وقوع آتشبس از بنبست استراتژیک گریخته و میتواند به وسیله اهرمهای غیرنظامی همانند فشار اقتصادی ایران را به تسلیم و یا در حداقلیترین حالت تعدیل رفتار خود وادار سازد، دستور محاصره را صادر کرد.
اما مسئله اساسی این است که کشوری همانند ایران با مرزهای گسترده و همسایگان و مسیرهای جایگزین، به طور کامل محاصرهپذیر نخواهد بود. آسوشیتدپرس با با اشاره به تفاوتهای ایران با ونزوئلا و کوبا اذعان کرده: «اگرچه این تاکتیک پیش از این علیه ونزوئلا و کوبا به کار گرفته شده، اما تقابل با تهران در خلیج فارس با واقعیتهای بسیار متفاوتی روبروست.»
در واقع، گستره سرزمینی ایران اساسا این اجازه را به آمریکا نخواهد داد تا بتواند تبادلات اقتصادی ایران را بهکلی منقطع سازد. رضا نصری، کارشناس مسائل بینالمللی هم با اشاره به همین مسئله در توییت خود اظهار کرده است است که «آمریکا بیش از شش دهه کوبا را تحت محاصره قرار داد و در دستیابی به اهداف اعلامی خود بهشدت ناکام ماند؛ کوبا جزیرهای است که از نظر مساحت حدوداً ۱۵ برابر کوچکتر از ایران است!»
از سوی دیگر، ایران به دلیل سالها دست و پنجه نرم کردن با تحریم، زیست تحت فشار را به شکلی حیرتزا آموخته و از توان حل مسئله تحریم برخوردار بوده است. به همین علت، الجزیره گزارش داده که در روزهای محاصره ادعایی آمریکا، ایران توانسته محاصره را دور بزند و بیان کرده: «ناوگان سایه ایران با استفاده از پرچمهای جعلی و خاموش کردن سیستمهای ردیابی، به جابهجایی نفت ادامه میدهند و به این کشور امکان میدهند که علیرغم محاصره دریایی آمریکا، صادرات انرژی خود را حفظ کند.»این شواهد و قرائن نشان میدهد که محاصره کامل ایران به طور کلی امری ناممکن خواهد بود. البته اگرچه تلاش برای اختلال در فروش نفت ایران، این کشور را با فشار اقتصادی روبهرو کرده اما این بار، فشار اقتصادی محدود به ایران نخواهد ماند. امری که دلیل آن را باید در تنگ ماندن تنگه هرمز جستجو کرد.
تنگه در بازی ؛ آغاز فشار متقابل
در طی دهههای گذشته، این آمریکا و اروپا بودند که ایران را با تحریمهای اقتصادی و تهدیدات سیاسی-نظامی تحت فشار قرار میدادند. اما اکنون، پس از نبرد ۴۰ روزه، مختصات فشارهای اقتصادی با یک تغییر اساسی روبهرو شده است؛ وارد شدن تنگه هرمز در بازی!
بدین معنا که اگر پیشتر غربیها ایران را به صورت یک طرفه تحت فشار اقتصادی قرار میدادند، با درایت و هوشمندی ایران در جنگ رمضان برای در دست گرفتن کنترل تنگه ژئواستراتژیک هرمز، این بار ایران هم میتواند از طریق این کارت بازی، به صورت متقابل غربیها و آمریکاییها را تحت فشار قرار بدهد.به همین علت، ایران پس از ادعای محاصره آمریکا، متقابلا تنگه هرمز را تنگتر ساخت تا به وسیله این اهرم ژئوپلیتیک، فشاری نامتقارن بر اقتصاد جهانی وارد سازد.
حال در پی این ماجرا، قیمت نفت برای اولین بار در ۴ سال اخیر رکوردی جدید را به ثبت رسانده و همانند روزهای نبرد نظامی، کشورهای غربی را بیش از پیش با «رکود تورمی» درگیر کرده است.
المانیتور در این زمینه اشاره کرده: «ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و کنترل مسیرهای حیاتی انرژی، تلاش کرده فشار متقابل وارد کند و نشان دهد که میتواند در برابر اقدامات آمریکا مقاومت کند. ادامه این بنبست باعث شده بازارهای جهانی انرژی دچار نوسان شدید شوند و چشمانداز حل سریع بحران همچنان نامشخص باقی بماند.»
این حقیقت نشان میدهد که پس از نبرد نظامی، اکنون در طی فشاری متقابل نوعی «ماراتن تابآوری» آغاز شده تا از رهگذر آن، یکی از طرفین صحنه منازعه، نهایتا عقبنشینی را به جای تحمل هزینهها برگزیند. طرفی که بلاشک ایران اسلامی نخواهد بود.همانگونه که اسرائیل هیوم اشاره کرده: «ترامپ فکر میکرد ایران با بمباران سنگین و بعد محاصره دریایی عقبنشینی میکند، اما هیچ نشانهای از تسلیم در تهران دیده نمیشود.»
جنگ اقتصادی و اقتصاد جنگیجنگهای مدرن تنها به ساحت نظامی محدود نمانده و ابعاد دیگری را دربرمیگیرند. یکی از این ابعاد، بعد اقتصادی است که در صحنه حاضر جنگ کنونی، بیش از روزهای نبرد نظامی جلوهگر شده است.
این حقیقت یعنی «جنگ اقتصادی»، ضرورت «اقتصاد جنگی» را عیان میسازد تا بتوان به وسیله آن، فشارها را تحمل کرده و در ماراتن تابآوری به شکلی پیروز از صحنه منازعه خارج شد. به سخن دیگر، با توجه به اینکه ایالات متحده تصور میکند که میتواند به وسیله فشار بر اقتصاد و سفره ملت ایران از طریق محاصره دریایی این کشور را تسلیم اراده خود سازد، پس همانند نبرد نظامی میبایست در حوزه اقتصاد هم آرایشی جنگی گرفت.
لازمه این ماجرا، تدابیری است که باید توسط قوه مجریه و نهادهای مرتبط اندیشیده شود تا در قالب طرحهای ویژه اقتصادی و طرحهای نظارتی بر تعزیرات حکومتی و مبارزه با احتکار در بازار، فشار اقتصادی دشمن بر زندگی مردم کاسته شده و حتی عملا خنثی بشود. از طرفی، سویه دیگر این ماجرا هم به مردم بازمیگردد که میبایست با کاهش اسرافها و در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور، برای دستیابی به پیروزی در جنگ، سادهزیستی و مصرف در حد نیاز را پیشه سازند.
تابآوری؛ کلید پیروزیاکونومیست، پس از تمدید آتشبس یک طرفه از سوی ترامپ این سوال را مطرح کرد که «برای چه مدت» این آتشبس تمدید شد؟ این نشریه به درستی بیان کرده است که «پاسخ ممکن است به این بستگی داشته باشد که هر طرف چقدر درد اقتصادی میتواند تحمل کند.»این پاسخ نشان میدهد که در جنگ اقتصادی که ماراتن تابآوری را ایجاد کرده، پیروز جنگ طرفی نیست که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، بلکه برنده ماجرا طرفی است که بیش از دیگری دوام بیاورد!
به سخن دیگر، در رابطه با محاصره اقتصادی و بسته ماندن تنگه هرمز، ملتی میتواند دیگری را شکست بدهد که تابآوری و مقاومت خود را افزایش بدهد. این تابآوری در رابطه با موقعیت خاص ایران، همچنین با افزایش انسجام اجتماعی درهمتنیده بوده و نسبتی مستقیم خواهد داشت. این یعنی به هر میزان انسجام اجتماعی و حضور در میادین و خیابانها افزایش پیدا کند، تابآوری ایران در جنگ اقتصادی نیز تقویت خواهد شد.
لذاست که میبایست به جای افتادن در «تله اختلافافکنی» و بازیهای رسانهای دشمن برای کاهش انسجام و آسیب به اتحاد مقدس، بیش از گذشته بر حفظ این گوهر گرانبها سعی و همت به جا گذاشت. گوهری که در موقعیت تاریخی ایران، نه فقط یک عنصر متولدشده در جنگ بلکه در کانون تابآوری ایران به مثابه کلید پیروزی قرار گرفته است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰