محاسبه ناپذیری کارت برنده ایران در مقابل ترامپ همیشه بازنده؛ بازی تازه شروع شده!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در طی سالیان اخیر، دشمنان ایران یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور میکردند که ایران به بازیگری «پیشبینیپذیر» تبدیل شده و در صورت تهاجم به آن، واکنشی منفعلانه خواهد داد. از سوی دیگر، به دلیل آشوب در دیماه، ادراک دیگری در آنها وجود داشت که با یک ترور بزرگ میتوان نظام سیاسی در ایران را به نظامی مطلوب آمریکاییها مبدل ساخت و یا در حداقلیترین حالت آن را به تسلیم وادار کرد.
براساس همین محاسبات غلط بود که ترامپ با فشار تلآویو به ایران با امید کسب یک «پیروزی بزرگ» حمله کرد، اما این حمله با جنگ منطقهای و تسلیمناپذیری ایرانیان به چیزی جز «شکستی عظیم» منتج نشد. امری که این محاسبات را برهم زد نیز باید در مثلث پیشبینیناپذیری ایران جستوجو بشود؛ حضور مردم در خیابان، تنگهای تحت کنترل و موشکهایی که اهدافشان سراسر منطقه را دربرگرفت.
تغییر الگوی دفاعی
در سالهای اخیر، ایران در راستای «صبر استراتژیک» در برابر تهدیدات واکنشی متناسب از خود نشان میداد. حمله به پایگاههای آمریکا یعنی عینالاسد و العدید مبتنیبر همین دیدگاه بود. در نتیجه از آنجایی که آمریکاییها تصور میکردند که دیگر ایران به بازیگری منفعل و پیشبینیپذیر تبدیل شده، میتوان جنگی با کمترین هزینه علیه آن به راه انداخت.
براساس همین ادراک که ایران در برابر تهدیدات واکنشی منفعلانه نشان خواهد داد، آمریکاییها جنگ رمضان را آغاز کردند، اما نمیدانستند که الگوی دفاعی ایران بهکلی تغییر کرده است.
در واقع مسئلهای که وجود داشت این بود که آنها نفهمیده بودند در جنگ وجودی، راهی برای ایران جز واکنشی ورای محاسبات نخواهد بود. به همین دلیل پیش از جنگ، آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب آمریکاییها را به «جنگ منطقهای» تهدید کرد، اما با ارائه اطلاعات غلط توسط تلآویو، ترامپ تصور کرد که حل پرونده ایران آسان خواهد بود و میتوان به راحتی این کشور را تسلیم ساخت.
اما چند ساعت پس از آغاز جنگ، ایران با راهبرد «تشدید تنش افقی» همه پایگاههای آمریکا در منطقه را زیر آتش برده بود و تمامی ادراکات پیشین را بهکلی زیر سوال برد.
امری که حتی ترامپ هم به آن اعتراف کرده و از تعجب خود از حمله ایران به پایگاههای آمریکا در سراسر منطقه پرده برداشت. این ضلع از جنگ منطقهای ایران، عملا موازنه در صحنه نظامی را به سود ایران با تغییر مواجه ساخت.

بعثت مردم
پیش از جنگ، آمریکاییها تصور میکردند که با ترور رهبران ایران، نظام آن دچار آشوب و فروپاشی خواهد شد. اما چیزی که آنها در محاسبات سادهسازانه خود لحاظ نکرده بودند، مردمی بود که بعثتشان توانایی برهم زدن نقشههای دشمن را خواهد داشت.
به معنای دیگر، همچنان که رهبر شهید فرموده بودند «خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد»، مردم با شنیدن خبر شهادت آیتالله خامنهای، نه تنها بر علیه جمهوری اسلامی نایستادند بلکه در جهت دفاع از آن، بیش از پنجاه شب خیابانها را رها نکردند. این امر عملا طرح اسرائیل و آمریکا برای تغییر رژیم در ایران را با مشکل مواجه ساخت و آن را غیرممکن کرد.
کنترل بر تنگه راهبردی هرمز
ضلع دیگری از مثلث بازدارنده ایران، ایجاد محدودیت در تنگه هرمز بود که فشار شدیدی را بر زنجیره اقتصاد جهانی وارد کرد. این اقدام که ترامپ پیش از جنگ تصور میکرد امری غیرممکن است، با دستور شهید تنگسیری به واقعیت بدل شده و اکنون عملا کنترل تنگه هرمز را در دستان نیروهای مسلح ایران قرار داده است.
همین ماجرا انتقادات بسیاری را در آمریکاییها علیه ترامپ برانگیخت و حتی کلینتون، وزیر اسبق امور خارجه آمریکا با اشاره به پستهای ترامپ درشبکه تروث سوشال، آنها را «هذیانگوییهای افسارگسیخته» خواند.
این اقدام ایران، عملا نارضایتیها به دلیل افزایش قیمت سوخت در آمریکا را افزایش داده و ترامپ را با مسئلهای پیچیده و غیرقابل حل مواجه کرده است چراکه کلید امنیت در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان، تنها در دستان ایران خواهد بود و ترامپ چارهای جز پذیرش این واقعیت نخواهد داشت.

جلوهای از تغییر محاسبات
با مثلث پیشبینیناپذیری ایران در میدان نبرد، خیابان و تنگه، ترامپی که روزهای اول از «تسلیم بیقیدوشرط» و حتی حق مداخله خود در انتخاب رهبری ایران سخن میگفت، اهداف خود را مکررا در طول جنگ تغییر داد و به جای بیان رویاهای پیشین خود، از باز شدن تنگه هرمز سخن گفت.
او ایران را تهدید کرد و گفت که «تنگه لعنتی را باز کنید»، اما کماکان همانطور که ترافیک در تنگه عیان ساخته، کنترل این تنگه در دستان ایران قرار دارد.
این تغییر مکرر اهداف از رویای تسلیم به باز شدن تنگهای که هماکنون هم بسته است نشان میدهد که ترامپ متوجه نادرستی محاسبات خود شده است.
او که جنگ با رویای ونزوئلایی را برای کسب یک پیروزی بزرگ آغاز کرد، اکنون در باتلاقی قرار دارد که هیچ دستاورد استراتژیکی برای او به دنبال نداشته و حتی فشارها و محاصره دریایی او هم محاسبات ایران را تغییر نداده است. امری که میتوان آن را محصول تام و تمام مثلث پیشبینیناپذیری و ضدتسلیمطلبی ایرانیان دانست.

قمارباز بازنده
ترامپ با آغاز جنگ قماری کرد که پیامدهایش آینده سیاسی او را هم با تهدید روبهرو کرده است. او که بنا بود در ایران «رژیم چنج» کند، اکنون با گسترش نارضایتی در آمریکا و پیدایش دست برتر دموکراتها در آمارهای انتخابات میاندورهای عملا قمار را به طوری مضاعف باخته است.
بدین معنا که نهتنها در ایران دستاورد استراتژیکی نداشته بلکه در خود آمریکا هم در برابر رقیبان دموکرات حرفی برای گفتن نداشته است. حکیم جفریز، رهبر دموکراتها با کنایه خطاب به ترامپ نوشته: «تغییر رژیم در ماه نوامبر به کنگره ایالات متحده میآید.»
حال در این میان، ترامپ باز هم با بازیگری روبهروست که نهتنها کارتهای بازینشده همانند تنگه بابالمندب را در دست داشته بلکه اراده محاسبهناپذیری برای پیروزی در میدان نبرد خواهد داشت. اکنون ترامپ است که باید تصمیم بگیرد قمار محتوم به شکست را ادامه دهد و یا با پذیرش واقعیتها تسلیم اراده خللناپذیر ایران بشود.