اخلاقمداریهای ناموجه؛ دخالتهای ناصواب رییس دانشگاه تهران در معادلات جنگ!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ پس از حمله دشمن آمریکایی-صهیونی در پی جنگ رمضان به مراکز علمی ایران که بخشی از زیرساختهای تمدنی-علمی این کشور به شمار میرود ودر این میان محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران به نمایندگی برخی از روسای دانشگاههای ایران طی نامهای به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری اظهاراتی بیان کرده که در آن خویشتنداری نیروهای مسلح از پاسخهای «چشم در برابر چشم» درخواست شده است.
این اظهارات که البته با واکنش به هنگام تشکلهای دانشجویی و خیل عظیمی از اساتید و مسئولان دانشگاه، دانشجویان مواجه شد، در حالی است که اساسا معادلات جنگ و نحوه پاسخدهی به حملات دشمن، بهکلی در حیطه تصمیمگیران نظامی است و دخالتهای ناصواب مدعیان علم و تخصص، به بهانه اخلاقمداری، ناموجهترین اقدام روسای دانشگاه به شمار میرود.
آن هم در برابر رژیمی که از طرفی هیچ خط قرمزی نداشته و تنها با پاسخهای متقابل میتوان برای آن خطوط قرمزی ترسیم کرد و از سوی دیگر، مراکز علمیاش عملا صحنهای از کارزار کنونی میباشند.
این اظهارات و دخالتهای ناعاقلانه، نمودی دیگر از عدم بصیرت و آگاهی رئیس دانشگاه تهران و دیگر روسای دانشگاه، نسبت به واقعیات سیاسی کشورو منطقه است.
امورات دانشگاههایتان به اتمام رسیده؟
رئیس دانشگاه تهران که حوزه مسئولیتی اش با مسائل بسیاری ازمسایل اموزشی تا درخواستهای صنفی دانشجوی دست به گریبان است وجالب است در این میان رییس دانشگاه تهران به گونهای در مسائل سیاسی و نظامی دخالت میکند که گویی هیچ کاری در دانشگاه تهران برای انجام نمانده که اکنون میبایست به اظهارنظر پیرامون مسائل دیگر پرداخت.
رییس دانشگاه تهران پیشتر هم در باب اقدامات تروریستی دیماه و کودتای امریکایی صهیونی اظهاراتی مطرح کرده بود که باز هم ارتباطی با حیطه کاری وی نداشته است.
حال اکنون برای باری دیگر، او اظهار نظر مداخلهگرایانهای در امر نظامی و امنیت ملی داشته که وی نه از تخصص در آن حیطه برخوردار است و نه حتی شایسته اظهارنظر پیرامون آن میباشد.
رئیس دانشگاه تهران در نامه اخیر خود نوشته است: «اینجانب به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور، تقاضا دارم از نیروهای مسلح درخواست شود در این مورد خاص، از مقابله به مثل در برابر عمل نابخردانه و غیرانسانی حمله به مراکز علمی و آموزشی غیرنظامی توسط دشمن خودداری کنند.»
او که خود به عدم پایبندی دشمن به هیچیک از خطوط قرمز انسانی و اخلاقی واقف بوده و ذکر کرده که «مقابله بهمثل، حق قانونی ملت شریف ماست» عملا مطلبی را درخواست کرده که در تناقض با این ادراک و همچنین واقعیات جنگ میباشد.
به سخن دیگر، صحنه جنگ نشان داده که تنها پاسخهای متقابل و چشم در برابر چشم و حتی فراتر از آن به مانند ماجرای پاسخ به حمله دشمن به تاسیسات عسلویه، تنها سنگبنای قوام و دوام زیرساختهای علمی، صنعتی و خدماتی ایران خواهد بود.
حال روسای دانشگاه که محل کار ایشان آکنده از مسائلی است که توجهی بدانها از سوی ایشان نمیشود، با جلوداری رئیس دانشگاه تهران برای نوشتن چنین مطالب مداخلهگرایانهای در حوزه نظامی و جنگ، چه جای توجیهی برای خود باقی خواهند گذاشت؟
ادلههای پوچ!
رئیس دانشگاه تهران در اثبات و استدلال درخواست خود دلایلی را بیان کرده که صرفا توجیهاتی ناموجه است و همچنین وی در توضیح من باب درخواست خود از «حفظ حرمت علم» و همچنین «اعلام پایبندی به تعهدات اخلاقی، معاهدات بینالمللی و اهتمام به حفظ و نکوداشت نهاد دانشگاه به عنوان میراث بشری و جهانی» نوشته که بیشتر نشان از سادهلوحی و سطحینگری او داشته است.
در حالی که وقتی دشمن به نهادهای علمی و درمانی کشور حمله میکند، مگر حرمتی باقی مانده که بتوان به آن پایبند بود؟ اگر مقابله بهمثل حق ایران است، پس سخن از پایبندی به معاهدات بینالمللی چه معنایی خواهد داشت؟ هنگامی که دشمن با حمله به نهادهای علمی و درمانی خطوط قرمزی باقی نگذاشته است و سخن از اخلاقمداریها نابجا آن هم در جنگی موجودیتی، تنها نشانی از عدم فهم واقعیات جنگ خواهد داشت که از قضا، روسای دانشگاه درباره آن درخواست خود را مطرح کردهاند!
واکنشها به اظهارات ناصواباین تناقضهای درونی نامه رئیس دانشگاه تهران و اخلاقمداریهای ناعاقلانه در نامه وی، حتی واکنشهای تشکلهای دانشجویی و اساتید و مسئولین دانشگاهها را هم برانگیخت.
به عنوان مثال، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران نسبت به موضعگیری اخیر رئیس دانشگاه تهران نوشت: «موضعگیری اخیر شما موجب دلسردی آحاد ملت را فراهم ساخت.» رستمی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها هم در واکنش به نامه امید نوشت: «سادهسازی نکنید! دانشگاههای رژیم صهیونی و آمریکا بخشی از ماشین جنگی دشمن هستند. در جنگ وجودی کسی برای برندهی "کاپ اخلاق خیالی" هورا نمیکشد!»
دشمن غدار و علمی که در خدمت قتل است!
اگرچه رئیس دانشگاه تهران از «جایگاه علم» سخن گفته، اما واقعیت نهادهای علمی و تکنولوژیک رژیم صهیونیستی یک موضوع را عیان خواهد کرد؛ علم در اسرائیل، ابزاری برای جنگ خواهد بود.
به معنای دیگر، پیشران رژیم صهیونیستی، نهادهای علمی آن همانند موسسه وایزمن میباشد که به مثابه خدماترسان تکنولوژیک اقدامات تروریستی رژیم، در جنگ ۱۲ روزه مورد اصابت دلاورمردان نیروهای مسلح قرار گرفت.
بنابراین، میلیتاریزهشدگی علم در در خدمت قتل عام در غزه و لبنان و همچنین ترور مردم و مسئولین ایران جای توجیهی برای عدم مورد ضربه قرار دادن این نهادها توسط نیروهای مسلح ایران باقی نخواهد گذاشت که رئیس دانشگاه تهران، دیگر مراکز را بهغلط به عنوان اهداف مشروع پیشنهاد کرده است!
در سرزمینهای اشغالی، هر هدفی بلااستثناء هدفی مشروع خواهد بود که نیروهای مسلح به فراخور شرایط میتوانند آن را مورد اصابت قرار بدهند.
به خودتان بیایید!
به اظهارات و مداخلات نابجا در حوزه نظامی و عدم پرداختن به مسائل حوزه دانشگاه، تنها قصور رئیس دانشگاه تهران و همکاران وی نیست و مسئولان عالی وزارت علوم و مجموعه دولت نسبت به این گونه اظهارنظرهای ناصواب حساس باشند زیرا مسئله اصلی این است که تفکر ایشان کماکان در دهههای گذشته سیر میکند. به بیان دیگر در هنگامهای که سراسر جغرافیای جهانی را جنگها و مداخلات نظامی و امپریالیستی دربرگرفته است، سخن از اخلاقمداریهای ناعاقلانه و پایبندی به قوانین مدفونشده، تنها نشانی از عقبماندگی نهاد علم در ایران خواهد بود.
شاید بهتر است روسای دانشگاههای ایران، پیش و بیش از آنکه به معادلات استراتژیک بپردازند و اظهارات ناصحیح را در این زمینه مطرح کنند، میبایست در راستای بهروزرسانی نهادهای علمی با واقعیات سیاسی بینالمللی قدم بردارند که در آن «قدرت» سنگبنای بقا و توسعه خواهد بود. در غیر این صورت به همان شکلی که علم برای متجاوزین به ایران، به ابزاری برای تجاوزطلبی و ظلم و قتل بدل شده است، در ایران نیز به ابزاری برای تجاوزطلبی و ظلمپذیری مبدل خواهد شد. امری که اکنون در نامه رئیس دانشگاه تهران من باب خویشتنداری در جنگ، شواهدی از آن قابل مشاهده است!