ابوریحان هنوز یک مسئله است؛ این‌بار برای علوم پایه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۹۸۴۱
گزارش|

ابوریحان هنوز یک مسئله است؛ این‌بار برای علوم پایه

یک صندلی خالی در کلاس فیزیک شاید در نگاه اول فقط یک صندلی خالی باشد؛ اما وقتی تعداد این صندلی‌ها در رشته‌های علوم پایه بیشتر می‌شود، پای آینده علم و فناوری کشور به میان می‌آید. کاهش استقبال از رشته‌های علوم پایه طی سال‌های اخیر به یکی از نگرانی‌های جدی آموزش عالی تبدیل شده است؛ اگر امروز کسی سراغ فیزیک، شیمی، ریاضی یا زیست‌شناسی نرود، فردا چه کسی قرار است دانش بنیادی و نیروی متخصص کشور را بسازد؟
علوم پایه

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، طا‌ها محمدزاده؛ ۱۳ شهریور، روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی و روز علوم پایه، امسال در شرایطی فرا می‌رسد که وزارت علوم از کاهش قابل‌توجه سهم دانشجویان این حوزه خبر داده است؛ سهمی که به گفته وزیر علوم، طی سه دهه از حدود ۱۴ درصد به ۷ درصد رسیده است. وزیر علوم این روند را بحرانی برای علوم پایه دانسته و از تشکیل گروه رصد و پایش علوم پایه و تدوین بسته‌های حمایتی برای این حوزه خبر داده است.

 

عدد ۷ درصد فقط یک آمار دانشگاهی نیست. پشت این عدد، کاهش شمار دانشجویانی دیده می‌شود که قرار است چند سال بعد در آزمایشگاه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و بخش‌هایی از صنعت، دانش بنیادی تولید کنند. مسئله از همین‌جا جدی می‌شود؛ جامعه همچنان به علوم پایه نیاز دارد، اما این رشته‌ها در جذب نسل تازه دانشجویان با مشکل مواجه شده‌اند.

 

ابوریحان هنوز یک مسئله است؛ این‌بار برای علوم پایه

 

این وضعیت، یادآور اهمیت مسیری است که ابوریحان بیرونی نماینده آن بود؛ مسیری مبتنی بر پرسشگری، مشاهده و پیوند میان دانش‌های مختلف. او برای یافتن پاسخ، مرز میان ریاضی، نجوم، جغرافیا و مشاهده را جدی نمی‌گرفت و برای هر پرسش، سراغ دانشی می‌رفت که به کارش می‌آمد. بیش از هزار سال بعد، نام او در تقویم علمی ایران مانده است، اما رشته‌هایی که به چنین روحیه‌ای نزدیک‌اند، دیگر همان جایگاه سابق را در میان دانشجویان ندارند.

 

رشته‌هایی که اهمیتشان دیر دیده می‌شود

فیزیک، شیمی، ریاضی، زیست‌شناسی و زمین‌شناسی معمولاً محصول نهایی را همان روزی که دانشجو وارد دانشگاه می‌شود، جلوی چشم او نمی‌گذارند.

 

یک دانشجوی فیزیک ممکن است سال‌ها روی یک مسئله بنیادی کار کند بدون آنکه نتیجه کارش مستقیماً به یک محصول تبدیل شود. دانشجوی ریاضی ممکن است روی نظریه‌ای کار کند که کاربرد آن سال‌ها بعد و در حوزه‌ای کاملاً متفاوت آشکار شود. در شیمی و زیست‌شناسی نیز بخشی از مسیر علمی از آزمایش‌های متعدد و شکست‌هایی می‌گذرد که لزوماً بازده اقتصادی فوری ندارند.

 

مشکل از جایی شروع می‌شود که ارزش علم را فقط با نتیجه‌ای بسنجیم که بتوان آن را سریع به بازار عرضه کرد.

 

علوم پایه اتفاقاً در بسیاری از فناوری‌هایی که امروز بدیهی به نظر می‌رسند، حضور دارند. هوش مصنوعی، فناوری‌های نوین مواد، زیست‌فناوری و بسیاری از حوزه‌های پیشرفته بدون ریاضیات، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی قابل تصور نیستند. وزیر علوم نیز در خرداد امسال با اشاره به همین مسئله، علوم پایه را زیربنای توسعه و فناوری و یکی از پایه‌های شکل‌گیری فناوری‌های راهبردی دانست.

 

تناقض همین‌جاست، هرچه فناوری پیچیده‌تر می‌شود، نیاز به دانش بنیادی بیشتر می‌شود؛ اما سهم دانشجویان این حوزه در نظام آموزش عالی کاهش پیدا می‌کند.

 

ابوریحان هنوز یک مسئله است؛ این‌بار برای علوم پایه

 

وقتی آینده شغلی، انتخاب علمی را عقب می‌زند

کاهش استقبال از علوم پایه را نمی‌توان فقط به تغییر علاقه دانش‌آموزان نسبت داد.

 

وقتی یک جوان قرار است چند سال از عمر خود را صرف تحصیل کند، طبیعی است که به آینده بعد از دانشگاه هم فکر کند. اگر تصویری که از یک رشته در ذهن او شکل گرفته، به چند عنوان محدود و نامطمئن شغلی ختم شود، اهمیت علمی آن رشته به تنهایی برای انتخابش کافی نخواهد بود.

 

وزیر علوم نیز در اظهارات خود نبود آینده شغلی مناسب، اشتغال و درآمد فارغ‌التحصیلان را از عوامل مؤثر در کاهش تقاضا برای علوم پایه عنوان کرده است؛ بنابراین مسئله را نمی‌توان صرفاً با این جمله توضیح داد که نسل جدید به علوم پایه علاقه ندارد. شاید مسئله دقیق‌تر این باشد که نسل جدید نمی‌داند علاقه‌اش را در این رشته‌ها به چه آینده‌ای وصل کند.

 

این تفاوت مهم است.

 

اگر دانش‌آموزی به فیزیک علاقه داشته باشد، اما در اطراف خود نمونه‌ای از یک مسیر حرفه‌ای موفق در فیزیک نبیند، علاقه او ممکن است در مرحله انتخاب رشته متوقف شود. اگر دانشجوی شیمی بداند دانشش برای صنعت اهمیت دارد، اما ارتباط میان دانشگاه و بازار کار را لمس نکند، احتمال اینکه در ادامه مسیر علمی بماند کاهش پیدا می‌کند.

 

در چنین شرایطی، انتخاب رشته فقط نقطه شروع مسئله است؛ مسئله اصلی به سال‌هایی برمی‌گردد که دانشجو باید در دانشگاه بماند، مهارت پیدا کند و آینده حرفه‌ای خود را بسازد.

 

ابوریحان هنوز یک مسئله است؛ این‌بار برای علوم پایه

 

ابوریحان یک اسم روی دیوار نیست

فرهنگستان علوم سال‌هاست جایزه‌ای را با نام ابوریحان بیرونی به پژوهشگران جوان علوم پایه اختصاص می‌دهد. در فراخوان سال ۱۴۰۵ نیز فیزیک، شیمی، ریاضی، زیست‌شناسی و زمین‌شناسی در این جایزه قرار دارند و پژوهشگران جوان دارای دستاورد‌های علمی شاخص، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی، نوآوری و حتی تجربه راه‌اندازی آزمایشگاه‌های تحقیقاتی یا آموزشی می‌توانند در فرایند نامزدی قرار گیرند.

 

این اتفاق از یک جهت معنادار است؛ هنوز برای کشور مهم است که پژوهشگر علوم پایه داشته باشد و برای چنین پژوهشگری اعتبار و جایزه علمی تعریف می‌کند.

 

اما از طرف دیگر، همین پرسش را ایجاد می‌کند که میان یک پژوهشگر جوان برگزیده و دانش‌آموزی که هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد، چه چیزی وجود دارد؟

 

اگر قرار است پژوهشگر جوانی در علوم پایه جایزه بگیرد، باید پیش از آن دانش‌آموزی وجود داشته باشد که به علم علاقه‌مند شود، دانشجویی وجود داشته باشد که رشته را انتخاب کند، دانشگاهی وجود داشته باشد که او را نگه دارد و محیط پژوهشی‌ای وجود داشته باشد که امکان رشدش را فراهم کند.

 

جایزه، آخر مسیر است؛ مسئله علوم پایه از ابتدای مسیر آغاز می‌شود.

 

هنوز می‌شود دانش‌آموز را به علم برگرداند

یک نکته را هم نباید نادیده گرفت، کاهش استقبال از رشته‌های دانشگاهی به معنای از بین رفتن علاقه به علم نیست.

 

در ششمین دوره مسابقه دانش‌آموزی نور بیش از ۵۲۰۰ اثر با مشارکت بیش از ۱۰ هزار دانش‌آموز به دبیرخانه ارسال شد. این مسابقه بر حل مسئله، تجربه عملی و فعالیت علمی دانش‌آموزان متمرکز است.

 

همین آمار یک تناقض جالب را نشان می‌دهد. هنوز می‌توان دانش‌آموز را پای یک مسئله علمی نشاند، برایش آزمایش و حل مسئله جذاب باشد و حتی برای ارائه یک ایده علمی وقت بگذارد؛ بنابراین شاید مسئله اصلی، خاموش شدن علاقه به علم نباشد؛ مسئله، فاصله‌ای باشد که میان این علاقه اولیه و آینده دانشگاهی و شغلی آن ایجاد شده است.

 

اگر این فاصله پر نشود، ممکن است دانش‌آموزی که امروز با علاقه درباره یک مسئله علمی تحقیق می‌کند، چند سال بعد هنگام تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش مسیر دیگری را انتخاب کند.

 

مسئله از انتخاب رشته بزرگ‌تر است

البته نشانه‌های این تغییر را می‌توان در انتخاب‌های دانشگاهی هم دید و اظهارات اخیر وزیر علوم درباره کاهش تعداد متقاضیان رشته‌های علوم پایه این بخش از ماجرا را تأیید می‌کند. اما محدود کردن مسئله به کنکور، تصویر را کوچک می‌کند.

 

موضوع اصلی این نیست که چند نفر امسال فیزیک یا شیمی را انتخاب کرده‌اند.

 

سؤال بزرگ‌تر این است که چرا یک رشته علمی که در تولید دانش، فناوری و تربیت نیروی متخصص نقش دارد، در طول زمان نتوانسته برای بخشی از نسل جدید، آینده‌ای به اندازه اهمیت علمی خود ترسیم کند؟

 

این پرسش فقط متوجه دانش‌آموز نیست. دانشگاه، وزارت علوم، صنعت و حتی جامعه علمی باید سهم خود را در پاسخ به آن مشخص کنند.

 

اگر صنعت به متخصص علوم پایه نیاز دارد، این نیاز باید در دانشگاه دیده شود. اگر دانشگاه از دانشجوی علوم پایه انتظار پژوهش دارد، باید امکان پژوهش فراهم باشد. اگر کشور از پژوهشگر جوان انتظار ماندن دارد، مسیر شغلی و حرفه‌ای او نمی‌تواند نامعلوم باقی بماند.

 

ابوریحان هنوز یک مسئله است

ابوریحان بیرونی را می‌توان با فهرستی بلند از آثار و دستاوردهایش معرفی کرد؛ اما شاید امروز مهم‌ترین دلیل برای یادآوری او چیز دیگری باشد. او نمونه‌ای از انسانی است که برای پاسخ دادن به سؤال، خودش را در مرز‌های یک رشته محبوس نکرد. علم برای او راهی برای فهمیدن بود، نه صرفاً عنوانی برای مدرک.

 

هزار سال بعد، ابزار‌ها تغییر کرده‌اند، دانشگاه‌ها بزرگ‌تر شده‌اند و فناوری به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی تبدیل شده است. با این حال، یک مسئله قدیمی هنوز پابرجاست: چه کسی قرار است سؤال‌های سخت را دنبال کند؟

 

کاهش سهم دانشجویان علوم پایه از ۱۴ درصد به ۷ درصد، زنگ خطری است که نمی‌توان آن را با یک مناسبت تقویمی پوشاند.

 

۱۳ شهریور شاید بیش از هر چیز باید یادآور همین تناقض باشد؛ کشوری که به ابوریحان افتخار می‌کند، باید برای دانشجویی که می‌خواهد در مسیر علم بنیادی قدم بگذارد، چیزی بیشتر از یک نام در تقویم داشته باشد.

پربازدیدترین آخرین اخبار