در زمین گمنام ولی آسمانیان او را می شناسند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۱۰۲۳۶
به مناسبت 18صفر، سالروز شهادت اويس قرني؛

در زمین گمنام ولی آسمانیان او را می شناسند

پیامبر اکرم، نشانه های اويس قرني را اینگونه بیان می فرماید: در زمین گمنام ولی آسمانیان او را می شناسند، اگر به خدا قسم خورد، سوگندش پذیرفته است. روز رستاخیز به دیگر مردمان گفته می شود وارد بهشت شوید ولی به «اویس» می گویند بمان و شفاعت کن.  
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛  اویس بن عامر قَرَنی، از پارسایانِ نامدار صدرِ اسلام، مُلَقب به «سیّدُ التابعین» و از اصحاب و حواریون حضرت علی علیه السلام بود. وی در قَرَن، از نواحی یمن دیده به جهان گشود.

اویس، در «قرن» شبانی و شتربانی می کرد و از این راه زندگی خود و مادرش را اداره می نمود. مادرش، پیرزنی ناتوان و به قولی نابینا و تحت سرپرستی پسرش بود.
 
در سال دهم هجرت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را به قصد تبلیغ اسلام به سوی یمن فرستاد.

سال دهم هجری، پیامبر خدا، حضرت علی علیه السلام را برای تبلیغ دین اسلام به یمن فرستاد، اویس چون جز رسالت پیغمبر و دعوت آنحضرت را شنید، ایمان آورد و مسلمان شد و یکی از مبلغان اسلام گشت.
 
هرچند که در زمان حیات پیامبر (ص) هرگز موفق به دیدار آنحضرت نشد.
 
درباره جزئیات زندگی او، اختلاف نظر وجود دارد و درباره شخصیت او، اقوال مختلف است.
 
برخی در وجود او شک کرده اند و احادیثی از پیامبر و علی علیه السلام به صورت ساختگی در باره اش نقل شده است.
 
نزد شیعه امامیه، او به عنوان یکی از یاران خاص امام علی (ع) مقامی بلند دارد و شیخ مفید (رحمة الله علیه) می فرماید: او از کسانی است که با آنحضرت، دست بیعت داده است.
 
در میان صوفیه، به علت عزلت گزینی و فقر و زهد و پارسایی اش، در شمار مشایخ بزرگ در آمده و نام او به عنوان یکی از زاهدان هشتگانه (= زهاد ثمانیه) در میان تابعین ثبت شده، تا آنجا که موجب پیدایش طریقت خاصی از تصوف با عنوان «اویسیه»، شد و گروهی او را پیرو مقتدای خویش می دانند.
 
او به تلاش برای معاش، به عنوان عبادت نگاه می کرد.گاه شتربان بود و زمانی هسته های خرما را جمع می کرد و شب هنگام آنرا می فروخت و از این راه زندگی ساده خود و مادرش را اداره و باقیمانده دستمزدش را در راه خدا انفاق می کرد.

دیگران را بر خود ترجیح می داد و گاه لباسش را به نیازمندان می بخشید. تا جایی که ایثار او، در کلام پیامبر (ص) می گنجد و آنحضرت می فرماید: "در میان امت من کسانی هستند که به دلیل نداشتن لباس، نمی توانند در مسجد حاضر شوند و ایمانشان به آنها اجازه نمی دهد که از مردم تقاضا کنند و از شمار آنها «اویس قرنی» و «فرات بن حیان» هستند".
 
اویس در کلام پیامبر (ص)

پیغمبر (ص) به اصحاب خود فرمود: "بشارت باد بر شما، به مردی از امت من که او را «اویس» گویند، در روز قیامت محشور می شود و عده بسیاری را به تعداد قبیله «مضر» و «ربیعه» شفاعت می کند".

و در روایتی است که پیامبر او را «نفس الرحمان» نامیده و فرمود: "من از سوی یمن (قرن)، بوی خدا می شنوم". و می فرمود: "بوی بهشت از جانب «قرن» می وزد".

آنحضرت بارها شوق دیدار او را اظهار می کرد و می فرمود: "هر کس او را ملاقات کرد، سلام مرا به او برساند و از او تقاضای استغفار کند".

و در حدیثی دیگر او را یکی از بهترین و نیکوکارترین تابعین معرفی می کند.
 
پیامبر اکرم، نشانه های او را اینگونه بیان می فرماید: "اویس قرآن تلاوت می کند و اشکش همواره از خوف خدا جاری است، دو جامه کهنه دارد، در زمین گمنام ولی آسمانیان او را می شناسند، اگر به خدا قسم خورد، سوگندش پذیرفته است. روز رستاخیز به دیگر مردمان گفته می شود وارد بهشت شوید ولی به «اویس» می گویند بمان و شفاعت کن. خداوند به تعداد دو قبیله «ربیعه و مضر» شفاعت او را می پذیرد".
و اینگونه اویس توسط پیغمبر خدا به همه مسلمانان معرفی می شد و وقتی از آنحضرت پرسیدند که اویس کیست که شما اینطور از او یاد می کنی؟ پیامبر پاسخ داد: "او با وجود عظمت و شخصیتی که دارد، در نظر شما فردی عادی است. اگر از بین شما غایب شود، هرگز سراغ او را نمی گیرید و اگر در انجمن شما حاضر شود به او اهمیت نمی دهید، اما در پیشگاه الهی، مقامی بزرگ دارد و در روز رستاخیز، عده زیادی از شفاعت او به بهشت می روند. او مرا نمی بیند ولی به آئین من ایمان می آورد و در رکاب علی بن ابیطالب علیه السلام کشته خواهد شد".
 
آن زمان که اویس قرنی سخت مشتاق دیدار پیامبر خدا شد، از مادرش اجازه خواست تا به حجاز رفته و آنحضرت را زیارت کند. پیرزن به او گفت: رخصت می دهم به شرط آنکه اگر پیامبر نبود بیش از نیم روز توقف نکن و زود بازگرد.
 
اویس، باشور و اشتیاق وصف ناپذیری بعد از پیمودن راهی طولانی به مدینه رفت، از قضا پیامبر به جایی دیگر رفته بود (در برخی منابع گفته شده که پیامبر برای جنگ به سفر رفته بود) او به حضرت ابلاغ سلام کرده و عذر خود را گفت و با حسرتی به یمن بازگشت.
 
چون رسول اکرم (ص) مراجعت نمود فرمود: این نور کیست که در این خانه می بینم گفتند: شتر چرانی از یمن بنام اویس، به اینجا آمد و بازشتافت. حضرت فرمودند: آری این نور اویس است که در خانه ما این نور را به هدیه گذاشته است.
 
او تا آخرین لحظه حیات رسول خدا، نتوانست آن حضرت را ملاقات کند، ولی توانست بسیاری از صحابه بزرگ را ببیند.
 
چند سال پس از رحلت رسول اکرم (ص) به کوفه آمد (ظاهرا در زمان خلافت خلیفه دوم (عمر بن الخطاب) بوده است). و بنابر نقل منابع تاریخی، خرقه پیامبر (ص) برحسب فرمان علی بن ابیطالب (ع) در زمان خلافت عمر بن الخطاب، به او دادند،
 
گفت و گویی بین او و خلیفه شد که «اویس» به طرفداری از حق خلافت علی (ع) برخاست که بیشتر منابع به ویژه شیعه، به آن اشاره کرده است.
 
خلیفه دوم نگاه کرد که اویس جامه ای ندارد و گلیم شتری بر خود پیچیده، او را ستود و اظهار زهد کرد و گفت: کیست که این خلافت را از من به یک قرص نان بخرد؟
 
اویس گفت: آنکس که عقل داشته باشد، از این خرید و فروش سر در نیاورد، اگر تو راست می گویی، بگذار و برو، تا هر که خواهد آن را برگیرد. عمر گفت: مرا دعا کن. اویس گفت: من بعد از هر نماز مؤمنین و مؤمنات را دعا گویم، اگر تو با ایمان باشی، دعای من ترا گیرد و گرنه من دعایم را ضایع نمی کنم.
 
اویس در نگاه علی بن ابیطالب علیه السلام

او ظاهرا در زمان حکومت علی علیه السلام، شهر کوفه را برای سکونتش انتخاب و جزو یکی از یاران علی (ع)، بلکه از حواریون آنحضرت بود، در جنگ جمل در رکاب علی (ع) و در جنگ صفین آنحضرت انتظارش را داشت و او را ستایش می کرد.
 
و چون، حضرت برای جنگ با معاویه بن ابی سفیان، از شهر کوفه به سمت شام حرکت کرد، در مسیر راه به صفین به منطقه ای بنام «ذی قار» رسید. توقف کرد و فرمود: امروز از کوفه 1000 نفر به سوی من می آیند و تا پای جان با من بیعت می کنند.
 
عبدالله بن عباس، پسرعموی آن حضرت می گوید: من شروع به شمارش افرادی که برای بیعت آمدند، کردم دیدم 999 نفر است. گفتم: انا لله و اناالیه راجعون: چه باعث شد که حضرت چنین گوید: ناگاه دیدم مردی پشمینه پوش و سلاح به دوش از سمت کوفه می آید به حضور علی (ع) رفت و عرض کرد: دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم. علی (ع) فرمود: بر چه چیزی بیعت کنی؟ گفت: بیعت بر شنیدن سخنانت و پیروی از دستوراتت و جنگیدن در رکابت تا مرگم فرا رسد، یا اینکه خداوند پیروزی نصیبت گرداند. علی (ع) فرمود: نامت چیست؟ گفت: اویس قرنی.
 
آن حضرت فرمود: الله اکبر! رسول خدا به من خبر داد که مردی از امتش را ملاقات می کنم که به او اویس قرنی گفته می شود. او از حزب خدا و رسول خداست. مرگش شهادت است و در آخرت به تعداد دو قبیله «ربیعه و مضر» شفاعت می کند.
 
اويس در شعر سنایی غزنوی

قرن ها باید که تا از پشت آدم، نطفه ای *** بایزید اندر خراسان، یا اویس اندر یمن.

ابوسعید ابوالخیر رابطه اویس با پیامبر را یک رابطه عرفانی معرفی می کند و چنین می سراید:

گر در یمنی چو با منی پیش منی *** گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی *** خود در غلطم که من توام یا تو منی

مولوی، عارف و شاعر مشهور قرن هفتم هجری، به کلام نورانی پیامبر اشاره می کند و می گوید:
 
بوی رامین میرسد از جان ویس *** بوی یزدان می رسد هم از اویس
از اویس و از قرن بوی عجب *** مر بنی را مست کرد و پرطرب
چون اویس از خویش فانی گشته بود *** آن زمینی آسمانی گشته بود.
 
اویس در شعر مولوی

مولانا جلال الدین محمدبلخی، عارف و شاعر مشهور قرن هفتم، به این کلام نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که «من نفس الهی را از طرف یمن استشمام می کنم» اشارتی دارد:
 
که محمد گفته بر دست صبا
 از یمن می آیدم بوی خدا 
بوی رامین می رسد از جان ویس
 بوی یزدان می رسد هم از اویس 
از اویس و از قَرَن بوی عَجَب
 مرنبی را مست کرد و پرطَرَب 
چون اویس از خویش فانی گشته بود 
آن زمینی آسمانی گشته بود 
آن کسی کز خود به کُلّی درگذشت
 این منی و مایی خود در نوشت
 
شهادت اویس

اویس در کنار آب فرات وضو می گرفت، آواز طبلی به گوشش رسید. پرسید این چه صدایی است؟ گفتند سپاه علی مرتضی به جنگ معاویه میرود و چاووش مردم را به صحنه نبرد دعوت می کند. گفت: هیچ عبادتی نزد من برتر از یاری و پیروی آنحضرت نیست. آنگاه برای کمک و همراهی سپاه علی (ع) به سوی مولایش حرکت کرد و در صفین با آنحضرت بیعت نمود و جزو نیروهای پیاده نظام سپاه بود.
 
وجودش در آن جنگ نقش مؤثری ایفا کرد. زیرا هنوز مسلمین، گفته های درخشان پیامبر خدا (ص) را که درباره اویس فرموده و محبوبیت او را در نظر پیامبر، فراموش نکرده بودند.
 
«عبدالرحمن بن ابی لیلی» و «ابونعیم اصفهانی» می گویند: در یکی از روزهای جنگ صفین مردی از میان سپاه معاویه بیرون آمد و به سپاه عراق (علی علیه السلام) گفت: آیا اویس قرنی در میان شماست؟ گفتند: آری. از او چه می خواهی؟ گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: اویس بهترین و نیکوکارترین تابعین است. آنگاه مرد شامی عنان اسب خود را برگرداند، از سپاه شام (معاویه) جدا شد و به سپاه عراق رفت و جزو لشگریان علی (ع) شد.
 
اویس درجنگ صفين با رشادت تمام علیه معاویه جنگید و در 18صفر سال 37 هـ ق شهید شد. پیکرش را در میان شهدا یافتند.

علی بن ابیطالب (ع) بر جنازه اش نماز خواند و به یاد او گریست.
 
 دروغ پردازان تاریخ، برای آنکه شهادتش را در این جنگ انکار کنند، تاریخ مرگ او را چند سال جلوتر آورده و ادعا کرده اند که او در زمان خلافت عمر بن الخطاب، در بازگشت از جنگ آذربایجان بیمار شد و سپس از دنیا رفت، وقتی او را به خاک سپردند، اثری از قبر و صاحب آن پیدا نشد. ولی با بررسی های دقیق، معلوم شده که اینها افسانه ای جعلی و ساختگی و تعصبی است.
 
مزار و مرقد اویس قرنی:

درباره مکان قبر او، روایات مختلفی است.
بعضی منابع مکانهایی در دمشق یا اسکندریه، دیار بکر و بایکان در استان سعرد ترکیه را منسوب به او میدانند اما مرقدی در شهر «رقه» سوریه، در سمت چپ قبر «عمار یاسر» که دارای گنبد و بارگاه و حرم کوچک و صحن است و در روی سنگی که روی قبر است به خط کوفی نام «اویس» نوشته شده است.

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: در روز رستاخیز منادی ندا می دهد، حواریون علی (ع) در کجایند؟ در این هنگام گروهی از یاران برجسته آن حضرت مانند محمد بن ابی بکر، میثم تمار و اویس قرنی برخاسته و از دیگران مشخص می گردند.

 منابع:
پايگاه اطلاع رساني تبيان
پايگاه اطلاع رساني حوزه نت
پايگاه اطلاع رساني جام طهور.
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار