کد خبر:۱۲۲۶۴۲
ايتالله جوادی آملی درپيامي به مسابقات قرآن دانشجويان:
اسلامی كردن دانشگاه مهمترين رسالت دانشگاهيان است
آيتالله جوادی آملی در پيامی به بيستوششمين دوره مسابقات قرآن دانشجويان وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، مهمترين رسالت دانشگاهيان را اسلامیكردن دانشگاه عنوان كرد.
به گزارش گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، بيست و ششمين دوره مسابقات قرآن دانشجويان وزارت علوم، تحقيقات و فناوری با قرائت متن پيام آيتاللهالعظمی جوادی آملی آغاز شد.
متن كامل اين پيام به شرح زير است:
حمد ازلی خدای را سزاست كه كلام خود را دلمايه پيروان وحی قرار داد؛ تحیّت ابدی پيامبران الهی به ويژه حضرت ختمینبوّت(ص) را رواست كه برترين معجزه وی قرآن حكيم است و درود بيكران، اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مخصوصاً حضرت ختمیامامت، مهدی موجودِ موعود (عجل الله تعالی فرجه الشريف) را بجاست كه عِدل كتاب بیبديل پروردگارند؛ به اين ذوات قدسی تولّی داريم و از معاندان لَدود آنان تبرّی میكنيم!
مقدم قرآنمدارانِ حفظ، قرائت، تفسير و ساير رشتههای وحيانی را گرامی میداريم و از دانشجويان مشتاق به كلام خدا تقدير و از دانشگاه گرانقدر مازندرانِ ولايتمدار و مسئولان دانشور و متدیّن آن كه ميزبان بيست و ششمين جشنواره سراسری مسابقات قرآن كريم دانشجوياناند، سپاسگزاری میكنيم.
مناسب است چند نكته در همين موضوع ارائه شود: يكم. اسلام، عبارت از اصولِ اعتقادی، اخلاق و احكام فقهی و حقوقی در شئون گونهگون انسانی است كه معارفِ وحيانی آن به وسيله دو وزنه وَزين يعنی قرآن مجيد و عترت اطهار(ع) به جامعه بشری منتقل شد.
آنچه به عنوان مطلب دينی برای امّت اسلامی مطرح است، چيزی است كه با برهان عقلی يا دليل نقلیِ معتبر، از دو منبع قويمِ يادشده استنباط شود. مجتهدان هر رشته، عهدهدار استخراج فروع دينی از منابع اصلی آناند و مرجع علمی و عملیِ ديگران خواهند بود. دوم. مهمترين رسالتِ دانشگاهها با هماهنگی اساتيد و محقّقان انديشور، همانا اسلامی كردن اين نهاد عظيم و بیرقيب فكری و فرهنگی كشور است.
معنای اسلامی كردن اين هسته مركزیِ علم، اسلامی كردن دانش و تدوين متون درسی، برابر آن است.
هر چند رعايتِ شئونِ اسلامی مانند برگزاری مسابقات قرآنی، اقامه نماز جماعت، احيای مراسم فراموش شده مذهبی، رعايت حجاب و عفاف و مانند آن، همگی لازم و از قداست خاص برخوردارند، ليكن عنصر محوری اين بنيان مرصوص، همانا علم است كه بايد اسلامی شود. سوم. حقيقت علم به معنای مجموع مسائل كه مؤلَّف از موضوعات، محمولات، روابط و نسبتهاست، مرهون دو اصل است: يكی معلوم عينی و ديگری كشف علمی.
معلوم عينی يعنی چيزی كه در جهان هستی، سهمی از وجود دارد و جزء پندارهای فسون و فسانه نيست و از گزند خرافه و آسيب گزافه مصون است و كشف علمی يعنی پی بردن صحيح به راز و رمز يك موجود عينی بدون مغالطه لفظی يا معنوی و بدون آنكه فرضیّه به جای دانش بنشيند و وهم و خيال، مجال را از عقل بگيرند و گمان برای يقين، كمانكِشی كند و بالأخره جهلِ مَشّاطیشده، بر كرسی دانشوری قرار گيرد و جهالت، منصوب و درايت، معزول گردد.
طبق اصل اول، هر چه در نظام هستی يافت میشود، خلقت خداست و طبق اصل دوم، هر چه در نظام معرفتی قرار دارد، حجّت خدا خواهد بود؛ نه هيچ معلولی میتواند صبغه خلقت را رها كند و كسوت عاريتی طبيعت را در بركند تا خلقتشناسیِ حق به طبيعتشناسی باطل تبديل گردد و نه هيچ علمی میتواند صِبغه حجّت خدا بودن را ترك كند و جامه دروغين رأی بشری را بپوشد، زيرا هم معلوم را خداوند آفريد: «اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیْءٍ»[1] و هم علم را خدا به بشر داد: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛[2] «عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ».[3] هيچ موجودی از صدر تا ساقه جهان هستی، محصول طبيعت نيست، بلكه مخلوق خداست و هيچ علمی اعم از تجربی، نيمهتجربی، تجريدی و شهودی، نتيجه ايجاد بشر نيست بلكه فيض خدا و حجّت اوست زيرا خداوند اولاً بشر را به تمام اركان دانشوری مجهّز فرمود، ثانياً راه رسيدن به رموز خلقت را فراسوی او نصب كرد، ثالثاً تحصيل دانش را واجب عينی يا كفايی و در برخی از موارد، راجح اعلام كرد، رابعاً به وسيله پيامآوران آسمانی، دفائن عقول و گنجينههای نهفته را شكوفا كرد و خامساً كوشش انديشوران را بها داد و رعايت حرمت اساتيد را لازم دانست و آنان را صدرنشينان قدربين و ديگران را قدردانان آنها قرار داد و ساير شئون اجتماعی را از نظر دور نداشت.
چهارم. دانشهای رايج بشری، تفسير خلقت خداست و اگر سخن در تفسير ساختار جهان مطرح میشود، آن نيز با معيارهای تعيينشده است، زيرا نظام خلقت بر اساس تسخير است نه قَسْر و تنها تسخير كننده، خداست: «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَا فِی السَّماوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً»[4] و هيچ قهر، قَسر و اكراهی در حوزه خلقت راه ندارد، بلكه تمام موجودات زمانی و زمينی برای بهرهدهیِ صحيح آفريده شدهاند.
عقل برهانی كه با دليل معتبر نقلی هماهنگ است و نيز دليل معتبر نقلی كه حتماً با برهان عقلی همآوا خواهد بود، همگی مُفسِّر فعل خدايند و همان طوری كه تفسير قولِ خدا، علمی است اسلامی، تفسير فعل خدا نيز دانشی است دينی. نه مصادرة خلقت به عنوان طبيعت رواست و نه مصادره حجّت خدا به عنوان رأی بشری سزاست بلكه معلوم، فعل خدا و علم، حجّت شرعی خداست و هيچ دانشی بدون حجیّت شرعی نيست.
اين مطلب سامی را عقل میفهمد و نقل معتبر تأييد میكند. اگر تمام علوم يادشده، تبيين فعل خداست و همه روشهای معرفتی چهارگانه مزبور، در صورت وجدان شرايط لازم و فقدان موانع معين، حجّت شرعیاند و هرگز نمیتوان از قلمرو دانش خارج شد؛ نه علمی را میتوان معزول كرد و به آن عمل نكرد و نه جهلی را میتوان منصوب نمود و برابر آن عمل كرد، نتيجه آن، اسلامی شدن علوم میشود. بنابراين دانشهای دانشگاهی، روح جديد میگيرد و اگر علمی مُرده بود زنده میشود و اگر خوابيده بود بيدار میگردد و اگر ناتوان بود پويا میشود و اگر رفتنی بود، مانا خواهد شد، البته روشن است كه حيات و ممات دانش، همانند زنده و مُرده بودن دانشمند، به الهی يا الحادی بودن آن است.
پنجم. هر چند در ملكوت جهان، اسرار دستنيافتنی هست، ليكن در مُلك عالَم يعنی نظام كيهانی، آسمان و تمام آنچه در قلمرو سپهر يافت میشود و زمين و همه آنچه در حوزة خاكی قرار دارد، يعنی از عمق درياهای ژرف تا اوج كهكشان، همگی دستيافتنی است اولاً و قابل بهرهبرداری عملی است ثانياً، زيرا اين مائده وسيع را خداوند برای جامعه بشری گستراند و شعاع انديشه و نفوذ انگيزه را در عقل نظری و عملی وی نهادينه كرده است و منابع اصلی را آفريد و كيفيت استنباط برخی از مبانی را از آن منابع، يادآور شد و نحوة استخراج موادّ علمی را از آن مبانیِ مستنبطِ از منابع، گوشزد كرد و اصل جامعِ «علينا القاءُ الاصول و عليكم التّفريع»[5] و نيز دستور فراگيرِ «... فأعْقَل ذلك و ابنِ عليه ما عَمِلْتَ صواباً»[6] را فراسوی پژوهشگران حوزه و دانشگاه قرار داده است.
ششم. دانش سكولار هرگز كشور را مستقل، آزاد و آباد نخواهد كرد. علمی كه مبدأ فاعلی و غايی آن در تبيين حقيقتِ معلوم، لحاظ گردد نه تنها در كاربرد خود جهتدار میباشد بلكه در متن خويش، دانشِ ناب دينی است و در صورت انقطاع از لحاظِ آفريدگارِ معلوم و همچنين بريده از استفاده از منابع نقلی، همانند كالای مسروق است.
توضيح مطلب آن است كه حضرت ختمی نبوت(س) دربارة خود و حضرت اميرمؤمنان علیبنابيطالب(ع) چنين فرمود: «أنا مدينة العلم و علیٌّ بابها»[7] و حضرت علی(ع) فرمود ما (اهل بيت) درهای علوم و معارف الهی هستيم و ورود به خانه از غير دربِ ورودی ممنوع است و اگر كسی از غير در وارد شود، سارق ناميده میشود: «...نَحْنُ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ وَ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَی الْبُیُوتُ إِلاَّ مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَیْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّیَ سَارِقاً»[8] يعنی دانشی كه از غير راه ولايت اهل بيتG كسب شود هر چند ظاهراً از منابع اسلامی باشد، همانند كالای مسروق بوده و بیاثر میباشد، پس اگر دانشی اصلاً از منابع وحيانی بهره نگيرد، حتماً بيهوده است.
هفتم. حضور قرآن در موارد گوناگون يكسان نيست، زيرا در برخی از نهادها با چهرة حكمت و در بعضی از ارگان ها با صِبغة موعظه حَسنه و در جای ديگر با هيئتِ جدال احسن خواهد بود: «ادْعُ إِلَی سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»[9] ليكن در مراكز حوزوی و دانشگاهی، با تمام ظرفيت آنها روبهروست، لذا با تعليم كتاب و حكمت برای پرورش عقل نظری و با تزكيه جهت شكوفايی عقل عملی حضور میيابد، چه اينكه برای تبيين اسلامی نمودن علوم، آياتی كه ساحت هستی را صحنه آفرينش خدا معرّفی میكند و قلمرو دانش با روشهای متنوّع را، افاضة علمی پروردگار میداند و ميدان انديشههای علمی را همراه با انگيزههای الهی توسعه میدهد و جهان خلقت را آماده هر گونه تغيير در راستای سنّت تحويلناپذير و غير قابل تبديل میداند، مطرح خواهد شد.
رسيدن به معارف والای قرآن در دو بخش دانش و مَنش، مشروط به طهارت روح از غبار غرور و رَیْن ريب است: «لَا یَمَسُّهُ إِلاّ الْمُطَهَّرُونَ»[10] و تمام حيله شيطان در ربودن حُلّة علم صائب و حُلْية عمل صالح از اندام رسای دانشگاهی است، لذا میكوشد هجرت به سرای ابد را از ياد ببرد و رهگذر موقّت را جاويد جلوه دهد و تحصيل رهتوشه را ارتجاع و تأمين تقوا را خسارت بنامد.
آنچه هماكنون در خاورميانه میگذرد، نموداری از بازی داعيهداران تمدن است كه از يك سو دست بر ماشة بشر كُشی دارند و از سوی ديگر زبان به حمايت از حقوق بشر گشوده دارند و از سويی اسلامستيزی و از ناحيه ديگر ايرانهراسی؛ گاهی با قلم آيات شيطانی و زمانی با رقم دينزدايی و گاهی با قدم قرآنسوزی و زمانی با هماهنگی مشئوم آلسعود و آلخليفه به دسيسه سياه استكبار و صهيونيسم، ابرههوار خانه خدا را ويران كردن، در كارنامه تيره و برنامه تاريك خود دارند.
اميد است فضای روشن دانشگاه مازندران كه ميزبان مهمانان قرآنمدار و عترتمحور است، بيش از پيش مشمول بركات الهی باشد./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰