کد خبر:۱۳۲۰۴۷
چرا جريان انحرافي از واژه «اقتدارگرا» استفاده ميكند؟
جريان فتنه در انتخابات سال88 لغت «اقتدارگرايي» را براي تخريب و حمله به دولت مطرح، و با بهرهگيري از ظرفيت رسانههاي داخلي و خارجي سعي در همسان سازي واژه اقتدارگرا و افراطي با واژه هاي بسيج و سپاه و جريان هاي انقلابي داشت.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» سميه سيواني زاد؛ «اقتدارگرا» واژه اي است كه اخيرا كاربرد زيادي در ادبيات سياسي جريان انحرافي دولت پيدا كرده است.
اقتدارگرایی عنوان نوعی الگوی روانشناختی و توضیح گونهای از ویژگیهای شخصیتی در انسان است. شخصیت قدرتنگر شخصیتی است خاص که در برابر هر عمل یا سخن، ضابطه و منطق درستی یا نادرستی را بر مبنای روابط قدرت قرار میدهد.
بدینسان چنین فردی زمانی که در برابر کلام یا پندی قرار میگیرد تنها با توجه به میزان قدرت گوینده، کلام را ارج مینهد یا طرد میکند.
چنین فردی در موقعیتهای سازمانی در برابر قدرت مافوق تسلیم محض است و از زیردستان نیز چنین تسلیمی را طلب میکند. این نوع شخصیت معمولاً به جای توجه به محتوا به قالب مینگرد و ملاک ارزیابی در نظر چنین شخصیتهایی به جای «محتوای سخن»، «کیستی گوینده» و به جای «سخن بهتر»، «سخن قویتر» است.
غلبه و قدرت گرفتن چنین شخصیت اجتماعی یکی از آفتهای جوامع محسوب میگردد.
به اين جمله از ميرحسين موسوي در 31مرداد سال88 در ديدار با خانواده ميردامادي توجه كنيد: «اگر هوشیاری و حق طلبی مردم نبود شاید امروز اوضاع از این هم بدتر بود؛ چرا که اقتدارگرایان در تدارک ریشهکن کردن اصلاح طلبی و حرکتهای مستقل با اتهامتراشی و انگزنی بودند، اما حضور میلیونی مردم در راهپیمائی 25خرداد مانع از عملیات گسترده علیه اصلاحات شد.»
موسوی: بر خلاف جناح اقتدارگرا جنبش سبز از عقل جمعی استفاده می کند.
ميرحسين موسوي در گفتوگو با سايت كلمه كه در سايت بي بي سي هم منتشر شد سپاه و بسيج را متهم به افراطي گري كرده، و اين نهاد انقلابي را اقتدارگرا خواند.
همانطور كه ملاحظه شد جريان فتنه در انتخابات سال88 لغت «اقتدارگرايي» و جريان «اقتدارگرا» را براي تخريب و حمله به دولت و همچنين نهادها و نيروهاي انقلابي ودلسوز نظام مطرح و با بهره گيري از ظرفيت رسانه هاي داخلي و خارجي سعي در همسان سازي واژه اقتدارگرا و افراطي با واژه هاي بسيج و سپاه و جريان هاي انقلابي داشت.
پس از شكست سنگين جريان فتنه از بصيرت مردم، بهره گيري از اين واژه به حداقل خود رسيد و در ادبيات سياسي كشور، عليه دولت و نيروهاي انقلابي كمتر شنيده مي شد. چند ماه پس از انتخابات 88 رهبر معظم انقلاب با سخناني حكيمانه مرز بين منتقدان درون نظام و دشمنان و شكست خوردگان را مشخص و راهكارهاي موثري جهت تعامل با اين دو گروه به دولت ارائه دادند.
معظم له در مراسم تنفيذ رئيس جمهور (تير1390)فرمودند: در كنار علاقهمندان به رئيس جمهور محترم كه ايشان علاقهمندان زيادى در داخل كشور، حتى در خارج از كشور دارند، دو دسته ديگر هم هستند كه بايد به اينها توجه كرد؛ يعنى حضور آنها را بايستى محاسبه كرد: يك دسته مخالفان عصبانى و زخمخورده هستند.
مطمئناً اينها در اين دورهچهارساله، در مقام معارضه با دولت برخواهند آمد. مخالفت كردند، باز هم مخالفت خواهند كرد. ليكن يك دسته ديگر هم هستند كه اينها جزو نظامند، با رئيس جمهور، با نظام هيچ دشمنىاى ندارند؛ ممكن است منتقد باشند.
اين منتقدان را بايد به حساب آورد؛ نظرات آنها را بايد شنيد؛ آنچه كه قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذيرفت. و من اميدوارم كه همين جور عمل بشود.
همچنين ايشان در ديدار با اعضاي هيئت دولت (18شهريور1388) با اشاره به ضرورت توجه به نظرات و نصايح علما از سوي دولت مي فرمايند: «نصيحت علماى دينى را قدر بدانيد، مغتنم بشماريد. گاهى علماى دين، بزرگان دين، مراجع حتي، نصايحى مي كنند، درباره مسائلى توصيههايى مي كنند؛ اين را مغتنم بشمريد؛ اينها را حمل بر محبت و علاقهمندى بگذاريد. ما مي دانيم، آقايان، علمايى هستند، حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف اين معنا باشند، او مورد محاسبه ما نيست و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزههاى علميه و در شهرستان ها هستند، اينها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامىاند.
مىبينند كه نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پيشرفت اهداف اسلامى كار كرده و دارد كار مي كند و تلاش مي كند، تلاش هاى شما را هم مىبينند، كمك هاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده مي كنند. يك وقت توصيهاى مي كنند، از روى علاقهمندى است، از روى دلسوزى است؛ اينها را خيلى بايد قدر دانست».
مقام معظم رهبري با اشاره به اينكه در سال هاي گذشته توهين ها و كينه توزي هاي زيادي عليه خدمات دولت نهم صورت گرفت فرمودند: اين موجب نشود كه حالا ما سينهمان تنگ بشود، بگوييم ما ديگر انتقاد را گوش نمي كنيم، يا اگر كسى اندك انتقادى در فلان گوشه از ما كرد، اين را حمل بر دشمنى بكنيم، نخير؛ انتقاد را گوش كنيم، انتقاد خوب است. همين طور كه گفته شده، اين يك هديهاى است كه به انسان داده مي شود؛ نقدهاى غير مغرضانهى بخصوص برخى نخبگان.
طبق سخنان مقام معظم رهبري، اطرافيان رئيس جمهور به سه دسته تقسيم بندي مي شوند: دسته اول مجموعه علاقه مندان و طرفداران رئيس جمهور كه همواره حامي دولت بودند.
دسته دوم مخالفان عصباني و زخم خورده و دشمناني كه قصد معارضه با دولت و نظام را دارند كه همان سران فتنه و شكست خوردگان در انتخابات و دشمنان خارجي مي باشند.
دسته سوم منتقداني كه جزو نظام هستند و هيچ دشمني با دولت و مجموعه نظام نداشته و فقط منتقد هستند كه البته بايد انتقادهاي ايشان شنيده و به آن توجه شود.
توصيه رهبر معظم انقلاب به شنيدن نظرات و انتقادات دسته سوم همچنين توجه به نصايح علما و دلسوزان نظام سخني راهگشا براي تعامل با جريانات مختلف كشور بود كه از همان اول به دولت دهم ارائه شد.
پس از مدتي كه از شكست فتنه گران و دشمنان نظام در فتنه 88 گذشت، تفكري منحرف كه در درون بدنه دولت رسوخ كرده بود نمود آشكاري پيدا كرد و رسما روبروي نظام و ولايت صف آرايي كرد.
اين جريان كه به جريان انحرافي معروف شد با هدف تصاحب قدرت و صدمه به اصل نظام و جايگاه ولايت فقيه فعاليت خود را روز به روز گسترش داده و رسما پروژه از ميان برداشتن منتقدان خود را كليد زد. ارتباط پنهان و پشت پرده جريان انحرافي با فتنه گران داخلي و خارجي موجب شد كه اين جريان التقاطي به جاي موضع گيري عليه كساني كه نقشه براندازي نظام را در سر مي پرورانند حمله به نيروها و نهادهاي انقلابي و دلسوز نظام را در دستور كار خود قرار داده و در اين راستا نيز در موارد زيادي مورد حمايت دشمنان معارض قرار گرفت.
دكتر رضا سراج، کارشناس مسائل سیاسی طي يادداشتي از ارتباط سركرده جريان انحرافي با «بنیاد مطالعات ایران» وابسته به اشرف پهلوی که «ریچارد فرای» مشاور آن است از واسطه های آمریکایی و انگلیسی نظیر هوشنگ امیر احمدی، علیرضا نوری زاده، شهرام همایون، واسطه های دیوید کامرون و الگور، همچنین خانم پریوش سطوتي پرده برداشت و يكي از گره هاي ارتباطي اين جريان با خارج را افشا كرد.
تغيير رويه رسانه هاي ضدانقلاب همچون بي بي سي نيز در حمايت از جريان نفوذي در دولت به جاي جريان فتنه قابل توجه است. برنامه «نوبت شما» بي بي سي فارسي كه در 23خرداد همزمان با فراخوان مشاوران كروبي و موسوي شروع به پخش شد با حمله به جريان موسوم به سبز با به كار بردن تعابيري چون «جنبش در حال احتضار است» و «ما باید با این جریان خداحافظی کنیم» و پررنگ كردن فعاليت ها و برنامه ريزي هاي جريان انحرافي عملا موضع خود را در حمايت از اين جريان نفوذي اثبات كرد.
حضور گسترده فتنه گراني چون بهزاد نبوي، محسن آرمين، محمدرضا خاتمي، علي شكوريراد، رضا تهراني سردبير ماهنامه توقيف شده كيان، محمد علي ابطحي و حسين مرعشي در مراسم ختم پدر همسر عباس اميري فر(از نزديكان دستگير شده سركرده جريان انحرافي)، سخنان حجاريان مبني بر امكان پذير بودن ائتلاف اصلاح طلبان با مشايي. پيوندهاي اين دو جريان نفوذي در دولت و فتنه را بيش از پيش آشكار كرد.
نكته قابل توجه اين است كه جريان نفوذي در دولت مانند جريان فتنه براي از ميان برداشتن مخالفان خود لفظ «اقتدارگرا» را دوباره احيا كرده و در اين جريان سازي از ابزار رسانه به عنوان بهترين وسيله بهره برد.
جريان انحرافي برخلاف نظر مقام معظم رهبري كه دشمنان و زخم خوردگان انتخابات را عامل توطئه و معارضه عليه دولت مي دانستند ، با بهره گيري از تاكتيك برچسب زدن سعي دارد نيروهاي انقلابي، دلسوز و منتقد كه جزو نظام هستند را با واژه اقتدارگرا همسان سازي كرده، و اين چنين وانمود كند كه اين دسته قصد توطئه و معارضه عليه دولت را در سر دارند و فلش حمله و موضع گيري عليه دشمنان و فتنه گران را به سمت نيروها و نهاد هاي انقلابي تغيير دهد.
اطلاق واژه اقتدارگرا به شخصيت هايي چون حضرت آيت الله مصباح كه رهبر معظم انقلاب درباره ايشان مي فرمايند: «بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را میدانم. واقعا میدانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنهای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را ...حالا به این تعبیر بگوییم، خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است»
نهادهاي انقلابي چون سپاه و بسيج كه جزو اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي هستند تغيير جهتي محسوس به نفع فتنه گران است كه از سوي جريان انحرافي دنبال مي شود و نشان داد كه اهداف آنان در تخریب استوانه های فکری – عقيدتی نیز کاملا همسو با جریان فتنه می باشد.
روزنامه ايران به عنوان يكي از رسانه هاي مكتوب وابسته به اين جريان در ويژه نامه سياسي خود كه در 21خرداد از سوي عناصر دست چندم جریان نفوذی در دولت تهيه شده بود، در نوشته اي با عنوان «جن گیرها و رمال ها را چه کسانی به دولت احمدی نژاد منتسب كردند» شخصيت هايي مانند آيت الله مصباح يزدي، آيت الله صادق آملي لاريجاني، آيت الله علم الهدي، سردار محمد علي جعفري و حجت الاسلام عليرضا پناهيان را اقتدارگرا و عامل جنگ رواني عليه دولت معرفي مي كند.
در حاشيه اين ويژه نامه سياسي به قلم حسن قاسمي مطلبي نگاشته شده با عنوان «شارلاتانيزم مطبوعاتي درآمدي بر روش شناسي رسانه هاي اقتدارگرا» كه در آن با استفاده از آيات و روايات، عملكرد رسانه هاي اصولگرا را مورد حمله قرار مي دهد.
از ديگر حربه های جنگ های روانی اين روزنامه، یکی دانستن مواضع آیت الله مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی و ميرحسين موسوي است كه در جاي خود جاي تعجب دارد. یادداشت های علی اکبر جوانفکر، مدير عامل خبرگزاري دولتي ايرنا و همچنين روزنامه ايران عليه نيروهاي انقلابي و اطلاق واژه «اقتدارگرا» براي رسانه هايي كه خبر انتساب وزير اطلاعات را به نقل از دفتر رهبري منتشر كرده بودند نيز از مصاديق تغيير جهت به سمت اهداف فتنه گران است.
نتيجه اين كه همسان سازي واژه «اقتداگرا» به نام نيروها و نهادهاي انقلابي، فريبي رسانه اي است كه هوشمندانه وارد ادبيات سياسي جريان نفوذي و منحرف شده است و تضعيف نظام و ولايت را با حمله به دلسوزان انقلاب دنبال مي كند كه كليد واژه بطلان اين فريب بصيرت است، همان كه در بيانات امام خامنه اي و عمل مردم تاكنون فراوان ديده شده است.
سخن را با كلام حكيمانه مقام معظم رهبري درباره انحراف از خط امام به پايان مي رسانيم كه فرمودند: «اگر كسى يا جريانى بخواهد به نام عقلگرايى، از ارزش هاى اسلامى و انقلابى عدول كند، اين انحراف است. اگر كسى بخواهد به وسيلهى عقلگرايى، در مقابل دشمن، بىتقوايى به خرج بدهد، وابستگى به وجود بياورد، اين انحراف است، اين خيانت است. آن عقلانيتى كه در مكتب امام بزرگوار ما هست، اقتضا نمي كند كه ما از خدعه دشمن غافل شويم، از كيد او غافل شويم، از نقشه عميق او غافل شويم، به او اعتماد كنيم، در مقابل او كوتاه بياييم. هرچه كه انسان در مقابل دشمن كوتاه بيايد، پشتوانهى عظيم معنوى در درون كشور و درون ملت را از دست خواهد داد.
همين طور در نقطهى ديگر؛ اگر به نام عدالتخواهى و به نام انقلابي گرى، اخلاق را زير پا بگذاريم، ضرر كردهايم؛ از خط امام منحرف شدهايم. اگر به نام انقلابي گرى، به نام عدالتخواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كسانى كه از لحاظ فكرى با ما مخالفند، اما مي دانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذا و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شدهايم.
اگر بخواهيم به نام انقلابي گرى و رفتار انقلابى، امنيت را از بخشى از مردم جامعه و كشورمان سلب كنيم، از خط امام منحرف شدهايم. در كشور آرا و عقايد مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانهاى بر يك حركتى، بر يك حرفى منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاهها موظف بايد تعقيب كنند و مي كنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاى نباشد، كسى است كه نمي خواهد براندازى كند، نمي خواهد خيانت كند، نمي خواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقه سياسى ما، با مذاق سياسى ما مخالف است، ما نمي توانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور مي دهد و ميگويد: مخالفت شما با يك قومى، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوى»؛ اين عدالت، نزديكتر به تقواست.
مبادا خيال كنيد تقوا اين است كه انسان مخالف خودش را زير پا له كند؛ نه، عدالت ورزيدن با تقوا موافق است. همه هوشيار باشيم، همه بيدار باشيم»./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.