بحران غذایی در حاشیه تعطیلی دولت آمریکا
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، در حالی که بحران اقتصادی و بیامنیتی غذایی در ایالات متحده روز به روز تشدید میشود، جمهوریخواهان در کنگره با مسدود کردن پرداخت کامل مزایای SNAP (برنامه کمک تغذیهای تکمیلی) در ماه جاری، بار دیگر نشان دادند که چقدر از نیازهای اساسی مردم غافلاند. این اقدام، که پس از تعطیلی طولانیمدت دولت فدرال در پی آمده است، نمایانگر عمق بیتوجهی و بیکفایتی سیاسی در ایالات متحده است. در حالی که میلیونها آمریکایی به این برنامه وابستهاند تا بتوانند خانوادههای خود را تغذیه کنند، جمهوریخواهان و دولت ترامپ بهجای حل بحران، از آن برای پیشبرد بازیهای سیاسی خود استفاده کردهاند.
بازی با زندگی مردم: اولویتهای اشتباه جمهوریخواهان
سیاستمداران جمهوریخواه که خود را حامی «مردم آمریکا» میخوانند، نهتنها در مواجهه با مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم بیتفاوتاند، بلکه با اقداماتی چون مسدود کردن مزایای SNAP، عملاً میلیونها نفر را در معرض خطر قرار دادهاند. اگرچه این برنامه بهطور مستقیم بر ۴۲ میلیون آمریکایی که به آن وابستهاند تأثیر میگذارد، اما جمهوریخواهان بهجای تمرکز بر نیازهای فوری مردم، به جنگهای سیاسی خود ادامه میدهند و همچنان از قدرت خود برای انجام حرکات سیاسی بینتیجه استفاده میکنند.
جان باراسو، رئیس گروه اکثریت جمهوریخواه سنا، در توجیه این اقدام، آن را «حرکتی سیاسی» از سوی دموکراتها خواند. او تأکید کرد که «بازگشایی دولت» بهترین راه برای بازگرداندن مزایا است. این اظهارات نشان میدهد که در نظر جمهوریخواهان، این بحران انسانی تنها بهعنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی کوتاهمدت استفاده میشود. این در حالی است که نیاز به تصمیمگیری فوری و حمایت از افراد آسیبپذیر بهوضوح حس میشود.

ترامپ و بازی با جان مردم برای اهداف سیاسی
دولت ترامپ نیز در این میان نقش مهمی ایفا کرده است. همانطور که جف مرکلی، سناتور دموکرات، اشاره کرده، دولت ترامپ از «استراتژی گرسنگی آمریکا» استفاده میکند تا آسیبهای بیشتری به مردم وارد کند. ترامپ در این بحران نهتنها نتواسته است برای حمایت از افراد نیازمند گامهای عملی بردارد، بلکه به نظر میرسد از این وضعیت بهعنوان ابزاری برای ایجاد فشار سیاسی بر دموکراتها و تحمیل خواستههای حزبی خود استفاده میکند. این حرکتها فقط نشاندهنده بیکفایتی نیستند، بلکه نشانی از رویکردی غیرانسانی هستند که در آن زندگی و رفاه مردم به یک ابزار سیاسی تبدیل میشود.
ترامپ و جمهوریخواهان در این بحران، نه تنها نتواستهاند از زندگی روزمره میلیونها نفر حمایت کنند، بلکه با مسدود کردن برنامههای کمکرسانی و بحرانآفرینی در شرایطی که مردم به شدت نیازمند حمایتاند، بحرانهای انسانی جدیدی را ایجاد کردهاند.

حمایت از سیاستهای انسانی و اصلاحات فوری
در چنین شرایطی، آمی کلوبوچار، سناتور دموکرات از ایالت مینهسوتا، به صراحت اعلام کرد که دولت ترامپ باید از منابع خود برای تأمین کامل مزایای SNAP استفاده کند و به بازیهای سیاسی خاتمه دهد. او خواستار استفاده از تمامی منابع موجود برای رفع مشکلات غذایی مردم شد و گفت که این اقدامات به هیچ عنوان کافی نیستند.
این بحرانها، در کنار تعطیلیهای مکرر دولت و سیاستهای نادرست ترامپ، به وضوح نشان میدهند که سیستم حکومتی آمریکا در بسیاری از مواقع به جای حل بحرانهای اجتماعی، به اهداف سیاسی خود اهمیت میدهد. در حالی که میلیونها آمریکایی در بحران معیشتی گرفتار شدهاند، ترامپ و جمهوریخواهان به بازیهای سیاسی خود ادامه میدهند.

سیاستهای بیرحمانه و ساختار ناکارآمد آمریکا
آمریکا که خود را بهعنوان بزرگترین دموکراسی دنیا میشناسد، در عمل نهتنها در حل بحرانهای اجتماعی و اقتصادی عاجز است، بلکه ساختار سیاسی آن به جایی رسیده که بسیاری از سیاستگذاران خود را بیشتر درگیر حفظ قدرت و انجام بازیهای سیاسی میبینند تا حل مشکلات واقعی مردم. تعطیلیهای دولتی مکرر، بحرانهای بودجهای و ناتوانی در رسیدگی به مشکلات اقتصادی اساسی، نمونههایی از ساختار ناکارآمد این سیستم هستند که در آن مردم قربانی منافع و بازیهای سیاسی جناحهای مختلف میشوند.
سیستمهای حمایتی در ایالات متحده بهطور فزایندهای ضعیف شدهاند، بهطوری که در مواجهه با مشکلات اقتصادی و بیامنی غذایی، به جای برنامهریزیهای بلندمدت و راهکارهای اصولی، هرگونه طرح به سرعت تحت تأثیر بازیهای سیاسی قرار میگیرد. این روند، علاوه بر افزایش نارضایتی عمومی، به کاهش اعتماد مردم به نهادهای دولتی و سیاسی منجر میشود.

قربانی شدن مردم برای منافع سیاسی
در نهایت، مسدود کردن مزایای SNAP و بحرانهایی از این دست، تنها نشانهای از بیرحمی و بیتوجهی سیاسی است که جمهوریخواهان و ترامپ از آن بهرهبرداری میکنند. در حالی که میلیونها آمریکایی در انتظار کمک برای تأمین نیازهای اولیه خود هستند، این سیاستمداران به جای تمرکز بر راهحلهای عملی، به دنبال تفرقهافکنی و ایجاد بحرانهای جدید هستند. چنین رویکردی نه تنها مشکلات اساسی را حل نمیکند، بلکه به افزایش بیاعتمادی عمومی نسبت به سیستمهای سیاسی و دولتی منجر میشود.