بلک فرایدی در ایران؛ حُقه بازاریابی و تبلیغاتی یا فرصتی برای مصرف کنندگان؟ / کمپین های تبلیغاتی در کمین برای ورود به رسانه و فرهنگ عمومی!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، (Black Friday) یا "جمعه سیاه"، رویدادی جهانی است که ریشه در فرهنگ مصرف آمریکایی دارد و معمولاً با تخفیفهای گسترده در آخرین جمعه ماه نوامبر همراه است.
این پدیده در سالهای اخیر به ایران راه یافته و عمدتاً توسط فروشگاههای آنلاین مانند دیجیکالا، اسنپ و بامیلو (که دیگر فعال نیست) ترویج میشود. اما در زمینه اقتصاد ایران، که با چالشهایی مانند تورم بالا، نوسانات ارزی و تحریمها دستوپنجه نرم میکند، بلک فرایدی بیشتر به یک ابزار بازاریابی تبدیل شده تا یک فرصت واقعی برای مصرفکنندگان. در ادامه، به بررسی تحلیلی جنبههای مختلف این رویداد میپردازیم.
ناسازگاری بلک فرایدی با اقتصاد ایران
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تأثیر تورم مزمن (بالای ۴۰ درصد در برخی دورهها)، کاهش قدرت خرید خانوارها و مشکلات زنجیره تأمین قرار گرفته است. بلک فرایدی، که در کشورهای غربی برای خالی کردن انبارها و تحریک تقاضا طراحی شده، در ایران اغلب با واقعیتهای اقتصادی همخوانی ندارد. چالشهای اقتصادی: در غرب، این رویداد بخشی از چرخه فصلی مصرف است که با ثبات اقتصادی همراه است.
اما در ایران، نوسانات ارز باعث میشود واردات کالا (مانند لوازم الکترونیکی) گران شود، و فروشندگان برای جبران هزینهها، قیمتها را پیش از رویداد افزایش میدهند. برای مثال، گزارشها نشان میدهد که بلک فرایدی در ایران بیشتر یک "بازی دوسر برد" برای فروشندگان است تا مصرفکنندگان، زیرا به جای تخفیف واقعی، اغلب کالاهای انباری یا کمکیفیت با قیمتهای دستکاریشده عرضه میشود.
همچنین، با توجه به وضعیت اقتصادی ایران که همچنان بخش بزرگی از آن با روشهای سنتی و محلی پاسخ دهنده نیازها است، این رویداد نمیتواند تقاضای پایدار ایجاد کند و بیشتر به عنوان یک "حقه بازاریابی" عمل میکند. این را هم در نظر بگیریم که بازاریابی محتوایی در فضای دیجیتال ایران بدون پیوست فرهنگی یا توجه به بوم فرهنگ مصرف ایرانیان رشد کرده که همین باعث می شود تا بلک فرایدی نه به عنوان یک موضوع واقعی بلکه تحت عنوان کلید واژه ای برای ترند سازی و ترغیب مشتری به خرید بیشتر از پلتفرمهای بزرگ فروش کالا و خدمات عمل کند.
بلک فرایدی به نفع پلتفرمهای بزرگ مانند دیجیکالا است، نه اقتصاد کلان!
بلک فرایدی را در ایران و به خصوص بازار پلتفرمهای فروش حتی نمی توان یک حراج بزرگ دانست بلکه فرصتی برای فروش بیشتر است که تنها به سود فروشنده عمل میکند در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی)، پیشبینی میشود فروش آنلاین در این دوره افزایش یابد، که این امر به رشد اقتصاد دیجیتال کمک میکند. اما این سازگاری محدود است و بیشتر به نفع پلتفرمهای بزرگ مانند دیجیکالا است، نه اقتصاد کلان.
در مجموع، بلک فرایدی با اقتصاد تورمی ایران سازگار نیست و اغلب به عنوان یک پدیده وارداتی و ناهماهنگ ظاهر میشود که میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد وارد کند.
اعتماد به تبلیغات کالا و تخفیفها در فروشگاههای آنلاین و اعتماد به تخفیفهای بلک فرایدی در ایران پایین است، زیرا بسیاری از آنها ساختگی یا فریبنده هستند. گزارشها نشان میدهد که فروشگاهها اغلب قیمتها را چند روز قبل افزایش میدهند تا تخفیف ظاهری ایجاد کنند – مثلاً کالایی ۹۰ هزار تومانی را به ۳۲۰ هزار تومان میرسانند و سپس با "تخفیف" به ۲۰۰ هزار تومان میفروشند.
بلک فرایدی اعتماد کلی به تجارت آنلاین را کاهش میدهد!
پلیس فتا نیز نسبت به افزایش کلاهبرداریهای اینترنتی در این دوره هشدار داده، مانند فروشگاههای جعلی که با تبلیغات فریبنده حساب بانکی مشتریان را خالی میکنند. برای افزایش اعتماد، مصرفکنندگان باید از ابزارهایی مانند چککننده قیمت (مانند ترب یا ایمالز) استفاده کنند و از خریدهای هیجانی اجتناب ورزند. در کل، اعتماد به این تخفیفها حدود ۳۰-۴۰ درصد است و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. بلک فرایدی عمدتاً برای کدام طبقه اجتماعی است؟ در اصل، بلک فرایدی برای طبقه متوسط طراحی شده که منتظر تخفیفها برای خرید کالاهای غیرضروری هستند.
در ایران، این رویداد عمدتاً طبقه متوسط شهری را هدف قرار میدهد – کسانی که دسترسی به اینترنت پرسرعت دارند، قدرت خرید متوسط (مثلاً برای لوازم الکترونیکی یا لباس) و آگاهی از روندهای جهانی. این طبقه اغلب در شهرهای بزرگ مانند تهران زندگی میکنند و از پلتفرمهای آنلاین استفاده میکنند.
کمپین های تبلیغاتی در کمین برای ورود به رسانه و فرهنگ عمومی!
سال گذشته پای بلک فرایدی به تبلیغات در تلویزیون هم کشیده شد. امسال هم دیجیکالا در کمپین بلک فرایدی خود در رسانه ملی قصد پخش تیزرهای تلویزیونی برندها از طریق بستههای تبلیغاتی را دارد. در گزارشی که با عنوان دیجیکالا در کمپین بلکفرایدی خود به تلوزیون وارد میشود ارائه داده از بسته ای متنوع برای ورود با این ترفند بازاریابی به تبلیغات تلویزیونی خبر داده است.
هرچند مقاومت هایی برای پخش تبلیغات با کمپین بلک فرایدی وجود دارد ولی دیجی کالا پیشنهاد وسوسه کننده ای به برندها برای پیوستن به آن داده است و قصد دارد برای اولین بار تبلیغات تلویزیونی را به برنامه کمپین خود اضافه کند.
در فرایند این کمپین، برندها میتوانند با انتخاب بستههای مختلف از طریق آژانس «دیجیکالا ادز»، تیزرهای اختصاصی خود را با همکاری دیجیکالا در تلویزیون پخش کنند؛ در این تبلیغات تلوزیونی به نام برند و دیجیکالا به صورت همزمان اشاره میشود. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که با اینکه کمپینهای بلک فرایدی در سالهای اخیر در ایران بسیار محبوب شدهاند، استفاده از تلویزیون در این مناسبت تاکنون محدود بوده است.
تأثیر بلک فرایدی بر فرهنگ مصرف ایرانیها
فرهنگ مصرف در ایران سنتی بر پایه قناعت، مدیریت منابع و خریدهای ضروری استوار است. بلک فرایدی، با ترویج مصرفگرایی هیجانی، این فرهنگ را چالش میکشد. تأثیرات منفی: این رویداد خریدهای انبوه و غیرضروری را تشویق میکند، که با آموزههای سنتی مانند "قناعت" در تضاد است.
در بلندمدت، این پدیده میتواند فرهنگ مصرف ایرانی را به سمت مصرفگرایی غربی ببرد، اما مقاومت فرهنگی (مانند تأکید بر خریدهای محلی) آن را محدود میکند. بلک فرایدی در ایران بیشتر یک پدیده تبلیغاتی است تا یک فرصت اقتصادی واقعی، و با چالشهای اقتصاد تورمی سازگار نیست.
اعتماد به تخفیفها پایین است و اغلب فریبنده هستند، که این امر طبقه متوسط شهری را هدف قرار میدهد اما میتواند نابرابری را افزایش دهد. تأثیر فرهنگی آن دوگانه است: ترویج مصرفگرایی در برابر قناعت سنتی.
برای مصرفکنندگان، توصیه میشود با احتیاط خرید کنند و قیمتها را رصد نمایند. در نهایت، این رویداد نشاندهنده نیاز ایران به مدلهای بومی حراجی است که با واقعیتهای اقتصادی و فرهنگی همخوانی داشته باشد.