بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۵۰۸۸
گزارش|

بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟

پرونده جفری اپستین تنها یک جنایت فردی نیست بلکه نشانه‌ای از فروپاشی اخلاقی در سیستم‌های قدرت و رسانه‌های غربی است که در آن سکوت نهادها به عادی‌سازی خشونت و تجاوز منجر شده است.
بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، «استیون هاوکینگ در جزایرِ جفری گیلاس می‌زند.» این اوّلین شوک خبری درباره پرونده فساد بزرگ جفری اپستین بود. خبری که ناگهان بر سر جامعه نخبگانی اروپا و بسیاری از علاقه‌مندان علم فیزیک آوار شد. آیا این همان هاوکینگ بود؟ همان هاوکینگی تا دیروز در فرهنگ اروپا به عنوان الهه علم و خرد و عقلانیت پرستش می‌شد؟ همان که حالا در خانه فساد جفری اپستین، مفسدِ اخلاقی مشهور بر تختی تکیه زده  و عیش و نوش می‌کرد؟ چه چیزی او را به اینجا کشانده بود؟ 

بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟

 


این خبر، اولین شوک خبری عمومی بود اما نه اولین خبر؛ بیایید شبیه داستان‌های پوآرو، قصه را از یک جنازه شروع کنیم. جنازه میلیادر آمریکایی‌ِ متجاوزی که سال‌ها پیش از افشای حضور هاوکینگ و دوستان در خانه فسادش، در سال 2019 دستگیر شده و حتی مرده بود. اما آن چیزی که حیرت افکار عمومی را در سطوح بین‌المللی برانگیخت خبر مرگ یا دستگیری او نبود. بلکه سیل اخباری بود که گواهی از حضور افرادی مشهور و به‌نام در کنار او می‌داد. اشخاصی که یکی یکی بندشان توسط عکس‌ها و صوت‌ها و کلیپ‌ها به آب داده می‌شد و دیگر چاره‌ای جز پذیرش نداشتند. سندها محکم بود. آنقدر محکم که پای سیاست‌مداران آمریکایی هم به میدان کشیده شد. 

بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟


آشپزانِ آشِ روشنفکری، سلّاخِ زنانِ خود

اگر پرونده اپستین را فقط به‌عنوان «جنایت یک فرد» ببینیم، عملاً مسئله را ساده‌سازی کرده‌ایم. جفری اپستین مرد. اما شبکه‌ای که او را ساخته بود زنده ماند و هنوز هم در حال سوءاستفاده جنسی و روانی از زنان است. شبکه‌ای که حضور شخصی مانند اپستین را ممکن کرد و حتما برایش کاری ندارد که جفری اپستنِ بعدی را نیز ممکن کند. از منظر اخلاقی این پرونده نشانه‌ی فروپاشی اخلاق در سطح شبکه‌ای است. نه خطای فردی. ما با یک کنش غیراخلاقیِ منفرد طرف نیستیم، بلکه با یک زنجیره ارتباطی در قلب فرهنگ غرب طرفیم. نهادهایی که می‌دانستند و سکوت کردند، رسانه‌هایی که سال‌ها یا نادیده گرفتند یا سطحی پوشش دادند و فرهنگی که قدرت و ثروت را بالاتر از کرامت انسانی نشاند و حتی در مرحله افشای این فساد، نام و چهره زنان و کودکان قربانی را از تصاویر و کلیپ‌ها حذف نکرد. همان شبکه‌ای که در کنفرانس‌هایش از جنسِ دومِ سیمون دوبوار حرف می‌زند و سال‌هاست معتقد است که مردانِ سفیدِ اروپاییِ ناجیِ زنانِ رنگین‌پوستِ آسیایی هستند. همان مردانی که در مواجهه با زنانِ سفید خود آن‌ها در دیگ فساد و قدرت می‌بلعند و برای کشورهایِ شرقی آشِ روشنفکری می‌پزند. فمنسیم غربی و مسیر حرکتش از ابتدا تا جنبشِ می‌تو، به خوبی به جامعه فهماند که دفاع از حقوق زنان بدون نقد قدرت و ثروتِ جهان غرب، صرفا یک ژست است. ژست هم زیباست. سر و صدا دارد. اما بازدارنده نیست.   


مشارکتِ در قتلِ غیرعمد

در اخلاق کانتی، انسان «غایت» است، نه «وسیله». اما پرونده اپستین دقیقاً در نقطه‌ای‌ ایستاده که در آن انسان‌ها (به‌ویژه زنان قربانی) به ابزار لذت، قدرت و معامله تقلیل داده شدند؛ و آنچه این فاجعه را عمیق‌تر می‌کند، مشارکت خاموش یک سیستم کامل در این تقلیل است. یک امر کاملا ضداخلاقی؛ بله. اروپاییان این‌چنین به پدر روشنکفریِ خود «کانت» پشتِ پا می‌زنند! رسانه نیز در چنین پرونده‌هایی سه مسیر دارد: افشاگری اخلاق‌محور، سکوت محافظه‌کارانه و کالایی‌سازیِ رسوایی. که جهان غرب و رسانه‌های اروپایی معمولا مسیر آخر را برمی‌گزینند. در روند افشای پرونده و اطلاع‌رسانی پرونده جفری اپستین، رنج زنان قربانی را تبدیل به «محتوا» می‌کند شرّ، به «داستانی جذاب» تقلیل می‌یابد که یوتیوبرها برایش محتوای سرگرم‌کننده تولید می‌کنند و در نهایت تکرار، جای داوری اخلاقی را می‌گیرد. شخصی مثل جفری اپستین، فقط در غالب دادگاه محاکمه می‌شود. محاکمه او در شبکه فساد غربی و رسانه‌های وابسته آن تبدیل به یک مسخره‌بازیِ محض می‌شود. درنهایت امر اخلاقی ذوب می‌شود. نه قبح باقی می‌ماند، نه خشم اخلاقی پایدار.

بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟

 اخبار پرونده جفری اپستین، فقط مصرف است. این همان نقطه‌ای‌ست که اخلاق در رسانه فرو می‌ریزد و از تمام این زنان قربانی و کودکانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، فقط یک فرآیند عادی سازی باقی می‌ماند. عادی‌سازی، همان چیزی که بسیار خطرناک‌تر از خودِ جنایت و هسته بحران است. وقتی چنین اتفاقی در این سطح، توسط رسانه فقط به یک موج خبری و حتی ابزاری برای تولید محتوا تبدیل می‌شود، نه‌تنها بازدارندگی ندارد، بلکه عادی و نرمال می‌شود. واضح است که جز یک دادگاه و چندین سال حبس، آن هم فقط برای جفری اپستین، در این فرایند هیچ پیامد اخلاقیِ ملموسی دیده نمی‌شود. حساسیت اخلاقی در فرهنگ از بین می‌رود و بزرگترین شکاف در فرهنگ ایجاد می‌شود : « نسل بعدی با آستانه‌ی بالاتری از تحمل بی‌اخلاقی بزرگ می‌شود »

 

چگونه می‌شود با این سطح از ابتذال مبارزه کرد؟

ابتذال زمانی شکل می‌گیرد که شرّ قابل‌مصرف شود. و برای مقابله با این جریان رسانه‌ای، باید ابتدا شر را از یک کالای مورد مصرف خارج کرد. از نمایش به داوری اخلاقی برگشت، از تیتر به تبیین و از شوک به معنا.
یعنی رسانه به‌جای پرسیدن «چه کسی بود؟» بپرسد: «چگونه ممکن شد؟ چه سازوکاری این را ممکن کرد؟ چه سکوتی هم‌دست بود؟» وقتی روایت ساختاری شود، شر دیگر سرگرم‌کننده نیست؛ سنگین می‌شود و ابتذال دقیقاً از سنگینی می‌ترسد.آنجا که دیگر از مصرف به قضاوت وارد شود و درباره‌ش تصمیم‌گیری فرهنگی صورت بگیرد. این همان مقاومتِ فرهنگی در برابرِ دانستنِ بی‌مسئولیت است. همان‌چیزی که به مخاطب یاد می‌دهد :«هرچیزی که قابل دیدن است، قابل مصرف‌کردن نیست.» و دقیقا ابتذال همینجا شکست می‌خورد. زمانی که مخاطب از تماشاگری خنثی به داور اخلاقی تبدیل شود، شر را تشخیص دهد و برایش نام‌گذاری کند. 

 

بازخوانی اخلاقی از پرونده جفری اپستین / چگونه فساد در بطن فرهنگ غرب ریشه دوانده است؟


سیره آقای جفری اپستین، سوژه خوبی برای سیاحتِ غرب

پرونده اپستین فقط یک رسوایی نیست، یک آینه است. آینه‌ای که نشان می‌دهد اخلاق در رسانه چطور تحلیل می‌رود شر چگونه عادی می‌شود، مرزهای اخلاقی چگونه از بین می‌روند و جامعه چگونه به تماشاگری بی‌حس بدل می‌شود؛ و تمام این مراحل توسط جریان‌شناسیِ دقیق رسانه‌های غربی مدیریت و کنترل می‌شود. اگر سال‌ها بعد وجدانی در اروپا بیدار شود و بخواهد داستانی بر اساس زندگی رقت‌انگیز جفری اپستین بنویسد، فقط نباید به نگارش داستان یک مجرم بپردازد. باید ازهمان یکی‌بود یکی‌نبودِ داستانش، داستان جهانی را در غرب بنویسد که در برابر تجاوز و فساد و وحشی‌گریِ جنسی چشم‌هایش را بست، در آن مشارکت کرد و اخلاق و فرهنگِ اروپا را برای همیشه پشت علام تعجب بزرگی باقی گذاشت.

پربازدیدترین آخرین اخبار