مهدویان: هدف جریان‌های معاند، فروپاشی زندگی در ایران است / «نیم‌شب» روایت همدلی ملت در روز‌های جنگ + فیلم کامل گفت‌و‌گو
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۵۰۵۱
نمای نزدیک به جشنواره فجر در فولوفوکوس|

مهدویان: هدف جریان‌های معاند، فروپاشی زندگی در ایران است / «نیم‌شب» روایت همدلی ملت در روز‌های جنگ + فیلم کامل گفت‌و‌گو

در سومین روز از چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، برنامه تخصصی «فولوفوکوس» میزبان محمدحسین مهدویان، کارگردان نام‌آشنا و صاحب سبک سینمای ایران بود.
مهدویان: هدف جریان‌های معاند، فروپاشی زندگی در ایران است / «نیم‌شب» روایت همدلی ملت در روز‌های جنگ + فیلم کامل گفت‌و‌گو

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در سومین روز از چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، برنامه تخصصی «فولوفوکوس» میزبان محمدحسین مهدویان، کارگردان نام‌آشنا و صاحب سبک سینمای ایران بود. در فضایی صمیمی و صریح، مهدویان که خود با فیلم «نیم‌شب» در بخش سودای سیمرغ این دوره حاضر است، به تحلیل فضای پرحاشیه اطراف جشنواره و مواضع بازیگران پرداخت. او هجمه‌های گسترده در فضای مجازی علیه هنرمندانی که در جشنواره حاضر شده‌اند را بخشی از یک جنگ روانی هدفمند خواند که قصد دارد «هرچه بوی زندگی دهد» را در ایران نابود کند. مهدویان از حس وطن‌پرستی به عنوان محرک اصلی خود و همکارانش سخن گفت و روایت‌گریِ «روح جمعی» ایرانیان در روز‌های سخت را رسالت سینما دانست. این گفت‌و‌گو مروری بود بر دغدغه‌های یک فیلم‌ساز متعهد در میانه تلاطم‌های اجتماعی و فرهنگی.

کد ویدیو

محمدحسین مهدویان، هجمه به بازیگران حاضر در جشنواره فجر را نشانه‌ای از اراده‌ای شوم برای «فروپاشی ایران» می‌داند. او در برنامه «فولوفوکوس» تأکید کرد: «برخی می‌خواهند ایران فروبپاشد، نظم زندگی مردم به هم بریزد و این کشور جای زندگی به نظر نرسد. هر چیزی که بوی زندگی بدهد، معنای زندگی داشته باشد، را تحریم و نابود می‌کنند.» کارگردان فیلم «نیم‌شب» با اشاره به غیبت برخی هنرمندان به دلیل «فضای ارعابی»، از ترسی گفت که حتی مانع از دفاع آنان از وطن خود شده است. مهدویان در عین حال از استقبال چشمگیر مردم از جشنواره و فروش بلیت‌های فیلم خود به عنوان نشانه‌ای از علاقه واقعی جامعه به سینما یاد کرد. او همچنین فیلم جدیدش «نیم‌شب» را روایتی از همدلی و اتحاد ایرانیان در بحبوحه جنگ دوازده روزه دانست که در خیابان بیست‌وسوم یوسف‌آباد تهران رخ داد و فرآیند ساخت آن تنها یک ماه پس از آغاز جنگ کلید خورد.

هجمه به بازیگران حاضر؛ نشانه‌ای برای فروپاشی زندگی عادی در ایران

محمدحسین مهدویان با صراحت به حملات گسترده در فضای مجازی علیه هنرمندانی مانند مهران غفوریان، محسن قصابیان و الناز ملک که در جشنواره فجر حاضر شده‌اند، واکنش نشان داد. تحلیل او از این پدیده فراتر از یک حاشیه ساده بود: «احساس می‌کنم می‌خواهند ما از زندگی طبیعی محروم باشیم. یعنی در واقع می‌خواهند ایران فروبپاشد. می‌خواهند نظم زندگی مردم به هم بریزد، مردم احساس بی‌ثباتی، ناامنی و ناامیدی بکنند و احساس کنند که دیگر این کشور جای زندگی نیست.» به باور مهدویان، این جریان هر نماد و نشانه‌ای از تداوم زندگی، امید و عادی‌بودن را هدف می‌گیرد: «هر چیزی که بوی زندگی بدهد، معنای زندگی داشته باشد، را به حساب تحریمش می‌کنند، می‌خواهند نابودش کنند. کسانی که تصمیم بگیرند زندگی بکنند، از نظر این جماعت مجرمند.»

ترسی که مانع ایستادگی می‌شود؛ بازیگران تحت فشار جنگ روانی

کارگردان با تأیید سخنان خود در نشست خبری، به «حس ترس» در میان برخی همکارانش اشاره کرد: «عافیت‌طلبی شده. بسیاری از همکاران ما می‌دانم باید اینجا باشند، ولی فضای ارعابی که ایجاد شده را باور کرده‌اند و ترسیده‌اند.» او با درک این موقعیت، دلایل این کناره‌گیری را توضیح می‌دهد: «وقتی با خیلی‌هاشان حرف می‌زنی می‌بینی خب، یارو یک سال زحمت کشیده، در فیلمی بازی کرده، نقشش را دوست دارد، فیلمش را دوست دارد، برای مردم این کار را کرده. اما از ترس فضاسازی و از ترس اینکه اذیتش کنند، خانواده‌شان را اذیت کنند، ذهنشان را به هم بریزند، جنگ روانی راه بیندازند، ترجیح می‌دهند اصلا نیایند.» مهدویان این الگو را تکرارشونده خواند و یادآور شد که در دوره‌های گذشته نیز پس از آرام شدن فضا، بسیاری از همین افراد دوباره به عرصه بازگشته‌اند.

استقبال مردمی؛ پاسخی قاطع به فضاسازی‌های مجازی

مهدویان در مقابل فضای مجازی پرحاشیه، به واقعیت ملموس استقبال مردم از جشنواره اشاره کرد و این دوگانگی را پررنگ نمود: «مردم دارند سینما می‌روند، بلیت می‌خرند. تمام سانس‌های فیلم من پر شده، سانس‌های فوق‌العاده باز شده و آنها هم پر شده. مردم با استقبال واقعی دارند می‌آیند.» او این حضور را نشانه‌ای از خرد جمعی و تفکیک میان سینما و سیاست دانست: «معنایش این نیست که معترض نیستند، مخالف نیستند. اصلاً ممکن است خیلی از اینها جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشند، ولی جشنواره را دوست دارند، فیلم دیدن را دوست دارند، دوست دارند محصولات یک سال سینمای ایران را نگاه کنند.» مهدویان بر احترام به این انتخاب مردمی تأکید کرد و فاصله فضای مجازی و حقیقی را یادآور شد: «وارد فضای مجازی که می‌شویم یک فضای دیگری است. وارد فضای حقیقی که می‌شویم... آن ژستی که در اینستاگرام می‌گیرند با چیزی که در زندگی واقعی‌شان هست فرق دارد.»

زاده جنگ؛ ایده «نیم‌شب» از دل ویرانه‌های تهران متولد شد

مهدویان در بخشی از گفت‌و‌گو به انگیزه و روند ساخت فیلم «نیم‌شب» پرداخت. ایده این فیلم مستقیماً از تجربه زیسته او در روز‌های جنگ دوازده روزه متولد شد: «در همان بحبوحه جنگ بود که استارت زدیم و کلید زدیم. روز‌های جنگ بود که فکر کردیم چه فیلمی می‌شود ساخت... حالمان بد بود، تهران عزیزمان خلوت شده بود، تحت تهاجم بود.» او همراه با مهدی یزدانی‌خرم به این نتیجه رسید که نمی‌توانند فقط تماشاچی باشند و باید کاری کنند. داستان واقعی اتفاق افتاده در خیابان بیست‌وسوم یوسف‌آباد، هسته مرکزی فیلم شد: «وقتی با این داستان واقعی مواجه شدم، احساس کردم آن چهار پنج ساعت، تصویر درستی از جامعه ایران و به خصوص شهر تهران در ایام جنگ بود. این همان چیزی بود که من می‌خواستم.» فرآیند فیلمنامه‌نویسی به سرعت و در بحبوحه همان روز‌ها آغاز شد و حدود یک ماه و نیم طول کشید و فیلمبرداری اواسط مرداد ماه، یعنی اندکی پس از پایان جنگ، انجام شد.

«نیم‌شب»؛ تابلویی از روح جمعی و همدلی اقشار مختلف ایرانی

کارگردان هدف از ساخت «نیم‌شب» را ثبت و نمایش «روح جمعی» ایرانیان توصیف کرد: «همان چیزی بود که من در تهران روز جنگ می‌دیدم. این ارزش روایت کردن داشت.» او تأکید کرد که فیلم سعی دارد این همبستگی را در گستره کامل جامعه به تصویر بکشد: «تلاشم را کردم که فیلم... این روح جمعی براش حاکم باشد. از اقشار مختلف، از مذاهب مختلف، اقلیت، زن، مرد، فقیر، غنی، کادر درمان، آدم نظامی، آدم شهروند عادی، مادر، فرزند؛ همه چی در آن بود و در واقعیت ماجرا هم همین بود.» مهدویان قضاوت درباره موفقیت این تلاش را به مخاطب واگذار کرد: «اینکه موفق بوده یا نه را باید مردم بگویند.»

ایران، موضوع همیشگی؛ وطن‌پرستی به مثابه خط سیر هنری

مهدویان در پاسخ به سوالی درباره موضوعات آینده، بار دیگر بر دغدغه اصلی و خط سیر هنری خود تأکید کرد: «برای کار آینده، همیشه بالاخره ایران موضوع من بوده، مسئله من بوده. این در ذهنم همواره تکمیل شده.» او اعلام کرد اگر داستان مناسبی در این راستا بیابد، حتماً آن را خواهد ساخت. این اعتراف هنرمندانه، نشان از تداوم نگاه متعهدانه او به سینمایی دارد که بازتاب‌دهنده دغدغه‌های ملی و هویتی است.

هشدار درباره شکاف اجتماعی و دعوت به اتحاد زیر پرچم ایران

در بخش پایانی و به عنوان حرف آخر، مهدویان با لحنی دغدغه‌مند و هشداردهنده، درباره وضعیت جامعه ایران صحبت کرد: «مردم ایران بین‌مان اختلاف نظر زیاد شده، چند شقه شدیم، هرکسی یک اندیشه‌ای پیدا کرده و زیر یک پرچمی قرار گرفته. اگر این راه را ادامه دهیم، اگر نتوانیم مدارا و تحمل کنیم، ممکن است آینده تلخی در انتظار کشورمان باشد.» او با خواهش از مردم، بر تنها نقطه مشترک همه تأکید کرد: «یک چیز مشترک داریم به اسم ایران. باید از آن دفاع کنیم. سعی کنیم زیر سایه این اسم متحد و متشکل شویم. اختلاف نظرهایمان هم سر جایش، اما این را نباید تبدیل به شکاف در جامعه ایران بکنیم.» مهدویان با یادآوری تجربه تلخ دی‌ماه ۱۴۰۲ (احتمالاً اشاره به ناآرامی‌های گذشته) هشدار داد: «جنگ‌های داخلی ممکن است شکل بگیرد، خون‌ها ریخته شود. ما یک نمونه بسیار تلخ و ترسناکش را دیدیم. این داغ همیشه در دل ما باقی خواهد ماند. امیدوارم خیلی مراقبت کنیم.»

خطاب به سلبریتی‌های مهاجر؛ شما روزی در همین جشنواره افتخار آفریدید

در بخش کوتاه پایانی، مجری برنامه نیز سخنی خطاب به سلبریتی‌های مقیم خارج از کشور مانند مهناز افشار و احسان کرمی داشت: «امثال شما‌ها یک زمانی در همین جشنواره فیلم فجر فیلم داشتید و افتخار می‌کردید به اینکه وارد فضای جشنواره شدید و سیمرغ دریافت کردید. همین آقای احسان کرمی یک زمانی مجری همین برنامه‌های جشنواره فجر بود.» وی با انتقاد از مواضع تخریب‌گرایانه این افراد افزود: «سخنم این است که واقعاً نباید این صحبت‌ها شکل بگیرد. از یک جایی به بعد خیلی زننده می‌شود.» او همچنین استفاده از لفظ «تحریم» برای بازیگران حاضر در جشنواره و اقداماتی مانند انتشار شماره تلفن و ایجاد مزاحمت را «رفتار زننده و غیرهنری» خواند.

اسکورت در جشنواره فجر؛ روایتگر زندگی شوتی‌های مرزنشین

فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا، فراتر از یک اثر اکشن، به بیانیه‌ای اجتماعی و هنری تبدیل شده است. این فیلم که در سومین روز از چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد، نه تنها داستان انسان‌های مرزنشین و انتخاب‌های دشوارشان را روایت می‌کند، بلکه نشان‌دهنده مسیر پرچالش یک فیلمساز جوان در سایه‌ی میراث بزرگ سینمایی پدرش، ابراهیم حاتمی‌کیا است.

«اسکورت» دومین فیلم بلند یوسف حاتمی‌کیا، محصول همکاری بین بانک کشاورزی و بنیاد سینمایی فارابی، پس از شش سال انتظار و عبور از پیچ‌وخم‌های اداری و مالی، سرانجام بر پرده سینما‌های جشنواره ظاهر شد. این فیلم با بازی‌گرانی، چون امیر جدیدی و هدی زین‌العابدین، تنها یک درام اکشن مرزی نیست؛ بلکه دریچه‌ای است به دنیای رانندگان قاچاق (شوتی‌ها) و بازتابی از دغدغه‌های نسلی که می‌خواهد هم حرف تازه‌ای بزند و هم ریشه در سنت سینمایی پیشین خود داشته باشد.

از گزارش روزنامه تا فرآیند تولیدی پرمانع

ایده اولیه «اسکورت» از یک گزارش میدانی در روزنامه اعتماد، نوشته بنفشه سام‌گیس، متولد شد. یوسف حاتمی‌کیا با خواندن این گزارش، که به زندگی شوتی‌های مرزنشین می‌پرداخت، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و دست به تحقیقات گسترده‌ای زد. او در مناطق مرزی با افرادی از قشر‌های مختلف جامعه — از معلم و کشاورز گرفته تا حتی یک پلیس — مواجه شد که همه به ناچار به شغل خطرناک و غیرقانونی شوتی‌گری روی آورده بودند.

برای حاتمی‌کیا، کشف این واقعیت که زنان نیز در این حرفه حضور دارند، نقطه کانونی جذابیت داستان شد. او به تضاد بارز بین لطافت زنانه و خشونت ذاتی این شغل اشاره می‌کند و این پرسش را پیش می‌کشد: «چه ضرورتی یک زن را تا مرز خطر مرگ پیش می‌برد؟»

نبرد شش‌ساله برای دریافت مجوز و تأمین بودجه

حاتمی‌کیا تأکید کرد که «اسکورت» قرار بود نخستین فیلم بلند او باشد، اما فرآیندی شش‌ساله را پشت سر گذاشت. موانع متعددی از جمله مشکلات صدور پروانه ساخت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ابراز نگرانی نیروی انتظامی از نحوه بازنمایی پلیس و موضوع فیلم، و همچنین مشکل همیشگی تأمین بودجه، بار‌ها و بار‌ها تولید فیلم را متوقف کرد.

کارگردان، محمدرضا منصوری (تهیه‌کننده) را فرشته نجات پروژه می‌خواند. منصوری، اما این تعریف را به متن فیلمنامه — که حاصل دو سال کار مداوم بود — نسبت می‌دهد. او همچنین با طراحی یک مدل مالی نوآورانه، فیلم را در قالب «مسئولیت اجتماعی و مشارکت فرهنگی» به بانک کشاورزی معرفی و موفق به جذب سرمایه شد؛ الگویی که می‌تواند برای تولیدات مشابه راهگشا باشد.

در مورد ابهامات درباره اکران عمومی، منصوری به صراحت اعلام کرد: «تا این لحظه هیچ مدرک یا ابلاغیه کتبی دال بر مخالفت نهاد خاصی با اکران این فیلم به دست ما نرسیده است.»

نگاهی فراتر از سیاهی و قضاوت

حاتمی‌کیا به وضوح تأکید می‌کند که قصد «تطهیر» شغل غیرقانونی شوتی‌گری را نداشته است. او می‌گوید: «قاچاق محکوم است. این رانندگان با سرعت‌های غیرمجاز، جان مردم و امنیت جاده‌ها را به خطر می‌اندازند و این نگاه منفی، دقیقاً نقطه شروع نگاه قهرمان ما (اصلان) به آنهاست.».

اما هدف اصلی چیست؟ کارگردان پاسخ می‌دهد: «من می‌خواستم بگویم غم این آدم‌های ناچار را هم ببینید. مانند کولبر‌ها که دیده شدند. اینها انسان‌هایی با رویا‌های شکسته و اجبار‌های کمرشکن هستند. فیلم من تلاشی است برای انسان‌نمایی پشت یک عنوان مجرمانه، بدون آنکه قانون‌شکنی توجیه شود.» او تأکید می‌کند که مسیر روایت، مخاطب را از قضاوت اولیه به سمت درک شرایط پیچیده این افراد نه شغل آنان می‌برد.

حاتمی‌کیا و میراث پدر: شاگردی همیشگی در عین یافتن صدای مستقل

یکی از پرسش‌های محوری در مواجهه با یوسف حاتمی‌کیا، رابطه هنری او با پدرش، ابراهیم حاتمی‌کیا از اساتید صاحب سبک و پرتأثیر سینمای دفاع مقدس است. یوسف در این باره با احترام و آگاهی کامل سخن می‌گوید.

او خود را «شاگرد همیشگی» پدر می‌داند و تأثیر آموزه‌های او در پرداخت به مفاهیمی، چون «تعهد، وجدان، و انتخاب‌های سخت اخلاقی» در فیلم «اسکورت» مشهود است. با این حال، به وضوح مسیر روایی و ژانر متفاوتی را دنبال می‌کند. اگر پدر با فیلم‌هایی، چون «اوینار» و «به نام پدر» بر تاریخ و اسطوره‌سازی متمرکز است، یوسف در «اسکورت» به سراغ یک درام اجتماعی اکشن با پس‌زمینه معاصر رفته است..

انتخاب سوژه‌ای اجتماعی-اکشن به جای بازگشت به سرزمین همیشگی پدر (دفاع مقدس)، گواه این مسیر مستقل است.

اکشن به مثابه وسیله، نه هدف

حاتمی‌کیا تصریح می‌کند که به دلیل ذات پرحادثه و پرتعقیب و گریز زندگی شوتی‌ها، ژانر اکشن را برای روایت برگزیده است. اما او بر این نکته تأکید دارد که «اکشن وسیله‌ای برای جذب مخاطب عام و انتقال بهتر ریتم و اضطراب ذاتی این زندگی است، نه هدف نهایی.» او قصد ساخت یک «فیلم سیاه» ناتورالیستی را نداشته، بلکه خواسته در قالب یک درام پرمخاطب، پیام انسانی خود را منتقل کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار