صبر، تلاش و امید در دل فولاد؛ درسهایی که دانشجویان دانشگاه تهران آموختند

به گزارش خبرنگار دانش و فناوری خبرگزاری دانشجو، در روزهایی که دانشگاهها بیش از هر زمان دیگری به دنبال ایجاد پیوندی واقعی با صنعت هستند، بازدیدهای علمی دانشجویان از مجموعههای صنعتی مانند ذوبآهن اصفهان و فولاد مبارکه تبدیل به تجربهای ارزشمند شدهاند. این برنامهها نه تنها فرصتی برای مشاهده مستقیم فرآیندهای تولید و مدیریت صنعتی فراهم میکنند، بلکه دانش نظری دانشجویان را با نیازها و واقعیتهای عملی کشور پیوند میزنند.
بازدیدی که به همت انجمن علمی سیاست گذاری عمومی و مرکز تخصصی فولاد دانشگاه تهران با حضور دانشجویان رشتههای مهندسی، سیاستگذاری عمومی، مدیریت و معماری در این بازدیدها، نشاندهنده اهمیت میانرشتهای و عملیاتی کردن دانش در مسیر توسعه ملی است.
این بازدیدها نماد امید، تلاش و مسئولیتپذیری نسل جوان دانشگاهی هستند؛ نسلی که با صبر، اراده و کنجکاوی میکوشد دانش خود را به نیازهای واقعی صنعت پیوند دهد و مسیر توسعه پایدار کشور را هموار کند.
از کلاس درس تا کورههای فولاد؛ دانشجویان دانشگاه تهران در مسیر واقعی صنعت
وقتی اتوبوس حامل گروهی از دانشجویان مهندسی از درِ بزرگ شرکت ذوبآهن اصفهان عبور کرد، گویی فصل تازهای در کتابی که سالهاست میان دانشگاه و صنعت ورق نخورده، دوباره گشوده شد. امیررضا قیامیآزاد، دانشیار دانشگاه تهران و رئیس مرکز تخصصی صنعت فولاد، این رویداد را نه فقط یک بازدید ساده، بلکه نشانهای از بازگشت امید به مسیر تعامل دو سویه میان علم و صنعت دانست؛ تعاملی که شاید در سالهای گذشته بیشتر در قالب شعار مطرح میشد تا حضور واقعی دانشجو در متن تولید.
او در سخنانی که بیش از آنکه لحن اداری داشته باشد، رنگ و بوی امید و آیندهنگری میگرفت، تاکید کرد که همزمانی این برنامه با روز دانشجو، تنها یک تصادف تقویمی نیست؛ بلکه حامل معنایی عمیق برای گفتمان دانشگاهی کشور است. گویی صنعت فولاد که سالها در سکوت سنگین کارخانهها نفس کشیده، حالا قرار است پنجرهای به روی نسل تازه بگشاید؛ نسلی که قرار است فردا تصمیمگیر و مهندس و پژوهشگر این عرصه باشد.

قیامیآزاد از این بازدید بهعنوان نمونهای عملی از ارزشگذاری دانشگاه بر تجربههای واقعی نام برد و یادآور شد که هیچ کلاس درسی، جای ایستادن کنار کورههای فولاد و شنیدن صدای صنعت را نمیگیرد. شاید همین نگاه است که باعث شد او با صراحت بگوید هدف این برنامهها نه حضور مقامهای رسمی، بلکه نفس حضور دانشجوست؛ زیرا دانشجویان، مخاطبان مستقیم آینده صنعتاند و اگر قرار است صنعت فولاد در دهههای آینده هویت تازه پیدا کند، این تحول از مسیر آشنایی دانشجو با واقعیتهای صنعتی آغاز میشود.
نکتهای که در سخنان او بسیار پررنگ بود، تأکید بر مسئولیت اجتماعی دانشگاه تهران است. او دانشگاه را نهادی صرفاً علمی ندانست، بلکه مجموعهای اجتماعی که باید نقش تاریخی خود را در پیوند با صنعت و توسعه کشور ایفا کند. زبان او در این بخش نه زبان یک مدیر، بلکه لحن کسی بود که بارِ مسئولیتی ملی را بر دوش خود احساس میکند.
از سوی دیگر، قیامیآزاد با قدردانی آشکار از پیگیری دانشجویان، به بخشی اشاره کرد که معمولاً در روایتهای رسمی کمتر دیده میشود: اینکه بسیاری از این حرکتها نه از بالا، که از دلِ مطالبهگری دانشجویان شکل گرفته است. او گفت دانشجویان با صبر و پیگیری، محدودیتهای اداری را پشت سر گذاشتهاند تا این فرصت فراهم شود؛ جملهای که نشان میدهد آینده صنعت، نه فقط به پژوهش استادان بلکه به انگیزه نسل جوان وابسته است.

اما روایت امروز در همین نقطه پایان نمییابد. رئیس مرکز تخصصی صنعت فولاد ابراز امیدواری کرد که در ادامه مدیران، پژوهشگران و متخصصان ذوبآهن اصفهان نیز پای به دانشگاه بگذارند تا مسیر آموختن یکطرفه نماند و زنجیره ارتباط صنعت و دانشگاه به چرخهای دوطرفه تبدیل شود. این بخش از سخنان او، صحنه آینده را به شکلی روایی در برابر ما مینشاند: کلاسهایی که بهجای دیوارهای معمول، به تجربههای صنعتی گره میخورند و دانشجویانی که نه فقط در کارخانه، بلکه در دانشگاه با مدیران صنعت روبهرو میشوند.
در ادامه، وقتی قیامیآزاد از علاقه فراگیر دانشجویان برای فعالیت در حوزههای فولاد سخن گفت، بیش از هر چیز این پیام شنیده شد که دانشگاه تهران نه تنها آماده، بلکه مشتاق است این مسیر تازه را ادامه دهد. شاید این اشتیاق همان جرقهای باشد که سالها صنعت فولاد انتظارش را میکشید؛ جرقهای که اگر با برنامهریزی همراه شود، میتواند به شعلهای تبدیل شود که آینده صنعت فولاد ایران را روشنتر از همیشه بسازد.
دانشگاه میتواند صنعت را متحول کند
امین نثاری، دانشجوی کارشناسیارشد سازه در دانشگاه تهران، با حالتی آمیخته از شگفتی و تأمل، امروز چهاردهم آذر ۱۴۰۴، در قلب کارخانه فولاد مبارکه ایستاده بود؛ گویی حضور در این مجموعه صنعتی، معنایی تازه از «دانش مهندسی» را پیش چشم او گشوده باشد.
او از بازدید علمی بهعنوان فرصتی یاد کرد که نهتنها سطح دانش تخصصی دانشجویان را بالا میبرد، بلکه چشماندازی واقعی از امکان پیشرفت ملی پیش روی آنان قرار میدهد؛ پیشرفتی که در روایت او نه یک آرزو یا شعار، بلکه تجربهای قابل لمس در برابر چشم دانشجویان بود.

نثاری با نگاهی که بیش از هر چیز از امید به آینده خبر میداد، توضیح داد که اگر دانشگاه بتواند دانش نظری را با نیازهای صنعت پیوند دهد، راه رسیدن به دستاوردهای مهم ملی بسیار هموار خواهد شد. در سخنانش اشاراتی بود به فاصلهای که میان دانشگاه و صنعت شکل گرفته و حالا نسل دانشجو در تلاش است آن را کوتاهتر کند؛ تلاشی که شاید امروز در فولاد مبارکه آغاز شود و فردا در دیگر صنایع کشور ادامه یابد.
در روایت او، بازدید امروز تنها یک برنامه آموزشی نبود؛ بلکه تجربهای بود برای دیدن آنچه «امکان توسعه ملی» نامیده میشود؛ امکانی که شاید تا پیش از این در صفحات کتابها پنهان بود، اما امروز در میان خطوط تولید فولاد، پیش چشم دانشجویان، در حال شکلگیری است.
دانشجویان دانشگاه تهران، پلی میان نظریه و عمل در صنعت فولاد
پوریا پروانه دبیر سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران نیز در این بازدید گفت: امروز همراه گروهی از دانشجویان در بازدید از مجموعه ذوب آهن اصفهان بودیم؛ حرکتی که در واقع تلاشی است برای پیوند دوباره دانشگاه و صنعت، تلاشی برای تبدیل نظریه به عمل.
پروانه میگوید: همانطور که همه آگاهیم، در قانون پنجساله هفتم توسعه، ظرفیت ۶۰ میلیون تنی برای «سند فولاد» پیشبینی شده است. این هدف بزرگ ملی — هدفی که میتواند سرنوشت صنعت فولاد کشور را رقم بزند — بدون مشارکت فعال دانشگاهیان، دانشجویان و نیروی انسانی متخصص، فقط عددی روی کاغذ میماند.

دانشجویان امروز، نه صرفاً بهعنوان بازدیدکننده، بلکه بهعنوان نسلی که میخواهد موانع این مسیر را شناسایی و برای رفعشان راهحل بیابد، شرکت کردهاند. ما این بازدید را نقطهی شروعی میدانیم برای آنکه آن مقاومتها و پیچیدگیهایی را که سد راه رسیدن به هدف ۶۰ میلیون تن بر اساس سند فولاد است، استخراج، تحلیل و از مسیر سیاستگذاری درست عبور دهیم.
این نگاه، از باور به نقش دانشگاه در توسعهی صنعت و اقتصاد کشور نشأت میگیرد؛ باوری که بر این اصل استوار است که دانشجو وقتی با واقعیت تولید روبهرو شود، دیگر نظریه برایش صرفاً یک درس دانشگاهی نیست، بلکه ابزاری برای تحول. در این راستا ما امید داریم که امروز، نه پایان یک بازدید، بلکه آغاز سفری باشد برای رسیدن به آن چشمانداز بزرگ؛ سفری که با تلاش، تعهد و همت جمعی طی خواهد شد.
حضور در مراکز صنعتی مسیر تازه ای برای یادگیری می گشاید
محمدحسن ملاحسینی، دانشجوی کارشناسیارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران، حضور خود و همدانشگاهیانش در مجتمع فولاد مبارکه اصفهان را تجربهای «بهشدت جذاب» توصیف کرد؛ تجربهای که بهزعم او، فراتر از یک بازدید معمولی، میتواند مسیرهای تازهای برای یادگیری و شناخت بگشاید.
او با اشاره به پیوند میان رشتههای میانرشتهای—از سیاستگذاری گرفته تا مدیریت و مهندسی—تأکید کرد که این بازدیدها تنها فرصتی برای مشاهده صنعت نیست، بلکه بستری است برای آنکه دانشجویان از حوزههای گوناگون در کنار هم، واقعیتهای اقتصادی و صنعتی کشور را لمس کنند و با چالشها از نزدیک روبهرو شوند.

آینده شغلی در بازدیدهای علمی معنا پیدا میکند
ملاحسینی تأکید کرد که استمرار چنین برنامههایی میتواند به رشد علمی دانشجویان در سطح کشور کمک کند. او امیدوار است که این مسیر متوقف نماند و دانشگاهها بتوانند بهطور پیوسته، دانشجویان را در متن صنعت قرار دهند؛ جایی که دانش نظری رنگ تجربه میگیرد و آینده شغلی معنا پیدا میکند.
در میانهی حرارت نفسگیر سالن ۹۰ گرمی فولاد مبارکه و پس از گذر از راهروهایی که بوی فلز داغ و تولید ملی را در خود دارند، دانشجوی کارشناسیارشد مهندسی عمران دانشگاه تهران، از تجربهای سخن گفت که برای بسیاری از دانشجویان شاید تنها در صفحات کتابها قابل تصور بود.
او که همراه گروهی از دانشجویان برای بازدید علمی به فولاد مبارکه آمده، توضیح داد که پیش از حضور در این سالن، از بخش تصفیه آب و سالن ریختهگری مداوم بازدید داشتهاند؛ بخشهایی که عملاً قلب تپندهی فرآیند تولید فولاد محسوب میشوند.

این برنامه فرصتی فراهم کرده تا دانشجویان نهتنها چرخه تولید فولاد را از نزدیک ببینند، بلکه نسبت خود را با صنعتی که سالها در کلاسها دربارهاش شنیدهاند، دوباره تعریف کنند.
او یادآور شد که بازدیدی هم از ذوب آهن اصفهان انجام شده و همین استمرار، علاقه او را به رشته مهندسی عمران و به صنعتی که در کشور وجود دارد، دوچندان کرده است؛ علاقهای که شاید بدون این مواجهه نزدیک، هیچگاه چنین عمق و رنگی پیدا نمیکرد.
دانشجوی مهندسی معماری دانشگاه تهران این بازدید را «بسیار مفید» توصیف کرد و توضیح داد که دانشجویان وقتی تنها در چارچوب درسهای دانشگاهی باقی بمانند، بخشی از واقعیت حرفهای خود را از دست میدهند؛ اما وقتی پا در میدان صنعت میگذارند، میآموزند چگونه دانش نظریشان میتواند در خدمت نیازهای واقعی کشور قرار گیرد.
این دانشجو تاکید کرد که میان دانشگاه و صنعت، یک ارتباط قوی در حال شکلگیری است؛ ارتباطی که اگر ادامه یابد، میتواند دانشجویان را نهفقط آماده ورود به بازار کار، بلکه تبدیل به نیرویی موثر در توسعه صنعتی کشور کند. او با امیدواری گفت که چنین بازدیدهایی باید استمرار پیدا کند تا حلقه میان دانشگاه و صنعت، از یک تجربه گذرا به یک مسیر پایدار تبدیل شود.
نسل نوآور دانشگاهی در مسیر توسعه ملی
مهدی گلمحمدی، دانشجوی کارشناسیارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران، سخن از مسئلهای گفت که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری برای دانشگاه و صنعت اهمیت دارد: بازگشت ارتباط واقعی میان این دو نهاد.
او با لحنی آمیخته از تجربه و دغدغه، توضیح داد که صنعت نهتنها به دانش فنی نیاز دارد، بلکه به حضور دانشجویانی احتیاج دارد که در متن تولید، معنا و کارکرد علوم خود را لمس کنند. در نگاه گلمحمدی، این بازدید صرفاً یک حرکت نمادین نبود؛ بلکه تلاشی بود برای بیرون راندن رخوت و ناامیدیای که گاهی بازار کار بر ذهن دانشجویان تحمیل میکند.

گلمحمدی میگوید حضور دانشجو در صنعت میتواند پلی باشد برای کارآموزیهای بیشتر، آشنایی نزدیکتر با مسیر حرفهای و مهمتر از آن، شکلگیری حس مفید بودن؛ حسی که شاید در فضای صرفاً آکادمیک کمتر به دست میآید. او با اشاره به اهمیت استراتژیک ذوبآهن اصفهان—از سهم بزرگ آن در صادرات گرفته تا جایگاه آن در اقتصاد ملی—تأکید کرد که دانشجویان باید خود را در جریان این فرآیند بزرگ ببینند؛ نه تماشاگران دوردست.
در بخش دیگری از سخنانش، با لحنی صریح و بیپرده، پیشنهاد کرد که چنین بازدیدهایی تنها به یک روز و یک برنامه محدود نشود؛ بلکه به جذب دانشجویان مستعد، فراهم شدن فرصتهای کارآموزی و حتی ورود آنان به ساختارهای صنعتی بینجامد. او معتقد است اگر دانشگاهها بر اساس نیاز صنعت حرکت کنند، هم صنعت به نیروی متخصص دست پیدا میکند و هم دانشجو از کابوس آینده شغلی رها میشود.
گلمحمدی در پایان، بهجای جملهای معمول، تعبیری شخصی و عاطفی به زبان آورد؛ توصیفی که دانشگاه را نه صرفاً محل تحصیل، بلکه میدان تلاش، شبهای بیخوابی و امیدواریهای بیپایان معرفی میکرد. کلام آخرش چیزی شبیه آرزو بود؛ آرزوی رسیدن، آرزوی شنیدهشدن و آرزو برای روزی که دانشجو بودن، خود آغاز یک مسیر حرفهای روشن باشد؛ روزی که او با صدایی آرام گفت: «کاش برسد… کاش برسد.»
بازدیدهای علمی نماد عمل گرایی دانشگاه
امیرحسین مهرآور، دانشجوی کارشناسیارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران، خود را در دل مجتمع ذوبآهن اصفهان یافته؛ جایی که امروز نه تنها یک مقصد صنعتی، بلکه صحنهای برای مواجهه دانشجویان با واقعیتهای کشور بود.
او در توصیف این حضور، به هویت رشته خود اشاره کرد؛ رشتهای که بهزعم او «مسئلهمحور» و «عملگرا» ست و درست همینجاست که بازدیدهای میدانی میتوانند معنای تازهای پیدا کنند. مهرآور معتقد است که دانشگاه، اگر قرار باشد تنها در چارچوب نظریهها بماند، نقش واقعی خود را نیمهکاره رها کرده است؛ اما وقتی دانشجو در دل صنعت قدم میگذارد، نگاه تحلیلی او با لمس مسائل واقعی پیوند میخورد و همین ترکیب، دانشگاه را از یک نهاد صرفاً آموزشی به نهادی تاثیرگذار در فرآیندهای توسعه بدل میکند.

در روایت مهرآور، بازدید امروز نه یک سفر اداری، بلکه نماد عملگرایی دانشگاه بود؛ نشانهای از اینکه دانش، زمانی ارزش پیدا میکند که در میدان عمل آزموده شود. او از این تجربه بهعنوان فرصتی «مثبت و لذتبخش» نام برد؛ فرصتی که در آن همه دانشجویان توانستند بخشی از آینده شغلی و نقش اجتماعی خود را در آیینه صنعت مشاهده کنند.
مهرآور جملهای را در پایان گفت که در میان تمام صداهای صنعتی، همچون شعاری آرام از امید به گوش میرسید: دانشجو یعنی صبر، یعنی تلاش، یعنی امید و اراده. گویی تمام آنچه یک دانشجوی سیاستگذاری عمومی باید با خود حمل کند، همین چهار واژه است؛ واژههایی که در کنار صدای آهن، معنایی عینیتر پیدا میکنند.
امیرعباس دشتی دانشجوی سیاستگذاری عمومی از دانشگاه تهران برای نخستینبار در مجموعه بزرگ فولاد مبارکه اصفهان حضور داشت؛ تجربهای که برای او بیش از یک بازدید صنعتی، دریچهای تازه به جهان سیاستگذاری بخشهای مادر کشور بود.
وی گفت: آنچه این بازدید را برای من جذابتر کرد، ارائههای حوزه سیاستگذاری در بخش روابط عمومی فولاد مبارکه بود؛ ارائههایی که نشان داد سیاستگذاری صنعتی تنها یک بحث تئوریک نیست، بلکه در دل فرآیندهای واقعی تولید معنا پیدا میکند.
دشتی ادامه داد: امروز برای من فرصت لمس از نزدیک واقعیتی بود که معمولاً در کتابها درباره آن میخوانیم. امیدوارم این روند ادامه پیدا کند و دانشجویان بیشتری از دانشگاه تهران و سایر دانشگاهها بتوانند چنین مجموعههایی را از نزدیک ببینند و پیشرفتهای صنعت کشور را لمس کنند.
البته باید گفت این تجربه محدود به صنعت فولاد نیست؛ صنایع دیگری مثل پتروشیمی، معدن، انرژی و صنایع نوین نیز ظرفیت آن را دارند که به کلاسهای عملی دانشگاه تبدیل شوند. امیدوارم این مسیر همچنان ادامه داشته باشد.
جمع بندی
بازدیدهای علمی دانشجویان دانشگاه تهران از مراکز مهم صنعت فولاد کشور، بیش از آنکه یک برنامه آموزشی صرف باشند، فرصتی برای تجربه عملی، همافزایی میان رشتهها و شناخت واقعی از چالشها و ظرفیتهای صنعت به شمار میروند. این حضور دانشجویان، علاوه بر افزایش انگیزه و علاقهمندی آنان به رشته تحصیلی و آینده شغلی، پلی میان دانشگاه و صنعت ایجاد میکند و زمینههای همکاری مستمر و انتقال دانش را فراهم میسازد.
همچنین، استمرار چنین برنامههایی میتواند به کاهش رخوت و ناامیدی دانشجویان نسبت به بازار کار کمک کرده و آنان را در مسیر پرورش مهارتهای حرفهای و مسئولیتپذیری ملی همراهی کند. به این ترتیب، بازدیدهای علمی نه تنها دانشجویان را آماده ورود به صنعت میکنند، بلکه نقش دانشگاه را در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور پررنگتر میسازند.