آيا تكنولوژي روياهاي ما را بر باد داده است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۳۳۴
نگاهي به فيلم «رنگو» اثر گورو بينسكي - بخش دوم

آيا تكنولوژي روياهاي ما را بر باد داده است؟

در «رنگو» و نمونه‌هاي مشابهش ديگر از دنياي خيال انگيز و گرم و دوست داشتني خبري نيست؛ در اين قبيل آثار شاهد سيطره تكنولوژي و همزمان، از دست رفتن ايده‌هاي بكر هستيم كه مي‌تواند نتيجه راحت‌طلبي فيلمسازها يا بازتاب عواقب و تبعات طبيعي و غيرطبيعي زندگي مدرن و پست مدرن امروزي يا به هزار و يك دليل ديگر باشد.

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پيشين اين نوشتار با مروري بر انيميشن جهاني و مهم «رنگو» و به مناسبت نقد و تحليل ساختار و نرم افزار داستاني و فضاي تصويري آن به نكته اي اشاره كرديم كه در جهان سينماي انيميشن هاي اين روزگار وجه غالب و متراكمي پيدا كرده است و آن دور شدن فضاي سينماي انيميشن از حس و حال و زيبايي‌هاي معصومانه و همزادپنداري هاي ناشي از روح كودكانه است.


حقيقت ‌آن است كه جهان سينماي مدرن به دنبال توفق و تسلط تكنولوژي بر آن، دچار نوعي قلب ماهيت به لحاظ مضموني و محتوايي شده است؛ اين تغيير ماهيت گرچه نماد و نمودي جدي و پر و پيمان در ظواهر ساختاري فيلم ها دارد، اما اصل قضيه و حقيقت مهمتر و اتفاق جدي‌تر و تاثيرگذارتر، در دل داستان ها و فضاي حاكم بر فيلم ها مي‌افتد و در واقع مي توان گفت، آنچه تفاوت كرده و عوض شده دنياي اين فيلم ‌هاست و به عبارت ديگر دنياي اين انيميشن ها با تمام خصوصيات و ويژگي هايشان از دنيايي كه در سال هاي نه چندان دور روياها و تخيلات ما را به بهترين و صميمانه ترين و جذابترين شكل ممكن مي ساخت، فاصله اي بعيد دارد.


دنياي خيال انگيز و گرم و دوست داشتني ما با «پينوكيو»،‌ «بامبي»، «خانواده دكتر ارنست»، «بل و سباستين»، «بچه هاي مدرس آلپ»، «سارا و حنا»، «نل» و امثالشان شكل گرفت و حتي در شكل مدرنترش در كارتون بشدت روشنفكرانه، قدرتمند و جذاب «گربه سگ» ادامه يافت.


اما در «رنگو» و نمونه هاي مشابهش ديگر از آن دنيا خبري نيست؛ در اين قبيل آثار شاهد سيطره تكنولوژي و همزمان، از دست رفتن ايده هاي بكر هستيم كه مي‌تواند نتيجه راحت طلبي فيلمسازها يا بازتاب عواقب و تبعات طبيعي و غيرطبيعي زندگي مدرن و پست مدرن امروزي يا به هزار و يك دليل ديگر باشد كه باعث پديد آمدن چنين موقعيتي شده است و شايد حتي برخلاف همه اين حرف ها و برداشت ها و قضاوت ها آنچه تغيير كرده خود دنيا به مفهوم هستي شناختي و انسان شناختي و الزامات و روابط و تبعات آن است و زيبايي شناسي و خيال انگيزي به تبع آن، تغيير ماهيت داده و قلب هويت يافته باشد و يا هر چيز ديگري.


اما آنچه مسلم است تغيير ذائقه و تفاوت دنيا و اختلاف ديدگاه ها و بازسازي شدن ذهنيت ها و روحيه ها بر اساس چيزهاي ديگري است كه شايد ما به عنوان مخاطبان ديروز از درك آن عاجزيم و نمي توانيم به راحتي با آن ارتباط برقرار كنيم، اما به سختي شايد.


چه چيزي در فضاي ساده و گرم و همزادپنداري هاي دوست داشتني و صميمانه و روح جاري در فضاي دردمند و انساني «پينوكيو» و «پدر ژپتو» بود كه حالا ديگر در «رنگو» نيست.


فوت كوزه گري كارتون هاي سال هاي پيش كه جاي خاليش در متن و بطن و ظاهر و باطن انيميشن هاي خوش آب و رنگ و حيرت آور و تكنولوژيك مدرن امروز بوضوح حس مي شود، چه بود و كجا رفت؟ نكند ايراد از ماست و امثال ما كه نتوانستيم با دنيا و به همراه جهان انيميشن عوض شويم و خودمان را به اصطلاح بروز كنيم و از قافله فهم جديد و مدرن عقب افتاده‌ايم؟!‌ آيا بچه هاي امروز با «رنگو» و امثالش ارتباط برقرار مي كنند؟!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار