ناهمگوني بي‌نظير و پريشان سينماي امروز ما
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۵۳۲
نقد حال سينماي ايران از «جرم» تا «فوتبالي‌ها»؛

ناهمگوني بي‌نظير و پريشان سينماي امروز ما

شايد «جرم» و «فوتبالي‌ها» نه در منطق سينمايي و نه در مضمون و نه در سر و شكل ظاهري داراي وجه اشتراكي نباشند اما اين دو فيلم با تمام تفاوت ها و اختلاف فاحشي كه ميان دو سرطيف آنها وجود دارد در يك نقطه و نكته مشترك اند و آن گويايي و تصويرگري نمايان و روشن و تلخي است كه سينماي امروز ما با آن دست به گريبان است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ با بررسي تاريخ سينماي ايران و مرور سال‌هاي پر فراز و نشيب تولد و شكل‌گيري هنر هفتم در كشورمان شايد به اين واقعيت دست يابيم كه وضعيتي كه در اين سال‌هاي اخير در سينماي ايران حكمفرما بوده وضعيتي است كم نظير كه شايد در نوع خود موقعيتي كاملا خاص و تكرار نشده باشد.

حقيقت آن است كه سينماي امروز ما طي سال‌هاي اخير و در همين وضعيت حال حاضر نيز از يك ناهمگوني و پريشاني عجيب و مفرط رنج مي‌برد و با مسائل و مشكلاتي دست به گريبان است كه شايد تا پيش از اين كمتر به چنين شكلي و با اين ميزان از وخامت با آن روبه رو بوده است.

اگر وضعيت اكران چند ماه اخير و موقعيت نمايش فيلم‌هاي در حال حاضر را بررسي كنيم شاهد اين واقعيت هستيم كه دو سوي به ظاهر متضاد و متنافري كه در سينماي ايران در ساير جنبه‌ها غلبه دارد گرچه در ظاهر اختلافات فاحشي را داراست اما در نتيجه و عمل به يك حقيقت تلخ رهنمون مي‌شود كه آن همان ناهمگوني و پريشاني حاكم بر سينماي اين روزهاست.

در اكران حال حاضر سينماي مان از يك طرف فيلمي همچون «جرم» را داريم با تمام مختصات و ويژگي هاي منحصر به فردش و از سوي ديگر فيلمي همچون «فوتبالي ها» كه وضعيتش كاملا مشخص و تكليفش كاملا معلوم است.

فيلم «جرم» محصول نهايي و آخرين نمونه ارائه شده از سينماي فريز شده،‌ بي هويت و پرحاشيه كارگردان نامدار و مشهوري است كه كارهاي سال‌هاي اخيرش همگي هذيانه واره‌هاي مبهم و پريشانند. در واقع مي‌توان جرم را نمونه مشخصي از برايند يك فرايند طولاني مدت دانست در زندگي هنري كارگرداني كه روزگاري مي‌توانست به عنوان الگويي از سينماي پيشرو و موج نوي ايران باشد اما اين كارگردان طي سال هاي اخير و در آخرين اثرش يعني «جرم» يكي از بدترين و فاجعه آميزترين فيلم هاي كارنامه‌اش را  ارائه داده كه نه به سينما و نه به نمونه هاي ارزشمند پيشين كارنامه سازنده اش وفادار نيست و اساسا هيچ نشاني از آن مقولات را در خود ندارد.

از طرف ديگر فيلمي همچون «فوتبالي ها» كه بازتابنده سينماي فيلم فارسي و مبتذل و مشحون از لودگي است و از سوي ديگر توليدات سينماي ما بر هرچه ناهمگون‌تر و پريشان‌تر شدن حال و روز هنر هفتم در ايران كمك مي ‌كند.

شايد «جرم» و «فوتبالي‌ها» نه در منطق سينمايي و نه در مضمون و نه در سر و شكل ظاهري داراي وجه اشتراكي نباشند اما اين دو فيلم با تمام تفاوت ها و اختلاف فاحشي كه ميان دو سرطيف آنها وجود دارد در يك نقطه و نكته مشترك اند و آن گويايي و تصويرگري نمايان و روشن و تلخي است كه سينماي امروز ما با آن دست به گريبان است. اينكه فقدان سينماي اصيل با ويژگي هاي استاندارد و هويت مند و ملي بيش از هر زمان ديگري در سال هاي اخير و در حال حاضر خود را نشان مي‌دهد و تفاوت چنداني نمي كند كه نمادها و نمودهاي چه وضعيتي را در فيلمي با ويژگي هاي «جرم» شاهد باشيم يا در فيلمي همچون «فوتبالي ها».
 
و تفاوت چنداني نمي كند كه مخاطب امروز سينماي ايران تحت تاثير ادا و اطوارها و هذيان گويي هاي فيلم پرحاشيه ولي مصنوعي همچون «جرم» قرار مي گيرد يا زير آوار ابتذال و لودگي فوتبالي ها گير بيفتد مهم آن است كه اين ناهمگوني بي نظير و پريشاني هولناكي كه سينماي امروز ما را گرفتار خود كرده نتيجه تلاش ها و زحمات وافر و مخالصانه همه اين حضرات در طيف هاي مختلف فكري و عملي‌شان است!/انتهاي پيام/  
پربازدیدترین آخرین اخبار