گفت‌وگو با خانواده شهید شهرداری مشهد/ حسین غلامی تازه داشت خانه دار می‌شد؛ خانه‌ای که صاحبش را ندید +فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۹۰۷۷
انتشار برای اولین بار؛

گفت‌وگو با خانواده شهید شهرداری مشهد/ حسین غلامی تازه داشت خانه دار می‌شد؛ خانه‌ای که صاحبش را ندید +فیلم

گفت‌وگو با خانواده شهید شهرداری مشهد/ حسین غلامی تازه داشت خانه دار می‌شد؛ خانه‌ای که صاحبش را ندید +فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، فرصتی شد تا در محفل گرم و صمیمی خانواده شهید حسین غلامی حضور یابیم؛ شهیدی از تبار مدافعان امنیت که در جریان اغتشاشات اخیر، جان خود را فدای آرامش وطن کرد.

در این دیدار، پدر و برادر شهید از ویژگی‌های اخلاقی و آخرین تماس‌های او می‌گویند.

فرزند آخر و خادم امام رضا (ع)

اسدالله غلامی، پدر شهید حسین غلامی، گفتگو را با یادی از فرزندش آغاز می‌کند: «خداوند به ما پنج فرزند عطا کرد که حسین‌آقا فرزند آخر و کوچک ما بود. او بچه‌ای آرام، زحمتکش و بسیار فعال بود. حتی در پروژه‌های عمرانی حرم امام رضا (ع) و صحن حضرت فاطمه زهرا (س) که در حال ساخت است، خدمت می‌کرد.

 

تصاویر از شهید حسین غلامی در کنار دوستان و خانواده


شب واقعه؛ اضطراب زیر پل دانشجو

برادر شهید، لحظات بیم و امید آن شب را این‌گونه روایت می‌کند: «دو سه بار تماس گرفتم اما جواب نداد. با یکی از همکارانش در شهرداری تماس گرفتم که گفت حسین شهید شده؛ اما باور نکردم. حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب به سمت میدان هفت‌تیر رفتم.اوضاع بسیار متشنج بود و از هر طرف صدای تیراندازی می‌آمد؛ اصلاً امکان توقف نبود. با سختی ماشین را جایی گذاشتم و نزدیک شدم، اما شدت درگیری‌ها اجازه پیشروی نمی‌داد. ناچار شدم زیر پل دانشجو حدود دو ساعتی منتظر بمانم.»


شناسایی در پاسگاه؛ وداع با برادر

ساعت از ۱:۳۰ بامداد گذشته بود که با آرام‌تر شدن نسبی فضا، برادر شهید خود را به مرکز بیسیم می‌رساند: «دم در پاسگاه، مأمور که مرا نمی‌شناخت ابتدا هشدار داد که جلوتر نروم. وقتی گفتم برادرم داخل ساختمان است، اجازه ورود دادند.

مأمور داخل گفت دو نفر را از پشت‌بام پایین آورده‌اند؛ یکی از اغتشاشگران و دیگری که شهید شده و او را آتش زده بودند. وقتی به سمت راست نگاه کردم، از روی کفش‌هایش او را شناختم. پتو را که کنار زدند، برادرم را دیدم.»


آرزوهایی که خاک شد؛ خانه‌ای که صاحبش را ندید

خانواده شهید از آرزوهای ساده او می‌گویند. حسین درست در همان شبی که به شهادت رسید، در تماس تلفنی به همسرش گفته بود: «می‌خواهم یک خوش‌خبری به تو بدهم؛ فردا می‌آیم تا اسباب‌کشی کنیم به خانه خودمان.»

او تازه خانه خریده بود و قرار بود دو روز بعد از شهادتش، زندگی جدیدی را در منزل شخصی‌اش آغاز کند، اما تقدیر بر آن بود که خانه‌ی ابدی‌اش زودتر مهیا شود.

 

تولدی غم انگیز در غیاب پدر برای فرزند



برای آینده فرزند

حسین غلامی که سابقه حضور در ارتش را نیز داشت، همواره به همسرش گفته بود: «به خاطر شغلم ممکن است هر اتفاقی بیفتد و کارم تعیین می‌کند کجا باشم.» او در نهایت به شهرداری رفت و تمام تلاشش را برای ساختن آینده‌ای روشن برای پسر کوچکش به کار بست.

پدر شهید با قلبی مالامال از اندوه و استواری، سخن را این‌گونه به پایان می‌برد: «او همواره غمخوار من بود و در تمام عمرش به اندازه سر سوزنی آزارش به من نرسید. حرف من این است که چرا ما خودمان برای خودمان دل نسوزانیم؟ ما مردم خودمان باید پشت همدیگه باشیم.»

کد ویدیو

 

 

 

نظرات شما
محمد گرورانی
Iran (Islamic Republic of)
۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۹
تسلیت به خانواده شهدا
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار