روایتی از شهید مهدی علی آبادی؛ شاگرد اولی که برای پدرش «پدر» شد/فاش شدن سناریوی کشتهسازی در شلیکهای ۵ متری +فیلم
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، در پی حوادث و اغتشاشات اخیر در شهرستان نیشابور که منجر به شهادت و مجروحیت تعدادی از مدافعان امنیت گردید، خانواده شهید والامقام «مهدی علیآبادی» و یکی از جانبازان این حوادث، در گفتگویی صمیمانه به تشریح جزئیات آن شب واقعه و ابعاد شخصیتی این شهید ۱۷ ساله پرداختند.
روایت یک پدر؛ از هجدهسالگیِ مهدی تا درسی که به ما داد
مهدی تازه ۱۷ سالش تمام شده بود و قدم به ۱۸ سالگی گذاشته بود که پر کشید. پسری بود بسیار مؤدب، آرام و کمحرف؛ آنقدر که ما خودمان هم بعد از شهادتش فهمیدیم او واقعاً که بود. مدیر مدرسهشان میگفت: «مهدی هم از لحاظ درسی و هم از لحاظ اخلاقی، شاگرد اول مدرسه بود.» اما تلخی ماجرا اینجاست که ما همه این خوبیها را تازه بعد از رفتنش شنیدیم و باور کردیم.
تجربهای که در آن شب آخر پیش از شهادتش برای ما رقم خورد، نگاه مرا به زندگی عوض کرد. آنجا بود که فهمیدم در حقیقت، او «پدر» ما بود، نه من پدر او. همیشه این پدر است که برای بچهاش فداکاری میکند و هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد، اما این بار او بود که برای من و ما فداکاری کرد. بزرگترین درسی که از شهادتش گرفتم همین بود؛ او بزرگتر و راهبر ما بود.
مهدی همیشه آرزو داشت برای مردم کشورش کاری انجام دهد و آخر سر با شهادتش این را ثابت کرد. ما فقط انجام وظیفه کردیم برای مردم ایران. در روز وداع، جمعیت عجیبی آمده بود؛ از دوست و آشنا گرفته تا غریبههایی که اصلاً مهدی را نمیشناختند، اما همه آمده بودند. مردم بزرگگواری کردند و ما هم تنها آرزویمان این است که دیگر هیچ گرفتاری و مشکلی برای این مردم عزیز پیش نیاید.
افشای جزئیات محاصره خونین نیشابور در گفتگو با پدر جانباز حادثه
پدر یکی از جانبازان حوادث تروریستی اخیر نیشابور که خود شاهد عینی درگیریها بوده است، در گفتگو با SNNTV به تشریح جزئیات محاصره ۸۰ نفر از نیروهای حافظ امنیت و نحوه مجروحیت فرزندش پرداخت که پابهپای شهیدان «علیآبادی» و «سبحانیفر» تا مرز شهادت پیش رفت.
شبی که «حس غریب» به معرکه قمهها ختم شد
وی با اشاره به فضای ملتهب شب حادثه اظهار کرد: همه چیز با یک حس غریب شروع شد؛ فکری که مدام میگفت امشب قرار است اتفاقی بیفتد. مردم عادی که برای اعتراض آمده بودند، در این جنایات نقشی نداشتند، اما دارودستهای از دستگاههای تکفیری که وارد مرزها شده بودند، روی اعتراض مردم موجسواری کردند.
این شاهد عینی افزود: آنها با انواع قمه و سلاحهای دستساز به بسیجیانی حمله کردند که فقط با یک سپر و باتوم برای تأمین امنیت آمده بودند و ابداً قصد ایستادن در مقابل مردم را نداشتند.
معبرِ یکنفره مابین کوچه و ماشین؛ لحظه حلالیتطلبی در محاصره
پدر این جانباز نیشابوری درباره لحظات سخت محاصره گفت: ما ۸۰ نفر بودیم که در یک نقطه محاصره شدیم. شرایط به قدری سخت بود که بچهها داشتند از هم حلالیت میطلبیدند. در آن بنبست، به مصلحت خداوند راه باریکی به اندازه رد شدن یک نفر مابین یک کوچه و یک ماشین باز شد که عدهای نجات یافتند، اما سه نفر شامل شهید مهدی علیآبادی، شهید محمدمهدی سبحانیفر و فرزند بنده در آن هیاهو گیر افتادند و محاصره شدند.
پیکر نیمهجانی که در کنار شهدا رها شده بود
وی در ادامه روایت خود از بازگشت به صحنه جرم پس از ۴۰ دقیقه خبر داد و گفت: وقتی پیکرها را دیدیم، عمق جنایت مشخص شد؛ بر بدن برخی شهدای ما نزدیک ۶۰ تا ۷۰ ضربه چاقو و قمه زده بودند. فرزند بنده هم در میان آن اوباش گیر افتاده بود؛ ضربات متعددی به سر و پیشانیاش زده بودند و سمت چپ بدنش کاملاً لمس شده بود. مهاجمان به خیال اینکه او هم شهید شده، پیکرش را کنار شهدا رها کرده بودند، اما در بیمارستان با تلاش پزشکان و انجام جراحیهای سنگین، وی به زندگی بازگشت.
خونی که توسط «جوانان بدون محاسن» فدای امنیت شد
این پدر جانباز با تأکید بر مظلومیت شهدای نیشابور خاطرنشان کرد: ما دو جوانی را فدا کردیم که هنوز محاسن نداشتند، اما خون آنها ثابت کرد کسی که دلش برای مردم میتپد، سن و سال نمیشناسد. یک نوجوان ۱۷ ساله برای حفاظت از ناموس و شهرش، جانش را تقدیم میکند. به خداوند تبارک و تعالی قسم که بسیج در کنار مردم است و این جوانها نه برای خودشان، بلکه برای امنیت جان و مال همشهریانشان به خیابان میآیند.
رد پای کشتهسازی در شلیکهای ۵ متری
وی در پایان با استناد به اطلاعات پزشکی قانونی، پرده از سناریوی دشمن برداشت و تصریح کرد: بسیاری از کشتهسازیها از فاصله ۳ تا ۵ متری انجام شده است؛ یعنی جنایتکارانی وارد جمعیت شدهاند که برایشان بسیجی و مردم فرقی نمیکند و حتی به کودک دو ساله هم رحم نمیکنند. دشمن با هدف قرار دادن ارکان نظام، میخواهد مردم را در مقابل نیروهای امنیتی قرار دهد، اما طبق گفته شهید همت، هر جا آتش دشمن بیشتر است، آنجا جبهه خودی است و انشاءالله مردم با بصیرت از این فتنه سربلند بیرون میآیند.
فیلم کامل گفتوگو با پدر شهید مهدی علی آبادی و پدر یکی از جانبازان حوادث نیشابور