نقد محتوايي باري از دوش مديران رسانه برميدارد
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ ارديبهشت ماه امسال، دانشگاه تهران ميزبان برگزاري اولين همايش «دبيرخانه دائمي رصد و نقد رسانه ملي» بود كه طي دو روز با حضور اساتيد و فعالان جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي، به بررسي و نقد عملكرد رسانه ملي پرداخت. متن پيش رو متن سخنراني حجت الاسلام عليرضا پناهيان است كه در روز اول اين نشست با عنوان «مولفه ها و چارچوب هاي نقد رسانه» ايراد شده است، كه متن كامل سخنان ايشان در ذيل آمده است:
از نقد رسانه که بگذریم به نقد آثاری که عرضه شده می پردازیم، اولا چرا باید یک اثر هنری را نقد کرد؟ چرا نقد یک اثر هنری و رسانه ای اهمیت پیدا می کند؟ در مهندسی یک ساختمان وقتی می خواهند محاسبات آن سازه را انجام بدهند یک ناظر می گذارند؛ این ناظر بسیار ساده وزن آهن ها با وزن باری که می خواهد، فاصله ستون ها را و..با چهار تا محاسبه انجام می دهد و بعد می گوید این درست هست یا نه.
اما در مقام تولید یک اثر هنری کار نظارت به این سادگی نمی تواند انجام بگیرد. بسیاری اوقات شما باید بگذارید یک اثر بیاید خودش را نشان بدهد بعد میزان تاثیرات اجتماعی آن را محاسبه كنيد. یک اثر هنری به واسطه ذات هنر که به این سادگی انضباط پذیر نیست، به سادگی هم قابل پیش بینی و کنترل نیست. بلکه وابسته به تخیل، خلاقیت و لحظه هایی است که طرحی در ذهن هنرمند شکوفا می شود و او هم خودش تا وقتی آن طرح را نهایی نکند نمی تواند طرح نهایی خود را ببیند.به واسطه این ویژگی ها است که در هنر کار کنترل یک اثر هنری دشوار می شود.
عرصه نقد محصول رسانه ای را مي توان از دو جنبه قابل بررسي است؛ از نظر محتوایی يا از نظر قالب.
بنده عرض می کنم که نقد محتوایی اهمیتش خیلی بیش تر از نقد صوری یک اثر است. به دلیل آن وجه امتیازی که مزیت نسبی ما است و الا تا روز قیامت هم بدویم آن ها از ما جلوترند و ما به آن ها نخواهیم رسید.اگر بخواهیم پیام سطحی و غلط بدهیم آن ها از ما جلوترند و اطلاعاتشان هم بیشتر است.معلوم است که ما به آن ها نمی رسیم. نقد محتوایی یک اثر به این دلیل اهمیت پیدا می کند که مزیت نسبی ما همین محتوا است.
برای نقد محتوایی یک اثر سه فرض اساسی وجود دارد؛ یکی این که ما ببينیم آیا این محتوا به مخاطب منتقل شده است یا نه و اساسا این محصول رسانه ای چه اثری بر مخاطب داشته است. باید خود را بین مخاطب و محصول قرار داده و اين رابطه را نقد کنیم.
ساحت دیگر نقد بین محصول و تولید کننده اثر است، این که غرض او از تولید اثر چه بوده، با توجه به این که می توانسته شیوه های دیگری را برای این مساله به کار بگیرد، اما این شیوه را انتخاب کرده.
معلوم است که می خواسته مثلا یک چیز را پررنگ تر و چیز ديگر را کمرنگ کند. آدم می فهمد که با قرار گرفتن جای دوربین کارگردان می خواسته به چه چيز وزن بدهد. با شلیک خنده مخاطبین می شود تشخیص داد که این از ابتدا قصد شده بوده است. پس در این ساحت باید تولید کننده اثر را نقد کنیم. بعضی ها از این کار واهمه دارند، چرا واهمه دارید، می گویند: «ما نمی خواهیم در مورد تولیدكننده اثر حرف بزنیم ، اوغرضش هر چه بود مهم نیست.مهم این است که یک اثر ایراد هايي دارد.»
ما باید آدم ها را بشناسیم. باید ببینیم از چه کسی سخن می شنویم، اگر فیلم توبه نصوح مخلباف را نقد کرده بودیم شاید می توانستیم آینده این شخصیت را - من به شخص کار ندارم – پیش بینی بکنیم. او که تمام بدی های آدم را در رباخواری یک آدم گناهکار دارد می بینید و آن هم به آن شیوه، پس شاید بتوان حدس زد کسی که امروز مساله او از دین چیزی جز تبعیض طبقاتی و مسائل مادی نیست، آینده چه دلسپردگی نسبت به رابطه عبد و مولا خواهد داشت و چقدر در این مسیر باقی خواهد ماند که رابطه انسان با پروردگار را بخواهد به تصویر بکشد.
ساحت سوم نقد جدای از این که چه تاثیری بر بیننده گذاشته و جدای از اینکه چه رابطه ای با تولید کننده اش داشته،اين است كه باید ببینیم محتوایی که این محصول به دنبال آن بوده آیا در اين قالب به خوبی قرار گرفته یا نه.
بنابر این از سه جهت می شود یک محصول را مورد نقد قرار داد. شاید سخت ترین و مهم ترین این سه بخش، همان بخش اول است یعنی رابطه ای که اثر با مخاطبینش دارد.
سختی این کار به این است که شما نمی توانید مخاطبین را به سادگی ارزیابی کنید و بگویید که من رفتم از مخاطبین پرسیدم و این محصول در آن ها یک چنین اثر بدی و یا خوبی گذاشته است.
بعضی از اوقات مخاطبین به بعضی از کارکترهای مثبت علاقه مند می شوند ممکن است مخاطبین سختگیری هم باشند ولی به دلیل تعلق خاطر به برخی از کارکترها و یا بعضی از پیام های مثبت نسبت به آثاری که در عموم مخاطبان ایجاد کرده است بی توجه می شوند.
همان زمان که فیلم توبه نصوح پخش می شد بنده می گفتم که فیلم توبه نصوح آبروی توبه کننده را برد، او را به لجن کشید. شاید هر کس این فیلم را دیده باشد یکی از صحنه هایی که بعد از گذشت بیست سی سال یادش مانده باشد همین به لجن کشیده شدن این آقای توبه کننده است.
«ان الله یحب التوابین» خدا آبروی توبه كننده را نمی برد. این کارگردان چرا آبرویش را برد. اگر ما توان داشتیم در دراز مدت اثر این فیلم را بررسی بکنبم یقینا نمره منفی به آن می دادیم.
از نظر روانشناسی می شود نمره منفی را پیش بینی کرد، هر چند خیلی از افراد این فیلم را دیده اند و یاد دعای کمیل و صفای باطن خودشان می افتند و چقدر رزمنده ها این فیلم را می دیدند و به مرحله شهادت می رسیدند. ما آنقدر خوب هستیم که یک پیام کج و معوج را هم به ما بدهند ما تبدیلش می کنیم به یک پیام خوب. مثل معده ای که هاضمه قوی دارد و با غذای مسموم هم برایش اتفاقی نمی افتد، این دشواری ارزیابی عمومی است.
یا به طور مثال در یکي از سریال های ماه رمضانی مثلا عالم برزخ را نشان می داد. در این سریال عالم برزخ را یک کویر وحشتناک نشان می داد. من تصادفا از مدست اندركارن فيلم پرسیدم که چرا برای به تصویر کشیدن مرگ کویر نشان دادید؟
گفتند: اتفاقا برای این که دهشتناک باشد رفتیم گشتیم اطراف دریاچه شور قم و آن جا را طوری درست کردیم که این صحنه ترس از مرگ در بیاید.
مي دانيد كه هر کس از مرگ بترسد کم کم آن را فراموش می کند. ممكن است همان شب تاثیر بپذیرد ولی بعدا ترجیح می دهد دیگر به آن فکر نکند.
این اشتباه نشان دادن رابطه انسان با مرگ است. از همین تلویزیون مستندی پخش شده که همه کسانی که تجربه مرگ را داشتند می گفتند ما آزاد شدیم، بالا رفتیم، نور دیدیم و رها شدیم همه این کلمات تکرار می شود.
ما بالاخره کدام را باور کنیم، البته شما ممکن است آماری از بینندگان بگیرید که بگویند خیلی فیلم خوبی بود و روی ما تاثیر گذاشت. مثلا فردي همان شب می خواسته یک خطایی بکند، این فیلم روی او تاثیر می گذارد.
ولی چگونه مي توان تاثير اين فيلم را در دراز مدت سنجيد؟ این ها دشواری های نقد یک محصول از حیث مخاطب است.
یا یک نفر ممکن است سلیقه اش به دلیلی با يك محصول جور در نیاید و بگوید فیلم مزخرفی بود ولی اتفاقا همين محصول روی او اثر خوبی گذاشته است.
يعني اين فيلم یک جایی مچش را گرفته و عذاب وجدان اش باعث شده تلویزیون را خاموش كند اما این اثر روی او باقی می ماند.
اگر این اتفاق ده بار دیگر بیفتد او خود را در محاصره حقایق قرار می دهد. بررسی کردن اثر یک محصول در مخاطب کار بسیار دشواری است.
کدام مخاطب؟ چه سطحی از مخاطبین؟ با این دشواری باید به این کار پرداخت. باید اصول و ضابطه های اثرگذاري یک محصول رسانه ای را در مخاطب جستجو کرد و با برخورداری از حکمت به این کار اقدام کرد و تجربیات موفق در این کار را ملاحظه نمود. همان طوری که هیچ اثر رسانه ای خوب بدون حکمت تولید نمی شود امکان نقد هیچ اثر رسانه ای بدون حکمت وجود ندارد.
ما اگر وارد نقد محصولات رسانه ای تلویزیون هاي غرب بشویم که این ها چگونه حقیقت را به صورت مخدوش شده می گویند مردم ما در برابر محصولات غرب واکسینه می شوند.
اصلا محصولات رسانه ای غرب بهانه ای خواهد شد برای خیلی از حرف ها که همین طوری نمی توانیم بزنیم.
اما در نقد آن محصول رسانه ای می توانیم آن را بگوييم و بعد اگر تولید کننده های محصولات رسانه ای توجه بکنند به نقد آثاری که در غرب هست و به نقد محتوای آثاری که خودمان داریم می سازیم یقینا رشد خواهند کرد .
بهترين شيوه ي كمك شما به يك كارگردان نقد خوب اثر اوست، وقتی اثر او را خوب نقد کردی به او کمک خواهی کرد
فرمود برادر من کسی است که عیوب من را به من هدیه کند. من نمی دانم، دستی از دور بر آتش دارم. ولی ظاهرا زمینه نقد پذیری به ویژه از نظر محتوایی در تولید کننده های اثر هنری بالا نیست.
اولین کسانی که باید به شدت استقبال بکنند از نقد محصولات رسانه، مسئولین رسانه هستند. باید به معنای واقعی کلمه به نقد میدان بدهند و هیچ ابایی نکنند که مثلا یک فیلم ماه رمضان كه مورد استقبال هم قرار گرفته است کسی بیاید و نقد کند که این سریال از اساس اشتباه بود و یک ایراد بزرگی را در جامعه مطرح کرد، شما فکر می کنید به خاطر هوشمندی آن منتقد چقدر باید او را مورد تشویق قرار بدهند؟
كار رسانه با نقد تکمیل می شود؛ رسانه اعلام می کند که ما یا کارگردان به نكته اي توجه نکرده بودیم، اشتباه بزرگی اتفاق افتاده و ما باید آن را بر طرف کنیم، اگر ده میلیون نفر مخاطب آن سریال بودند، تقریبا هر ده میلیون نفر در این اشتباهی که دارد بر طرف می شود یک مرتبه ارتقا پیدا می کنند، اگر اتفاقاتي اين چنيني بيفتد ديگر نيازي نيست به كارگردان بعدي نامه بدهند، او می داند که با چه مخاطبینی روبه رو است.
متاسفانه مسئولان رسانه اي بعضی از اوقات رفتار دفاعی می گیرند. زحمت کشیدند اما اگر یک کاری عیب های زیادی داشته باشد دیگر حسن هایش را نمی شود دید.
البته نه از باب زدن کارگردان بنده خدا. چرا که دیکته ننوشته غلط ندارد اما بايد غلط هاي دیکته نوشته شده را گرفت.
مثلا چون طرف آدم متدینی است به شدت ما را نهی می کنند كه تضعیف نکنید. چرا این فضا وجود ندارد؟ اين دليل درستي نيست كه چون رسانه برای جمهوری اسلامی است ما آن را نقد نکنیم، این ها اصلا تضعیف نیست، نقد محتوایی رسانه باعث تقویت رسانه است و باری را از دوش مدیران رسانه بر می دارد؛ البته من شنیدم که می گویند هنرمندان خیلی دل نازک هستند. اما من امیدوارم که در عرصه نقد این دل نازکی به کار نیاید و نقدها را با روی باز بپذیرند.
ادامه دارد...