ماجرای دانشگاه صنعتی شریف در روزهای ۲ و ۳ اسفند چه بود؟

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ بسیج دانشجویی تحلیل خود از رخدادهای ۲ و ۳ اسفند در دانشگاه صنعتی شریف ارائه کرد. در دو روز دوم و سوم اسفند در شریف، عدهای بیش از آنکه دغدغهشان «سوگواری» یا «تحصن دانشجویی» باشد، مساله بهم ریختن دانشگاه برایشان پررنگ بود. این حرکت یادآور یک الگو آشنا است: پوشاندن کنش سیاسی ساختارشکنانه به همراه الفاظ رکیک و به دور از فضای نخبگانی با عنوانهای عاطفی و سپس تلاش برای کشاندن دانشگاه به زمین تقابل، التهاب و تصویرسازی رسانهای. اتفاقات این دو روز نشان داد مسئله این جماعت، ابدا سوگواری نیست و مسئله تبدیل دانشگاه به میدان درگیری و بهمزدن امنیت و هنجار در محیط علمی کشور است.
در این تحلیل آمده است که ماجرا از تجمعی آغاز شد که در ظاهر با ادعای سکوت و سوگواری شکل گرفت، اما خیلی زود نشانههای اصلی خود را آشکار کرد: شکستن حرمت فضای دینی دانشگاه، هنجارشکنی و توهین به نمادهای مذهبی، و سر دادن شعارهایی که بوی همدردی و مطالبهگری نمیدهد؛ بلکه بهروشنی این حرکت در امتداد پروژهی آمریکایی سیاسی ضدنظام و همراهی با اراذل و اوباش طرفدار پهلوی تعریف میشود. وقتی در یک تجمع مدعی عزا، شعارهای تند علیه ارکان نظام و حتی ادبیات جریانهای آمریکایی-صهیونیستی شنیده میشود، دیگر نمیتوان آن را «سوگواری» نامید؛ این امتداد همان پروژه آشوب دیماه آمریکایی است.
این نهاد دانشجویی اشاره کرده است در هر دو روز، یک رفتار مشترک تکرار شد: انتقال عامدانهی تجمع به نقطهی اصطکاک. حرکت به سمت محدودهی سردر و تلاش برای ایجاد تصویر طرفدار اپوزوسیون آمریکایی از دانشگاه درحالیکه اکثریت دانشجویان مخالف این اتفاق بودند و تعداد زیادی از دانشجویان انقلابی در مقابل این جمعیت ایستادند. این همان شگرد ضد انقلاب است که در آن، «تنش» تبدیل میشود به ابزار تولید روایت برای شبکههای ماهوارهای: تحریک، درگیری، فیلم، بازنشر، و سپس جا زدن آغازگر تنش در نقش قربانی. گزارشهای میدانی نیز نشان میدهد که هرجا امکان آرامسازی فضا فراهم بوده، بخش هنجارشکن اصرار بر ماندن در وضعیت تقابل داشته است.
در این تحلیل آمده است که در مقابل این سناریو، حضور دانشجویان انقلابی با نمادهای ملی و مذهبی و پس از اقامه نماز در اصل یک پیام روشن داشت: دانشگاه جای هتاکی و هنجارشکنی نیست. تقابل وقتی شکل گرفت که گروه شعاردهنده، به جای پذیرش مرزبندی عقلانی و بازگشت به فضای آرام دانشگاه، به سمت تحریک و عبور از صفها رفت و فضای درگیری را رقم زد. نتیجهی طبیعی چنین رویکردی هم روشن بود: پرتاب اشیاء، آسیبدیدگی بدنی برخی دانشجویان، و حتی گزارشهایی از همراه داشتن سلاح سرد در میان برخی افراد؛ واقعیتی که نشان میدهد پشت ژستهای پر سر و صدا این جماعت، منطق زور و خشونت حاکم است.
این نهاد دانشجویی اشاره کرده است نقطهی بسیار معنادار این دو روز، آنجاست که نقابهای این جماعت کنار میرود: بالا آمدن نماد پهلوی هرچند برای دقایقی و سپس مخفیانه خود گویاترین اعتراف است. این دیگر نه اعتراض دانشجویی است، نه سوگواری، نه مطالبهگری؛ این جا انداختن نماد یک پروژهی ضدملی و آمریکایی در قلب دانشگاه است؛ پروژهای که با ایران مستقل مخالف است و از قضا همیشه از شکافسازی در محیطهای علمی ارتزاق کرده است.
این نهاد دانشجویی اشاره کرده است جمعبندی این دو روز، یک هشدار جدی برای مدیریت دانشگاه و بدنهی دانشجویی است: اگر مرز «اعتراض» با «آشوب» مخدوش شود، هزینهاش را همه میپردازند؛ از امنیت روانی دانشجویان تا اعتبار علمی شریف. دانشگاه میتواند محل نقد و گفتوگو باشد، اما وقتی هتاکی به مقدسات دین مبین اسلامی و جمهوری اسلامی، شعارهای ساختارشکنانه، نمادسازی برای جریانهای وابسته و خشونت میدانی وارد میدان میشود، دیگر اسمش گفتوگو نیست؛ اسمش اغتشاش است.
انتظار طبیعی بدنهی مسئولیتپذیر دانشگاه این است که مدیریت دانشگاه، با رویکردی روشن و غیرنمایشی:۱) با هرگونه خشونت و رفتار پرخطر و سلاح سرد قانونی و قاطع برخورد کند،
۲) اجازه ندهد اقلیتی پرهیاهو، شریف را به کارگاه درگیری تبدیل کند و مشغول تولید تصویر خلاف نظر اکثریت دانشجو برای شبکههای ماهوارهای باشند، ۳) و همزمان شأن دانشگاه را حفظ کند تا «کنش سیاسی» دانشجوبان از مسیر عقلانیت و قانون عبور کند، نه از مسیر تحریک و آشوب.