آوردگاه فمینیسم؛ ترویج هویتی بی‌فرهنگ
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۷۱۵
ياداشت//

آوردگاه فمینیسم؛ ترویج هویتی بی‌فرهنگ

 کارگردانان و فیلمنامه نویسان فمینیست فقط به فکر پول گیشه‌های سینماهایشان و به درآمدی که از فیلم‌ها تولید می‌کنند، هستند، نه به آثار تبعات منفی که این فیلم‌ها بر جای می گذارد، آنها بدنبال پولشان هستند نه به فکر من و شما و فرهنگ جامعه.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه خسروپور؛ ترویج فرهنگ و آموزه های غربی در میان سایر فرهنگ ها و تمدن ها امروزه در بیشتر کشورهای جهان سوم سرعت روز افزونی داشته، و فرهنگ و تمدن این کشورها را نشانه رفته است.
 
این آموزه ها و عناصر مقتضای ذات مدرنیته و تمدن غربی است که نشأت گرفته از آموزه های تفکر اومانیسم، لیبرالیسم و دموکراسی می باشند. حاکمیت این عناصر و تفکرات آنها زمینه ساز ایجاد تفکرات افراطی فمینیستی شد، و باعث خلق و ابداع آموزه ها و مکاتب جدیدی با شعار تساوی و احقاق حقوق زنان همراه گشت، و پیامدها و آثار زیانباری را برای جوامع غربی به همراه گذاشت.
 
مهمترین علت کج راهه رفتن این جنبش دوری از خدا، شریعت و عدم شناخت نیازمندی های اساسی انسان است. تفکرات فمینیستی در ایران، ریشه تاریخی ندارد؛ چراکه پیشگامان این تفکرات شیفتگان و سینه چاکان تمدن تکنیکی هستند و زن در جامعه ایرانی را همانند زن در جامعه غرب می خواهند.
 
به نظر می رسد فعالان عرصه فمینیسم در ایران نگرش عمیق و دقیقی در این زمینه ندارند و بیشتر تحت تاثیر فعالیت های عملی و مقالات برخی از مجامع فعال فمینیستی غرب فعالیت هایی پراکنده دارند و از آنجا که این فعالیت ها بدون پشتوانه فکری و مطالعاتی عمیق از جامعه ایرانی و تنها در ساحت تقلید و پیروی محض از مجامع غربی است، بیهوده باشد.
 
فمنیسم در حوزه مناسبات پیچیده با مدرنیته، تکنولوژی و نظام تکنیکی و بر اساس روابط به وجود آمده پس از مدرنیته یعنی دوره پسامدرن معنا پیدا می کند و بخش عظیمی از آن در اعتراض بهره کشی از زن به عنوان یک ابزار و تلاش برای احراز هویت واقعی او و به رسمیت شناختن حقوق روانی و فیزیکی او ظهور و بروز پیدا کرده است که صد البته در این مسیر هم با آزمون و خطاهای بسیار به بیراهه رفته است.
 
فعالان فمنیستی غرب در بسیاری از مواقع با برداشت های سطحی و عامیانه از مقالات و تئوری های روشنفکران زنان را به پیروی همراه با افراط و تفریط از مرامنامه هایی ترغیب کرده اند که نه تنها زن را در جایگاه واقعی خود نمی بیند، بلکه اورا به موجودی تنها، متفرعن، متکبر، به درد نخور و عیاش تبدیل می کند.
 
این صفات رذیله در وجود او هیچ تناسبی با آنچه خداوند در وجود او به ودیعه قرارداده است، ندارد و به همین دلیل علی رغم اینکه او جهت تحقق این ویژگی های غیر واقعی سر خود را بالا می گیرد و لباس هایی شبیه مردان می پوشد و ادعای تساوی زن و مرد می کند! و به جایگاه ها و مناصب بالاتر می اندیشد و سعی دارد به زور خود را دارای صفاتی از صفات مردانه نشان دهد، همواره دچار اضطرار و اضطراب و پریشانی و بی قراری و نگرانی است و فکر می کند با تشکیل سندیکا و مجامع فمنیستی دیگران به او کمک می کنند تا از این پریشانی رهایی یابد، غافل از اینکه دیگران هم با چنین موجودی با چنین خواسته هایی بیگانه اند و توان فهم او را ندارند، بنابراین همواره واکنش های او را می بینند و آنها هم دچار استیصال می شوند و بین پذیرفتن و نپذیرفتن این موجود جدید در می مانند و در چنین فضایی است که نظام خانواده مفهوم چندانی ندارد، روابط عاطفی زن و شوهر لزومی پیدا نمی کند، روابط و مناسبات عاطفی عمیق میان زوجین که باعث انگیزه عمیق زندگی جهت تحقق آرمان های انسانی است جای خود را به موجوداتی می دهد که هر لحظه در پی اثبات خود در جایگاه دیگری هستند و توان خود را در جای دیگری به کار می گیرند.
 
در این شرایط آیا نباید پذیرفت فمنیسم ایرانی تنها یک کار تقلیدی است؟ آیا تلاش عبثی برای تبدیل شدن به مردانی نصفه نیمه نیست؟ آیا نباید به جمع شدن تعدادی از این زنان با لباس های عجیب و آرایش های شدید افراطی در سخنرانی های فمنیستی آنها خندید؟ آیا نباید زنانی را که سعی دارند به زور هم که شده یک نقش مردانه نامناسب با ویژگی های زنانه شان بپذیرند و در این راه از وظایف اصلی شان دور مانده اند، به ریشخند گرفت؟ آیا مانکن هایی که از سوی این فعالان تقلبی در کوی و برزن با لباس و آرایش غلیظ می گردند مستحق ترحم نیستند؟ آیا تلاش آنها برای کنارزدن حجاب در جامعه تلاشی تقلیدی و بوزینه وار نیست؟ «کونوا قرده خاسئین آیا آنها مصداق  اولئک کالانعام بل هم اضل» نیستند که بوزینه وار می پوشند بوزینه وار رفتار می کنند و ظاهر می شوند؟
 
از همه مهمتر آنها در ساحت جلوه اند. جلوه گری اوج ظاهر گرایی است. آنها پیروان ظاهرند و جز جلوه گری هیچ ندارند. یکی از شعارهای فریبنده، که در افق فکری اومانیسم خودنمایی بیشتری دارد «حقوق زن » و حمایت از آن است و حمایت از زن اگر جدی و به دور از فریب کاری باشد، ارجمند است؛ چراكه در مکتب دین به ویژه اسلام زن جایگاه ویژه ای دارد، اما متاسفانه آنچه در مجامع غیر دینی است چیزی دیگر است.
 
زن گرایی افراطی، باعث تضییع حقوق اساسی زن است. زن گرایان به بهانه احیای حقوق زن از هویت و ارزش زن کاستند. بدیهی است که زن گرایی هدایت نشده و جز این نتیجه ای ندارد؛ گرچه این تفکر (زن گرایی) عکس العمل طبیعی نادیده گرفته شدن زن و حقوق او، در تاریخ است، اما چاره درد را نباید در فمینیسم جویا شد.
 
آری در ادوار مختلف (جز در میان پیروان راستین انبیا)  زن مورد  ستم واقع شده است؛ البته تفکر زن گرایی ریشه در اومانیسم دارد و دارای سابقه تاریخی نیست. از دهه هفتاد به بعد گروهی به نام فمینیست های جدید و متاثر از دیدگاه های پست مدرنیستی ظهور کردند که با تکیه بر روان شناسی رفتارگرایانه بر حفظ ویژگی های زنانگی تاکید می ورزیدند.
 
آنان با تاکید بر اصل تفاوت انسان ها، معتقدند که باورهای جهان شمول فمینیست های رادیکال نه تنها غیرقابل دسترسی است، بلکه می تواند اشکال جدیدی از ستم را بیافریند؛ چراكه در این دیدگاه ها از تفاوت شرایط جوامع مختلف و اختلاف فرهنگ ها غفلت شده است.
 
آنها معتقدندکه زن نیازمند خانواده، همسر و فرزند است و با وجود اختلافات فراوان در دیدگاه های فمینیستی، می توان به وجه مشترک تمامی آنها اشاره کرد. آنها یافته های بشری را منبع و معیار تشریع و قانون گذاری می دانند و همگی فرزندان شایسته نهضت رنسانس و تفکرات اومانیستی اند و خانواده، هسته ای که بر سرپرستی مرد استوار است را آماج حملات خود قرار می دهند و خواهان رفع تمام تمایزات جنسیتی در قوانین، آموزش و پرورش، فرصت ها و امکانات اند.
 
با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپای سایر اقشار اجتماعی تغییر کرد؛ از این رو، مشروطیت را باید نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران دانست؛ چراكه آثار شگرفی در تغییر نگرش ها در میان زنان برجای گذاشت و جامعه ایرانی رانادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب کشاند.
 
گروهی از غرب گرایان داخلی که تحولات فرهنگی مغرب زمین را با خوش بینی تحلیل می کردند، تنها راه سعادت را الگو برداری از جهان به اصطلاح متجدد و رهایی از مظاهر سنتی می دانستند؛ از این رو در اواخر سلطنت قاجار، جنبش هایی پدید آمد که توسط زنان ایرانی هدایت می شدکه از فرزندان و یا همسران تحصیل کرده های دنیای غرب بودند.
 
حتی برخی از زنان روشنفکر درروزنامه های ایرانی که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ می رسید، مقالاتی در ترویج دیدگاه های غرب می نوشتند. نوشته های این گروه، خود شاهدی بر تاثیرپذیری آنان از تحولات غرب است.
 
در دوران سلسله پهلوی فصل جدیدی در تاریخ زنان ایران گشوده شد و غرب زدگی و بی هویتی نیمه پنهان چهره خود را آشکار ساخت در دوران سلسله پهلوی فصل جدیدی در تاریخ زنان ایران گشوده شد و غرب زدگی و بی هویتی نیمه پنهان چهره خود را آشکار ساخت.
 
کشف حجاب در سال 1317 که به بهانه آزاد کردن نیمی از نیروهای انسانی جامعه انجام شد، نقطه عطفی است که تاثیر بسزایی در شکل گیری برداشت های منفی در ذهنیت جامعه مسلمان ایرانی داشت.
 
مبنای اساسی فمینیسم یا زن گرایی غربی عبارت است از: ا. نفی کلیسا و نفوذ مسیحیت 2 - مذهب زدایی و دور ساختن دین از خانواده 3 . نفی اصالت های اخلاقی دینی در باب زن از جمله حجاب، عفت، پارسایی، وفاداری،حیا و هر گونه ارزش انسانی از منظر دین 4. شکستن حریم خانواده و تعهدات خانوادگی 5.  مبارزه با هر گونه مظاهر پیوندهای خانوادگی.
 
البته مبانی فوق بر اساس اومانیسم یا انسان گرایی افراطی بنیان یافته است که نفی تفکر معنوی و مبارزه با دین و گرایش به خدا از اصول آن می باشد.
 
بنابراین مسلمان باید توجه کند که فاکتورها و دستورالعمل های زن گرایان فمینیست، باچارچوب ها و معیارهای اعتقادی الحادی ویژه ای شکل گرفته اند که هرگز سر سازگاری با معیارهای حیات بخش دین به ویژه اسلام در راستای حمایت از زن و حقوق او ندارند.
 
در دیدگاه امام (ره) زن دارای مرتبه و منزلتی است که هیچ مکتب و مرام فمینیستی که زن را تا سطح یک ملعبه و یا ابزار کار نزول داده است، یارای دسترسی به آن را ندارد، امام خمینی (ره) در مناسبت های مختلف و در بیانات خود شان جایگاه و منزلت حقیقی زنان را از دیدگاه اسلام بیان داشته اند.
 
در مکتب امام خمینی (ره) زن  بسیار تکریم شده و در اوج والایی قرار دارد، ایشان در این باره می فرمایند: اسلام می خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند، اسلام زن ها را نجات داده است از آن چیزهایی که در جاهلیت بود. آنقدری که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا می داند و به مردخدمت نکرده است آنقدر که به زن خدمت کرده. شما می دانید که در جاهلیت زن چه بوده و دراسلام چه شده. در زمانی که پیغمبر اسلام آمد، زن ها را هیچ حساب می کردند اسلام زن ها راقدرت داده است. امام به اغراض سوء دیدگاه های فمینیستی و انتظاری که از زن دارند، توجه داشته و همواره برجایگاه آنان و تاثیری که در جوامع دارند تاکید می ورزیدند.
 
رشد خزگونه فمینیسم در ایران اسلامی با شروع تلاش غرب برای صدور فرهنگ غربی و ضد اسلامی از آغاز انقلاب و اعلان جنگ رسانه ای علیه فرهنگ ما، فرهنگ ها و آداب اجتماعی عرب هر از چند گاهی وارد جامعه ما و مخصوصا شالوده اصلی جامعه؛ یعنی خانواده ایرانی شده و گاهی به طور ناقص و شکست خورده و گاهی به طور رایج و طولانی مدت در بدنه فرهنگی جامعه ما و خصوصا خانواده های ما رسوخ کرده، و اثرات ناهنجاری را در جامعه بر جای گذاشته است.
 
گرچه عمده این شبیخون های فرهنگی از سوی غربی ها تئوریزه شده و با مخلوط اندکی حق با فرهنگ باطل خویش قصد پنهان نمودن چهره اصلی آن و متظاهر نمودن آن و نیز ترویج آن در جامعه ما به هدف سست كردن بنیان خانواده و در نهایت ریشه کنی فرهنگ اسلامی مان را می نمودند، اما عمدتا با تلاش علما، صاحب نظران، و نویسندگان متعهد و اندیشمندمان دفع شده و می شود.
 
تفکر فمینیسم، یکی از مهمترین هجمه های فرهنگی بی پایه و اساس غرب به کشورمان در سال های اخیر بوده، که علی رغم تلاش برخی اندیشمندان ، بسیار کم به آن پرداخته شده و همین مسئله موجب شیوع فمینیسم در سال های اخیر در جامعه ما شده است.
 
حرکتی که چون از سوی برخی نگهبانان فرهنگمان جدی گرفته نشده و گاها حمایت نیز شده، به یک حرکت خزنده، یعنی حرکتی که علی رغم زهردار بودن، به علت برخی کم کاری ها، برخی حمایت های مسئولان فرهنگی، نمای مظلومیت و حقانیت گرفته و از این رو با سرعت به جلو حرکت می کند.
 
در این بخش بایستی به مصادیق فمینیسم در فیلم ها و سریال ها بپردازیم. برای اثبات توانایی یک فرد، تحسین و تعریف او و به طور کلی شاخص نمودن فرد ، روش های متفاوتی وجود دارد. در روشی که کارگردانان و فیلم نامه نویسان برای تحسین، تمجید و برجسته کردن نقش زن در رسانه ملی و سینما و تئاتر استفاده می کنند؛ به جای آنکه مستقیما به نمایش توانایی های واقعی و فطری زن پرداخته شود و بجای آنکه مستقیما از او تحسین به عمل آید و اهمیت و رسالت او در خانواده به نمایش در آید، مردان اطراف او تحقیر می شوند و فیلم بیشتر به تخریب مردانی که در اطراف این زن نقش ایفا می کنند، می پردازد.
 
در واقع فیلم بجای آنکه به نمایش نقاط مثبت این زن بپردازد به نمایش نقاط منفی مردان فیلم (حداقل مردانی که در مقابل این زن نقش ایفا می کنند ) پرداخت می کند تا در ذهن مخاطب و بیننده به طور ناخودآگاه زن جلوه بیشتری کند بدون آنکه صفت مثبتی از او سر بزند.
 
همانگونه که بیان شد، در فیلم های ما به روشی نادرست برای تحسین زن به تخریب و تحقیر مرد می پردازند. در این فیلم ها، زن شجاع و مستقل زنی است که به شوهر خود توهین می کند، سر او داد می زند، به او پرخاش می کند و عمل کردن به حرف شوهر و اطاعت از او را برای خود ننگ می داند و دور از شان خود می پندارد؛ در حالی که این مردی که به او به راحتی توهین می کند شوهر او و نزدیکترین فرد به او و شریک زندگی اوست و احترامش بسی واجب.
 
شخصیت زن فیلم به گونه ای است که مدیریت خانواده کاملا بدست اوست و مرد مطیع محض او، زنی که به اطاعت از شوهر اعتقاد ندارد و این امر دینی ما که توسط امامان معصوم (ع) نیز بر آن تاکید شده را یک حرکت جاهلانه می داند؛ اما برعکس در فیلم های ما، زنی که به همسر خود احترام می گذارد و با ملایمت و نرمی با او سخن می گوید و از شوهرش اطاعت می کند (البته در اینجا منظور ما از اطاعت از شوهر یک اطاعت پادگانی و بی قید و شرط نیست و اطاعت محض فقط از برای خداست و منظور انجام ندادن کاری بر خلاف رضایت شوهر است ) و بطور کلی زنی که به شوهرش احترام کامل می گذارد، متاسفانه در قالب زنی تو سری خور، زبون، خوار و ذلیل، و ترسو و عقب مانده معرفی و تصویر می شود و این نگاه غرب زده کارگردانان و فیلم نامه نویسان ماست.
 
کارگردانان و فیلم نامه نویسان ما در فیلم ها و سریال هایشان از موجودی که مظهر عاطفه است چهره ای خشن ارائه می کنند، گویا که اگر این زن خشونت به خرج ندهد، فریاد نزند  و پرخاش نکند؛ یعنی هیچ ابهتی ندارد ، هیچ مقام و منزلتی ندارد، هیچ قابلیتی ندارد و هیچ نقشی در زندگی ندارد، ببینید اینها تا این حد دارای تفکر نادرست هستند و جالب است که در فیلم های ما، زن موفق زنی است که خصوصیات مردانه داشته باشد و مانند مردان حرکات فیزیکی پر رنگ داشته باشد.
 
در این فیلم ها، توهین و تحقیر شخصیت مرد توسط زن، با سکوت و به طور کلی بدون اعتراض مرد و متاسفانه در کمال ناباوری با تایید و خنده رو به رو می شود گویی که این مرد از توهینی که به خودش شده احساس رضایت می کند و انگار که از این مرد، تعریف و تحسین شده نه اینکه به او توهین شده است!
 
اما در مقابل، هر گونه تذکر، جملات جدی و لو محترمانه، پیشنهاد، ابتکار و دستور از طرف مرد هر چند محترمانه و ملایمت آمیز باشد، با واکنش جدی زن رو به رو می شود؛ گویی که این زن این پیشنهاد یا ابتکار یا دستور محترمانه را از طرف همسر و یا مردان نقش مقابلش و عمل به آن را یک توهین به خود می داند و خود را بالاتر از شان و مرتبه همسرش می داند و مرد را پایینتر از خودش می داند و عمل و توجه به سخن مردش را ذلالت وخواری می پندارد و این چنین متکبرانه و مغرورانه رفتار می کند.
 
آیا می دانید اگر نیاز های روحی آنها تامین نشود چه اختلال عظیمی در روح و روان فرد ایجاد می شود و این اختلال موجب برهم خوردن آرامش خانواده شده و اختلال به خانواده سرایت کرده، و پس از بر هم زدن و به آشوب کشاندن خانواده به جامعه سرایت کرده، و به فرهنگ جامعه لطمه خواهد زد ؟ زنان ما بدانند با احترام به مرد بالاترین نیاز روحی مردشان را تامین کرده، و چنین مردی چون به سلامت و آرامش روح و روان دست می یابد، مردی موفق، با نشاط، با پشتکار عظیم، و شخصی خواهد شد که هرگز و هرگز به بزهکاری ها آلوده نشده و به همسرش خیانت نخواهد کرد و زندگی با چنین مردی و داشتن چنین زندگی برای زنان بسیار لذت بخش و مطلوب است و از چنین مردی بیشتر محبت می بینند پس به نفع خود زنان ماست که به مردشان احترام کامل گذارده، و با این کار بزرگترین نیاز روحی مردشان و درنتیجه سلامت روح و روان وی را تامین کنند.
 
در فیلم های ما، مردان یک سری موجودات هوس باز معرفی می شوند که صرفا بدنبال مسائل جنسی هستند و تمام تلاش شب و روزشان پیدا کردن شریک جنسی برای ارضای هوس های خودشان است و تمام فکر و ذکرشان شهوت رانی و خیانت به همسر.
 
و کارگردانان و نویسندگان احمق و کم سواد ما با این کار زنان جامعه را نسبت به مردها و صد البته به همسرانشان بدبین می کنند و با این کار کانون گرم خانواده ها متشنج می شود و جدای از این با این کار توهین بسیار بزرگی به مردان جامعه می کنند، آیا این مردان بیشماری که تحت عنوان مدرس دانشگاه، اعضای هیئت علمی، پزشکان ماهر و دارای فوق تخصص، عالمان با تقوا، دانش آموختگان تحصیلات عالی در مقاطع دکترا، جامعه شناسان و روانشناسان و آن مردانی که مدارج موفقیت را در مکان و زمان خود پیموده اند، کم نیستند، بلکه در جامعه ما بی شمارند، یا اینها تشنه سکس و مسائل جنسی بوده اند که به این موفقیت ها و موقعیت ها رسیده اند؟ آیا اینها تمام تلاش شبانه روزشان به جای کسب علم، مهارت، تقوا و کسب روزی حلال برای خانواده پیدا کردن شریک جنسی بوده که به این موفقیت ها رسیده اند؟ شما چه فکر می کنید؟
 
کارگردانان و فیلم نامه نویسان فمینیست ما فقط به فکر پول گیشه های سینماهایشان و به درآمدی که از فیلم ها به عنوان سرگرمی! (و نه ساختن فیلم برای اصلاح فرهنگ جامعه) تولید می کنند، هستند، نه به آثار تبعات منفی بی شماری که این فیلم ها بر جای می گذارد، آنها بدنبال پولشان هستند نه به فکر من و شما و فرهنگ جامعه ما.
 
در خاتمه این یادداشت بایستی عرض کنم؛ زن در دیدگاه اسلام با مرد در حقیقت انسانی و سیر تکاملی تفاوتی ندارد، بر این اساس در عرصه های اساسی هر دو دوش به دوش هم پیش می روند از جمله
1  در عرصه کمال و سیر تکاملی علمی 2 . در عرصه جزا و دستیابی به پاداش الهی 3. در عرصه جنت و دستیابی به مقامات اخروی 4. در عرصه تقرب و دستیابی به مقامات معنوی و همچنين تردیدی نیست که در عرصه های مورد اشاره زن و مرد در نگرش اسلامی مساوی اند، تنها دربرخی از عرصه های فرعی زندگی است که هر کدام با توجه به جایگاه ویژه ای که در نظام احسن دارند از حیث احکام اسلامی تفاوت هایی بر اساس عدالت الهی دارند که با فلسفه خلقت آنان هماهنگی کامل دارند.
پربازدیدترین آخرین اخبار