کد خبر:۱۳۷۹۰۹
ياداشت//
فمينيسم متزلزل كننده منزلت انساني زن
فمينيسم با بيان تساوي حقوق زن و مرد، پست انگاشتن نقشهاي ذاتي بر عهده زن چون نقش مادري و همسري نه تنها زن را از ظلم و ستم نجات نداد بلكه منزلت انساني زن را نيز متزلزل كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ زن و مرد براساس نظام خلقت، شباهتها و تفاوتهايي با يكديگر دارند و نقشها و جايگاههاي آنها در اجتماع و خانواده براساس اين تفاوتها تعريف مي شود.
زن و مرد بايد نقش مكمل در خانواده و جامعه داشته باشند، نمي توان جايگاه زن و مرد را بدون در نظر گرفتن تفاوتهاي موجود در بين آنها تعريف كرد و از هر دو انتظار نقش و جايگاه مساوي داشت.
نخستين هدف نظريات فيمنيستي، نابودي بنيان خانواده كه اساس و بنيان زندگي اجتماعي است، مي باشد؛ زيرا طرفداران اين نظريه زن را اسير نظام خانواده كه از آن به عنوان «مرد سالار» ياد مي كنند، مي دانند.
اسلام، خانواده سالم را بنيان جامعه سالم مي داند و بر تشكيل، تثبيت و تعالي خانواده به عنوان يك هدف متعالي تاكيد مي كند.
بنياد فمنيسم بر اومانيسم (انسان گرايي) و سكولاريسم (جدايي دين از دنيا) بنا شده است و طرفداران اين ديدگاه انسان محوري را جايگزين خدامحوري كرده و مذهب را مرد سالار معرفي مي كنند، البته جوامع غربي نيز به نقش حياتي دين در زندگي بشر پي بردهاند و بازگشت مذهب در لايههاي زيرين آن جوامع قابل مشاهده است.
انقلاب اسلامي در قرن بيستم علامت سوال بزرگي در مقابل مفهوم سكولاريسم به معني حذف دين از ساخت اجتماعي بشري گذاشت و اثبات كرد كه سكولاريسم نيز مانند كمونيسم محكوم به نابودي است.
اسلام، زماني كه غرب با از بين بردن حجب و حيا در ميان زنان به استفاده ابزاري از آنها روي آورد، اسلام به زنان هويت جديدي بخشيد و مرد را سرپرست و خدمتگزار زن قرار داد.
انگاشتن ذات نقشهاي زنانه همچون نقشهاي حياتي زايش و تدبير منزل و تنظيم خانواده كه سلول تشكيل دهنده جامعه است، علاوه بر اينكه زنان را از استمرار و ايفاي اين نقشها همراه با احساس عزت و رضايت و به نحو صحيح باز مي دارد بلكه آيندهاي حيات بشريت را تهديد به زوال مي كند.
تاكيد و اصرار فمنيسم مبني بر اين است كه ابزار سلطه مردان يا نظام مرد سالاري، بر زنان نماد خانواده است و مهم ترين نقشهايي كه جامعه مرد سالاري به كار مي گيرد و به وسيله آنها زنان را تحت ستم و ظلم قرار مي دهد نقش مادري و همسري است.
فمنيسم، خانواده را نهادينه ترين جايگاه ظلم و ستم بر عليه زنان مي داند و معتقد است كه بايد ساختار خانواده را مورد بازسازي قرار دهد و با نظام موجود در خانواده مبارزه كرد.
فمنيسيم در جامعه اين تفكرات را القاء كرده كه آزادي سقط جنين اين فرصت را به زنان مي دهد كه از فرزندان ناخواسته جلوگيري كنند و در روابط جنسي محروميت خاص احساس نكنند همچنين قانون اين اجازه را به زن داده است كه در مقابل خواست همسر مقاومت كند و خود زمان آميزش را برگزيند.
چنين شعارهايي چند پيامد اساسي را به دنبال داشت؛ اول آنكه آزادي سقط جنين سبب شد كه زنان اقدام به انتخاب نوع فرزند كنند، با استفاده از سونوگرافي و در اين ميان جنس دختر بيشتر در معرض فنا قرار گرفت به ويژه در كشورهايي كه هنوز فرزند مذكر را به جنس مخالف ترجيح مي دهند، دختران قرباني سياست پرچمداران فمنيسم گرديدند.
دومين مسئله اين بود كه محروميت روابط جنسي مرد با همسر موجب شد كه مرد تمنيات جنسي خود را در خارج از چارچوب خانواده جستجو كند و اين روابط خانوادگي را دستخوش تحول مي كند.
شهيد مطهري براي استحكام پيوند خانوادگي و خاص شده تمنيات مرد در خانواده اينگونه سخن مي گويد: شكي نيست كه هر آن چه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه زوجين گردد، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن حداكثر كوشش بايد مبذول شود و بالعكس هر چيزي كه موجب سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد، براي كانون خانواده مضر است و بايد با آن مبارزه كرد، اختصاص يافتن استمناعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و اركان ازدواج مشروع پيوند زن و شوهري را محكم مي كند و توليد محبت مي نمايد.
از آن جا كه زن بيشتر از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود دين شريف اسلام محدوديت روابط جنسي مرد با همسر خود را رد مي كند و تعيين زمان آميزش را به مرد محول مي كند تا تمنيات مرد به چارچوب خانواده منحصر شود و از هرج و مرج و بي بند و باري جلوگيري به عمل آيد.
جدا انگاري مناسبات جنسي از روابط خانوادگي، خانوادههاي تك والديني، معاشقه آزاد، اكتفا به همجنس و .... از ديگر آفتهاي تفكرات فمنيستي است كه تمام جوامع دنيا را تهديد مي كند.
كشاندن مسائل جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي كار و فعاليتهاي اجتماعي را ضعيف مي كند، جامعه انساني نيازمند علل و عواملي است تا گرايش و صفاي ضمير بين افراد آن تامين شود و صرف قوانين و مقررات سياسي، نظامي، اقتصادي و ..... كافي نيست.
از طرف ديگر جامعه بزرگ بشري را جوامع كوچك خانوادگي مي سازند، يعني اعضاي خانوادههاي متعدد عامل تحقق مجتمع رسمي خواهند بود و مادامي كه رافت و گرايش در بين اعضاي خانواده، پديد نيايد هنگام تشكيل مجتمع رسمي نيز هرگز بين آحاد آن ضمير و روح تعاوني و پيوند دوستي برقرار نخواهد شد.
مهمترين عاملي كه بين افراد جامعه رافت و گذشت و ايثار را زنده مي كند تجلي روح مادر در بين اعضاي خانواده است زيرا پدر گرچه به عنوان «الرجال قدامون علي النساء» عهده دار كارهاي اداري و اجرايي جامعه كوچك (خانواده) است ليكن اسامي خانواده كه به مهر و وفا و پيوند پي ريزي شده است به عهده مادر است؛ زيرا مادر مبداء پيدايش و پرورش فرزنداني است كه هر كدام به ديگري وابسته هستند.
امروز پس از گذشت چهار قرن تلاش در كارنامه فمنيسم عوارض و جرايمي چون تعريف حقايق علمي و افزايش ابهام در حقوق، انحراف مسير مبارزه و دسترس ناپذير شدن حقوق حقيقي زنان، تشديد تفاهم و زوال صفا و وفا، شيوع عوارض جبران ناپذير روحي جسمي و شيوع زيانهاي اقتصادي اجتماعي، از دست رفتن پشتوانهها و پناهنگاههاي اخلاقي، ديني و سنتي و در نهايت تنزل منزلت انساني زن، به چشم مي خورد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰