استاد دانشگاه تهران: ماهیت ققنوسی جامعه ایران خصیصهای کهن و اساطیری است
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مهدی فدایی مهربانی دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران طی تحلیلی نسبت به وقایع اخیر و جنگ تحمیلی علیه ملت ایران تقسیم بندی از الگوهای همبستگی جامعه ایران ارائه کرد.
متن تحلیل این استاد دانشگاه تهران بدین شرح است:
۱. یک تقسیمبندی ساده از الگوهای همبستگی اجتماعی این است که برخی افراد گروهی از جوامع را به کاسۀ سالاد (Salad Bowl) و گروه دیگر را به دیگ مذاب (Melting Pot) تشبیه میکنند. در الگوی اول، افراد و عناصر جامعه در کنار هم قرار دارند اما در یک هویت یکپارچه و واحد ذوب نمیشوند، بلکه مانند تکه های سالاد، در کنار هم مخلوط میشوند. الگوی دوم، مربوط به جوامعی است که مانند دیگ مذاب هر عنصری را در درون خود ذوب میکنند و یک هویت واحد میسازند.
۲. موضوع دیگر این است که این الگوهای همبستگی اجتماعی چه تحلیلی از شرایط گسست اجتماعی ارایه دادهاند؟ در هنگام بحرانها و تنشهای اجتماعی هریک از الگوهای بالا چگونه با بحرانها مواجه میشوند؟ طبیعتاً میتوان گفت امکان فعال شدن شکافهای گسست اجتماعی در الگوی کاسۀ سالاد بیش از الگوی دیگ مذاب خواهد بود.
۳. جامعۀ ایران را به لحاظ الگوهای همبستگی و گسست اجتماعی در کدام یک از این الگوها میتوان قرار داد؟ به نظر میرسد جامعۀ ایران را میتوان بر مبنای الگویی جدید تعریف کرد و چهبسا بتوان آن را «ماهیت ققنوسی جامعۀ ایران» نامید. این ماهیت ققنوسی را میتوان برمبنای مشاهدۀ میدانی خروش مردم ایران علیه دشمن متجاوز درک کرد. اگرچه جنگ در تمام جوامع حدودی از همبستگی را اینجاد میکند، اما در ایران شاهد این هستیم که معترضین و معارضین اساسی نظام سیاسی نیز اکنون در میدانهای عمومی شهر در حال پاسداری از هویت یکپارچهای به نام «ایران» هستند. این قابلیت همبستگی سریع پس از یک دورۀ گسست در جامعۀ ایرانی را چگونه میتوان درک کرد؟
۴. ماهیت ققنوسی جامعه ایران، خصیصهای کهن و اساطیری است که لایههای عمیق و تاریخی آن را باید در عرصۀ ناخودآگاه جمعی ایرانیان جُست. گسستهای این جامعه همچون گسستها و ترکهای خاکستری است که پس از سرد شدن بر سطح آتشی خفته عیان میشود و تصویر نوعی گسست و تشتت و شکاف را عیان میکند، اما آنگاه که ققنوسِ این خاکستر سربرآورد و آتش دوباره شعلهور شود، روح واحدی را به نماش میگذاد، «ققنوس» برمیخیزد و چنانکه سهروردی آورده است «سی مرغ» ناگهان به «سیمرغ» بدل میشود.
۵. خروش این مردم را باید سربرآوردن دوبارۀ ققنوس ایران دانست. این همان ماهیتی در بطن و لایههای کهن و اساطیری جامعۀ ایران است که دشمنان ایران از آن غافلند و این غفلت همواره آنان را به اشتباه محاسباتی در مورد این جامعه میکشاند. این همان آتش پارسی است که به تعبیر غزالی هنوز زنده است!