به خواص مردود در فتنه 88 نمي‌توان اعتماد كرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۸۱۰
حجت الاسلام روانبخش:

به خواص مردود در فتنه 88 نمي‌توان اعتماد كرد

دبير سياسي هفته نامه پرتو با اشاره به اينكه فتنه سال 88 اوج مبارزه با اسلام گرایی بود، گفت: به خواص مردود در فتنه 88 نمي‌توان اعتماد كرد.
حجت الاسلام روانبخش در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» در قم، به تشريح شاخص هاي اصولگرايي و جريان شناسي انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي پرداخت، بخش اول اين گفت وگو به شرح زير است:
 
خبرگزاري دانشجو: به نظر شما شاخصه هاي اصولگرايي با توجه به شرايط اخير و فتنه 88 چيست؟
 
روانبخش: تعریفی که مقام معظم رهبری از اصولگرایی ارائه دادند اين است که اصولگرایی یک حزب نیست و در برابر اصلاح طلبی هم قرار ندارد که کسی بگوید حزب اصلاح طلبی و حزب اصولگرایی؛ اصولگرایی یک مرام، منش و جریان فکری است، اصولگرایی یعنی پافشاری بر روی اصول اسلام و انقلاب.
 
قطعا این اصولگرایی به معنای واقعی کلمه با اصلاح طلبی به معنی حقیقی کلمه در تعارض نیست؛ اصلاح طلبی یعنی اصلاح روش ها و اصلاح اهداف میانی، قطعا کسی که در اصول انقلاب پافشاری می کند، برای رسیدن به اهداف مهم انقلاب باید روش های خود را تغییر بدهد، باید خطاهایی که در بین راه برایش پیش می آید را اصلاح کند و همواره بر روی اصول بایستد.
 
متاسفانه بعضی افراد فکر کردند که اصولگرایی یک حزب است و تابلویی را به اسم حزب اصولگرایی بلند کردند و بعضی ديگر هم فکر کردند که اصولگرایی همان جریان راست است که در مقابل جریان چپ قرار می گیرد تا بگوییم اصولگراها جریان راست هستند و اصلاح طلب ها جریان چپ آن روز.
 
قطعا منظور مقام معظم رهبری چنین چیزی نبود که مثلا نام جریان راست را عوض کنیم و بگذاریم اصولگرا و نام جریان چپ را عوض کنيم و بگذاريم اصلاح طلب؛ مقام معظم رهبری این تعریف صحيح را از جریان اصولگرایی دادند که از آن سو استفاده نشود.
 
مهمترین ویژگی اصولگرایی ایستادگی بر روی اصول انقلاب و مهمترین اصل انقلاب ما اسلامی بودن آن است و اسلامی بودن انقلاب نيز با اصل ولایت فقیه تبیین می شود؛ در اصل 4 قانون اساسي که به تصویب رسيد و بر اساس آن باید تمام قوانین و مقررات این کشور اسلامی باشد سر و صدایی ایجاد نشد، اما هنگام تصويب اصل 5 قانون اساسي که اصل مترقي ولایت فقیه است، این همه جار و جنجال درست شد که حتی می خواستند خبرگان قانون اساسی را منحل کنند.
 
بازرگان و امیر انتظام درصدد انحلال مجلس خبرگان بودند و می دانستند که اگر این اصل تصویب بشود اصل چهارم کارآمدي و اسلامیت نظام حفظ می شود، در غير اين صورت در مشروطه هم بحث اسلامی بودن را مطرح می کردند، ولی طولی نکشید که منحرف شد.
 
آن چيزي که این انقلاب را در این 32 سال حفظ کرده، و بر روی اسلامی بودن آن تاکید داشته، ولایت فقیه است؛ اگر ولایت فقیه نبود انقلابی نمی ماند و اگر ولايت نبود اسلامی بودنش هم از بین می رفت، چنان که در طول این 32 سال خیلی از دولت هایی که بر سركار آمدند یا باور به اسلامی بودنش نداشتند یا اگر داشتند در اعماق دلشان این اعتقاد نبود، بنابراين همواره می بینیم یا روی اسلامی بودن تاکید نمی شد و یا حتی در جهت حذف اسلامی بودن فعالیت هاي گسترده صورت پذيرفت.
 
اصلاح طلبان بدنبال حذف اسلام بودند و تاكيد دولت اصلاح طلبان حذف اسلامیت نظام بود؛ به طوري كه خاتمی شعار استقلال و آزادی و پیشرفت را سر مي داد؛ اعضاي حزب مشارکت در جهت حذف اسلامی بودن نظام حرکت می کردند، حتی مي گفتند نام نظام هم به جاي جمهوري اسلامي، جمهوری دموکراتیک شود؛ لایحه افزایش اختیارات رئيس جمهور نيز برای محدود كردن ولایت فقیه و لایحه اصلاح قانون انتخابات، برای حذف قید مسلمان بودن نماینده بود؛ نماینده لزومی ندارد که به اسلام اعتقاد داشته باشد. در لوایح دوقلو که با سد شورای نگهبان برخورد كرد هم دنبال اين هدف بودند.
 
هم اكنون نيز كه جريان انحرافي بدنبال تحقق مکتب ایران است، با مکتب اسلام در تعارض مي باشد و گرنه چه لزومي دارد که مکتب ایران را به جای مکتب اسلام قرار دهيم؛ سركرده جريان انحرافي رسما می گوید که دوره اسلام گرایی گذشته است و بیشتر به مسائل ناسیونالیستی و ایرانی گری می پردازند.
 
اصولگرايان واقعي در فتنه خودشان را نشان دادند
 
آن چه که اسلامیت این نظام را حفظ می کند ولایت فقیه است؛ در فتنه 88 کسانی که عملا اصل ولایت فقیه را باور داشتند، خود را نشان دادند چون سال 88 اوج مبارزه با اسلام گرایی بود. جریان فتنه آمده بود که انقلاب اسلامی را براندازد. خودشان هم گفتند که ما در جهت براندازی آمده بودیم؛ منتها بر اندازی شان براندازی مخملی و نرم بود. آنها می خواستند با تحریکاتی که انجام می دهند مدل گرجستان و اکراین را پیش بیاورند که به خیال خودشان مردم را برای براندازی توی صحنه بیاورند. 
 
فتنه88 یک کودتای نظامی نبود، بلکه يك کودتای سیاسی بود، همچون کودتاهای مخملی که در منطقه و آسیای میانه اتفاق افتاده بود؛ آنها تمرین کرده بودند که بتوانند اشتباهات اين مدل را بگیرند و راحت تر در ایران به اجرا در بیاوردند. در چنین شرایطی که آنها برای براندازی نظام اسلامی آمده بودند، اصولگراياني بودند که اشاره های ولی فقیه زمان را متوجه مي شدند و روزی که ایشان تنها بودند بعضی از این اصولگراها كه الان در ايام انتخابات سهم خواهی می کنند، در آن روز سکوت کردند.
 
سرباز برای ولی فقیه، زمانی به درد می خورد كه ايشان به نیرو نیاز دارد؛ اگر در موقع خطر و در آن زمان و مکانی که باید باشد، حضور نيابد، اما در سر تقسیم غنائم حضور داشته باشد، این شخص نمی تواند اسم خود را سرباز ولايت بگذارد.
 
اصولگراي واقعي کسی است که وقتی رهبر به مالک اشتر نیاز دارد، مالک باشد و وقتی به عمار نیاز دارد عمار باشد، این طور نباشد که وقتي رهبر عمار و مالک را می خواهد او در صحنه نباشد و در عین حال ادعا کند که من پیرو ناب رهبر هستم؛ بنابراین اصولگرایانی که ادعای اصوگرایی می کنند با این خط کش  سنجیده مي شوند؛ اگر این طور هستند عنوان اصولگرایی را براي آنان به کار می بریم و اگر نباشند، انتظار نداشته باشند که ما از تابلوي این چنین افرادی حمایت کنیم.
 
خبرگزاري دانشجو: به نظر شما چه گروه ها و جناح هايي در انتخابات صف کشی کرده‌اند؟
 
روانبخش: گذر زمان ممکن است که اردو بندی ها را تغییر دهد؛ شاید قبل از ماجرایی که برای مصلحی اتفاق افتاد، و خانه نشینی رئيس جمهور، جریان انحرافی خیلی در سطح کشور فعال بود و مي خواست که اکثریت مجلس را در اختیار بگیرد، تعبیرشان هم این بود که احمدی نژاد در سراسر کشور محبوبیت دارد و از مشایی هم كه حمایت می کند پس مي توان موفق شد و راي آورد؛ از طرفی روي فعالان ستادهاي احمدي نژاد در سراسر كشور هم سرمایه گذاری كرده بودند؛ در استان ها شوراهای راهبردی تشکیل داده بودند و قالب كساني بودند که در انتخابات سوم تیر و خرداد 88 نقش آفرین بودند.
 
ماجرای بعد از جریان مصلحی که پیش آمد خیلی ذهن ها را حساس کرد؛ مخصوصا مواضع بسیار شفاف آیت الله مصباح در رابطه با جریان انحرافی و اینکه محتواي این جریان با جریان فراماسونری منطبق است. این مواضع در سراسر کشور تاثیر بسزایی داشت، كساني که در دام این شورای راهبردی افتاده بودند از این ها جدا شدند.
 
جريان مشايي در روشنگري هاي اخير ضربه جدي خورد؛ شاید یکی از دلایل اينکه اين روزها آقای مشایی کمتر آفتابی می شود، همین باشد که این جریان پس از مدتی فراموش شود، آنها می دانند که آبرویی در کشور ندارند و در کنار احمدی نژاد هم كه بنشیند منفعتی برایشان ندارد، بنابراین این جریان چندان نمی تواند فعال باشد؛ جبهه پایداری هم با اين شعار كه فرد بايد نسبت به فتنه 88 و جريان انحرافي موضع داشته باشد، تشكيل شد.

 

موضع احمدي نژاد بايد نسبت به جريان انحرافي معلوم شود

 

احمدی نژاد نيز موضعش را نسبت به جریان انحرافی مشخص نکرده، و تبری نجسته است، بنابراین ما نمی توانیم وي را در جریان جبهه پایداری بپذیرم، چون موضعش نسبت به مشایی هنوز مثبت است؛ بنابراین كساني که در سراسر کشور در جبهه انقلاب فعاليت مي كنند با تشكيل جبهه پايداري احساس می کنند، پناهگاهی دارند و تابلویی بلند شده که در آن تابلو حضرت آیت الله مصباح وجود دارد و نيروهاي انقلابي مي توانند افراد را با اين خط كش بسنجند.

 

امروز آیت الله مصباح به عنوان یک شاخص حق و باطل در جریان سیاسی قرار گرفته و خود مقام معظم رهبری این شاخص را معرفی کرده اند؛ «عقبه تئوریک نظام»، «بصیر به معنای حقیقی کلمه» و «خلاء علامه مطهری و شهید بهشتی را ايشان پر کرده اند» جملاتي است كه مقام معظم رهبري در وصف علامه مصباح فرمودند؛ اگر کسی در این جریان كه علامه در آن حضور دارد، قرار نگرفت دیگر نمی تواند انتظار داشته باشد که حماسه آفرینان سوم تیر و 22 خرداد همراهش باشند؛ کسانی که در فتنه 88 موضع نگرفتند و يا دیر موضع گرفتند، خواص مردود در این جبهه قرار نمی گیرند؛ هرچند بگویند که ما اصولگرا هستیم.

 

به كساني كه در فتنه 88 جزو خواص مردود بودند نمي توان اعتماد كرد؛ اينها اصولگرایانی هستند که در آن روز مردود شدند؛ معظم له درباره خواص مردود فرمودند اينها کسانی هستند که موضع به نفع فتنه می گیرند و يا سکوت مي كنند.

 

در طول تاریخ سلیمان بن صرد خزايي با فكر اينكه از فتنه فرار مي كند، خودش را کنار کشید و وقتی با اصحابش رفتند، مسلم به شهادت رسید؛ اين در حالي است كه اگر نیروهای سلیمان بن صرد خزايي مانده بودند مسلم پیروز می شد؛ درست است كه وي از دشمن حمايت نكرد، ولی حامي مسلم هم نشد، بنابراين ضربه اش به مسلم خورد، شاید هم اگر سلیمان این کار را نکرده بود، حادثه کربلا به وجود نمی آمد و ابن زیاد نابود می شد.

 

خبرگزاري دانشجو: به نظر شما آیا تشكيل جبهه پایداری اسلامی با هدفي كه فرموديد محدود کردن دايره اصولگرايي در كشور و ايجاد انشقاق در جبهه انقلاب اسلامي نیست؟

 

روانبخش: همانطور که آیت الله مصباح فرمودند: این مثلث شبیه به مثل دوایر متحدالمرکز است؛ همه انسان ها دايره بزرگ تر هستند، مسلمان ها دایره کوچک هستند، شیعیان دایره کوچک تر مي باشند و همه مراکز دواير یکی است، اما دایره كوچك تر داخل دایره بزرگ تر باز می شود؛ بنابراين آن دوستی که ما نسبت به شیعیان داریم نسبت به سایر ادیان نداریم، بنابراین وحدتی که با این افراد داريم، هر کدام در حوزه خودش است؛ با مسلمان ها، چه شیعه و چه سنی وحدت می کنیم برای مقابله با سایر کفار و با ادیان دیگر ممکن است در جای دیگر وحدت کنیم برای مقابله با کسانی که اصلا دین را قبول ندارند.

 

زماني این آقای پاپ در دیدار با آیت الله مصباح گفته بود که بیایید با هم رابطه سیستماتیک نظام مند داشته باشیم برای مقابله با کسانی که در دنیا با دین مبارزه می کنند؛ این جا متدینان مي توانند متحد شوند علیه دشمنان دین، اما معنایش این نیست که ما با مسیحی ها یکی بشویم؛ در بحث سیاسی هم همينطور است، حالا که مصالحمان اقتضا می کند در بعضی مواقع با دایره بزرگتر اتحاد هم پیدا مي کنیم، اما نه در همه چیز.

 

ما در دایره کوچکتر، جبهه پایداری اسلامی را می بینیم، کسانی که بر اصول انقلاب پایدارند و فقط شعار نمی دهند؛ البته ممکن است که بعضی ها شعار اصولگرایی بدهند و ما هم در برهه ای در همان حد با آنان وحدت کنیم، اما این وحدت، وحدت مبارکی نیست، بنابراین تلاش می شود افرادی وارد مجلس شوند که بر اصول انقلاب پایدار باشند.

پربازدیدترین آخرین اخبار