سفر تاریخی رئیسجمهور مغولستان به قزاقستان؛ ائتلاف جدید در اوراسیا
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، «اوخناگین خورلسوخ»، رئیسجمهور مغولستان، نخستین سفر رسمی یک رئیس دولت این کشور به قزاقستان را در دو دهه گذشته به انجام رساند.
این سفر که به میزبانی «قاسم جومارت توکایف»، رئیسجمهور قزاقستان برگزار شد، نقطه اوج ۱۸ ماه تعامل شتابان و گسترده بود که با سفر توکایف به اولانباتور در سال ۲۰۲۴ آغاز شد. در اجلاس سال ۲۰۲۴ بود که دو کشور سطح روابط خود را به «شراکت راهبردی رسمی» ارتقا دادند و قزاقستان را به اولین و تنها شریک راهبردی مغولستان در منطقه آسیای مرکزی تبدیل کردند.
اگرچه ادبیات رسمی، سفر خورلسوخ را بهعنوان جشنی برای تجلیل از «میراث مشترک عشایری و برادری هزارساله» به تصویر کشید، اما ماهیت این سفر روایتی عملگرایانه و دارای فوریتهای راهبردی را بیان میکند: دو کشور محصور در خشکی و غنی از منابع که در میان روسیه و چین گرفتار شدهاند، از تعاملات سطح بالا برای کاهش وابستگی ساختاری اقتصادی، تبادل تجربیات در زمینه تابآوری ژئوپلیتیک و ایجاد استقلال راهبردیِ بیشتر در بحبوحه تشدید رقابت قدرتهای بزرگ بهره میبرند. قزاقستان و مغولستان در حال بازتعریف همکاری قدرتهای میانی در چشمانداز دوقطبی اوراسیا هستند.
پیشرانهای حسابشده در تعاملات دوجانبه
موج تبادلات دوجانبه از اواخر سال ۲۰۲۴، بازتابدهنده سه اولویت همپوشان و دارای فوریت راهبردی است که تحت تاثیر تغییرات ژئوپلیتیک اوراسیا تشدید شدهاند.
نخست، مغولستان و قزاقستان قصد دارند ۳۴ سال حسننیت دیپلماتیک را به نتایج ملموس اقتصادی تبدیل کرده و به یک آسیبپذیری مشترک رسیدگی کنند: اتکای بیشازحد به دو همسایه غولپیکر خود برای تجارت و ترانزیت.
دادههای رسمی وزارت اقتصاد ملی قزاقستان نشان میدهد که تجارت دوجانبه با مغولستان در سال ۲۰۲۵ با ۷.۷ درصد رشد سالانه به ۱۳۳ میلیون دلار رسیده است؛ رقمی که هنوز تنها بخش کوچکی از ظرفیت ترکیبی اقتصاد دو کشور است.
طی این سفر، هر دو طرف بر هدف جاهطلبانه ارتقای حجم مبادلات به ۵۰۰ میلیون دلار تاکید کردند که مبتنی بر توافقنامه تجارت آزاد موقت مصوب ۲۰۲۵ میان مغولستان و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) است.
این توافق، ترجیحات تعرفهای را برای ۳۶۷ قلم کالای صادراتی مغولستان (که ۹۷.۵ درصد آن محصولات کشاورزی و دامی است) و همچنین نقشه راه همکاری تجاری و اقتصادی ۲۰۲۵-۲۰۲۷ ارائه میدهد.
در جریان سفر رئیسجمهور مغولستان به قزاقستان، هیئتهای دو طرف ۱۳ توافقنامه بیندولتی در حوزههای سیاست خارجی، تجارت، انرژی، فناوری هستهای، مبادلات بانکی، مالی و همکاریهای رسانهای مبادله کردند.
همزمان در مجمع تجاری قزاقستان-مغولستان با حضور ۲۵۰ نماینده از بخشهای مختلف، ۱۹ قرارداد تجاری الزامآور به ارزش بیش از ۲۰ میلیون دلار به امضا رسید. از جمله توافقات مهم میتوان به یادداشت تفاهم بین صندوق ثروت ملی قزاقستان (سامروک-کازینا) و هلدینگ معدنی دولتی مغولستان (اردنس مغول) در زمینه اکتشاف مواد معدنی حیاتی، قرارداد بلندمدت برای تامین ۱۰۰ درصد نیاز واردات گندم مغولستان توسط قزاقستان، و تعهد تامین پایدار بنزین و گازوئیل قزاقستان برای مغولستان اشاره کرد.
پیشرفتهای قزاقستان در فرآوری محصولات کشاورزی، امنیت غذایی و امنیت زیستیِ دام، مستقیماً ناتوانی مزمن مغولستان را در ایجاد ارزش افزوده برای گله ۷۰ میلیون راسی خود (که دارای بزرگترین سرانه دام در جهان است) برطرف میکند.
در یک نشست خبری مشترک، توکایف طرحهای رسمی را برای ایجاد تاسیسات مشترک تولید واکسن در مغولستان و تعمیق همکاریها در زمینه فناوریهای نوین کشاورزی تشریح کرد.
برای قزاقستان، این مشارکت یک دروازه کمخطر به سمت شمال شرق آسیا باز میکند و برای مغولستان، مسیری نادر برای کاهش وابستگی شدید به چین (که بیش از ۹۰ درصد صادراتش را جذب میکند) و روسیه (که ۹۰ درصد انرژی پالایششدهاش را تامین میکند) فراهم میآورد.
دیپلماسی «همسایه سوم» و موازنه قدرت
دوم، این تبادلات موجب پیشبرد دکترینهای کلیدی سیاست خارجی هر دو کشور میشود: سیاست «همسایه سوم» مغولستان و دیپلماسی «چندبرداری» قزاقستان.
برای مغولستان، تعمیق روابط با قزاقستان به معنای عملیاتی کردن چارچوب «همسایه سوم» در مجاورت مرزهای غربی است. برای قزاقستان نیز که سیاست خارجی خود را برای کاهش وابستگی به روسیه بازتنظیم کرده، تعامل با مغولستان اعتبار این کشور را بهعنوان یک پلسازِ بیطرف میان آسیای مرکزی و شمال شرق آسیا افزایش میدهد.
هیچیک از دو کشور به دنبال صفآرایی علیه مسکو یا پکن نیستند؛ بلکه این مشارکت راهی برای تنوع بخشیدن به گزینهها بدون عبور از خطوط قرمز ژئوپلیتیک است.
در نهایت، این دیدارها در خدمت مشروعیت سیاسی داخلی و اهداف میراثسازی هر دو رئیسجمهور است. برای خورلسوخ، این سفر به منزله تکمیل کارزار تاریخی او برای سفر رسمی به هر پنج جمهوری آسیای مرکزی است و جایگاه وی را بهعنوان معمارِ چرخش راهبردی مغولستان به سمت غرب، پیش از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۷ تثبیت میکند.
برای توکایف نیز میزبانی از همتای مغولی خود، تصویر یک قزاقستانِ باز و متعهد به رهبری فراگیر منطقهای را در چارچوب شعار «قزاقستان نوین» تقویت میکند.
یادگیری دوجانبه؛ از جذب سرمایه تا مهار بیابانزایی
مهمترین و در عین حال کمتر بررسیشدهترین بُعد تعمیق روابط آستانه و اولانباتور، تبادل ساختاریافته تجربیات در حوزه حکمرانی و توسعه است.
برای اولانباتور، قزاقستان الگوهای میدانی و آزمودهشدهای برای رفع ضعفهای ساختاریاش ارائه میدهد. تجربه موفق آستانه در ایجاد اکوسیستم جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) که به ورود ۱۵۱.۳ میلیارد دلار سرمایه (نزدیک به ۷۰ درصد کل این سرمایهگذاریها در آسیای مرکزی) منجر شده و راهاندازی ۱۷ منطقه ویژه اقتصادی، درسهای بزرگی برای اقتصاد مغولستان دارد.
علاوه بر این، تخصص قزاقستان در تبدیل انزوای جغرافیایی به یک نقطه قوت از طریق کریدور میانی (مسیر حملونقل بینالمللی ترانسخزر)، نقشه راهی برای جاهطلبیهای ترانزیتی مغولستان فراهم میکند.
برای آستانه نیز مغولستان درسهای ارزشمندی دارد. تجربه ۳۰ ساله اولانباتور در اجرای سیاست «همسایه سوم»، الگوی اثباتشدهای برای متوازنسازی روابط با همسایگان قدرتمند است. همچنین رهبری جهانی مغولستان در مدیریت پایدار مراتع، نقشه راهی برای اهداف اقلیمی قزاقستان ارائه میدهد.
در اجلاس منطقهای اکولوژیک ۲۰۲۶ (RES ۲۰۲۶)، خورلسوخ ابتکاراتی را برای مدیریت یکپارچه منابع آب و احیای مناطق خشک معرفی کرد. همچنین سابقه مغولستان در تحکیم پایههای دموکراتیک (کسب امتیاز ۸۴ از ۱۰۰ در گزارش ۲۰۲۶ خانه آزادی، در مقایسه با امتیاز ۲۳ قزاقستان) یک نقطه مرجع کمفشار برای دولت قزاقستان به شمار میرود.
محدودیتهای ساختاری و خطوط قرمز نانوشته
اهمیت این نشست بسیار فراتر از روابط دوجانبه است، با این حال محدودیتهای ساختاری قابلتوجهی برای گسترش این مشارکت وجود دارد. لاینحلترین مانع، متغیر «جغرافیا» است. فقدان مرز مشترک بدان معناست که هر محموله ترانزیتی باید از قلمرو روسیه یا چین عبور کند و این امر، هزینههای لجستیک و موانع تجاری را افزایش میدهد.
دوم، موازنه تجاری میان دو کشور به شدت یکطرفه است؛ بهطوریکه صادرات قزاقستان بیش از ۹۰ درصد کل مبادلات تجاری در سال ۲۰۲۵ را تشکیل میداد.
سوم، عدم قطعیت در فضای سیاست داخلی میتواند تداوم این روند را مختل کند و تغییرات احتمالی در دولتها، سرعت این همگرایی را کاهش دهد.
در نهایت، این مشارکت با خطوط قرمز نامرئی ژئوپلیتیک مواجه است. بزرگترین نقطه قوت این شراکت، یعنی ماهیت بیطرفانه و غیرمتعهد آن، همزمان بزرگترین محدودیت آن نیز محسوب میشود که سطح همکاریها را صرفاً به حوزههایی که وضعیت موجود در منطقه اوراسیا را به چالش نمیکشند، محدود میسازد.
سفر تاریخی رئیسجمهور مغولستان نشان داد که بلوغ سیاسی قدرتهای میانی میتواند تهدیدات انزوای جغرافیایی را به فرصتهای راهبردی تبدیل کند، مشروط بر آنکه بتوانند از موانع ژئوپلیتیک همسایگان قدرتمند خود به سلامت عبور کنند.