از اصلاح طلبی تا تیتر صلح طلبی/ چگونه بازندگی را به مردم دیکته نکنیم؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، «اگر دشمن تو را به صلح دعوت کرد، آن را رد نکن»، این تیتری است که در روزهای اخیر ، یکی از روزنامه های وابسته به احزاب اصلاح طلب که اتفاقا سعی دارد خود را یک رسانه نزدیک به دولت چهاردهم نشان دهد، به نقل از آقای پزشکیان در صفحه نخست خود منتشر کرده است. تیتری که از همان ابتدا، علاوه بر شانتاژ اظهارات رییس جمهور، برداشتی با عینک انتخابی به فرمایشات امیرالمومنین(ع) داشته و دستاورد سازی سیاسی از آن کرد.
از اصلاح طلبی تا صلح طلبی
البته که این واکنش از سمت اعزه دور از انتظار نبود و با همان دست فرمان همیشگی نیل به غرب، اینبار میخواهند در شرایط جنگی هم اذهان جامعه را با تفکرات سیاسی غربگرایانه خود همراه کنند. واکنشی که در برهه های مختلف از سوی دوستان اصلاح طلب به مراتب ظهور و بروز یافته و اکنون با این تفاوت که از اصلاح طلبی به صلح طلبی رسیده اند.
این تفکر نشانه افول سیاسی یک قشر خود آوانگارد پنداراست و در ادامه همان تفکری است که مردم در خیابان ها را جمعیت رانتی می خواند، همان تفکر کورتکس ایرانی! همان تفکری که در بحبوحه جنگ بجای محکومیت حمله دشمن آمریکایی به مدرسه میناب دنبال پیدا کردن دلیل آن است. همان تفکر خود برتر پندار که مردم و مطالباتشان و حماسه هفتاد و دو شبه آنها را سطحی و عوام گراینه می خواند.
باختید !
نه اصلاح طلبی تان، اصلاح طلبی بود و نه صلح طلبی تان!در شرایطی که دشمن چندین بار حین مذاکره به کشورمان حمله کرده و در شرایطی که دشمن جنایتکار در پی تحمیل صلح و توافق اجباری است، بدنبال پیشبرد خط سیاسی تان هستید. باختید بد هم باختید.
اعتبارتان را ژست سمت مردم بودنتان را و از همه مهمتر اصول حرفه ایتان را به یک خواسته سیاسی باختید.
جالب آنجاست که همین جماعت، چشم خود را روی یک واقعیت روشن بستهاند؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در همین یکسال گذشته، درست در میانه مذاکرات و همزمان با حرفزدن از دیپلماسی، دوبار علیه ایران دست به اقدام نظامی زدهاند. این یعنی برای آنها مذاکره نه ابزار تفاهم، بلکه پوششی برای فشار، تهدید و باجخواهی است.
کدام صلح؟
کدام صلح؟ صلحی که کنار آن تهدید نظامی، تحریم، فشار اقتصادی و حتی حرف از تغییر نظام چیده شده؟ این نسخه، «صلح» نیست؛ دیکتهکردن اراده دشمن به ملتی است که حاضر نشده زیر بار زور برود.
مسئله دقیقاً همینجاست؛ وقتی یک رسانه داخلی در چنین شرایطی زمین بازی را به نفع روایت آمریکایی تغییر میدهد، طبیعی است که این پیام به بیرون مخابره شود که عدهای در داخل، همچنان چشمانتظار چراغ سبز واشنگتناند و حاضرند در بزنگاه جنگ و فشار، همان خط قدیمی سازش را بزک کنند.
صلح برای ملتها یک ارزش بزرگ و انسانی است، اما استفاده از این واژه برای تطهیر رفتار جنایتکارترین و جنگافروزترین قدرتهای دنیا، چیزی جز تحریف حقیقت و آدرس غلطدادن به افکار عمومی نیست.
رسانه مردم باشید
رسانه اگر قرار است «رسانه مردم» باشد، باید صدای مردم را بشنود؛ نه اینکه پشت میز تحلیلهای سیاسی بنشیند و برای افکار عمومی نسخهای بنویسد که بوی اتاقهای فکر غربزده میدهد.
فقط کافی است شب ها سری به خیابان ها بزنید و چند دقیقه مردم را ببینید؛ همین مردمی که شبها در خیابانها و میدانها جمع میشوند، پرچم دست میگیرند، شعار میدهند و صریح از ایستادگی مقابل آمریکا و اسرائیل حرف میزنند. این مردم را نمیبینید یا نمیخواهید ببینید؟
مشکل دقیقاً همینجاست؛ بخشی از جریان مدعی اصلاحات، سالهاست خودش را قیم افکار عمومی میداند و هرجا مردم برخلاف روایت مطلوبش حرکت کنند، یا آنها را نادیده میگیرد یا تلاش میکند صدایشان را تحریف کند. مردمی که امروز در صحنهاند، نه برای «صلح تحمیلی» کف میزنند و نه برای نسخههای سازش هورا میکشند؛ مطالبه آنها عزت، اقتدار و پاسخ قاطع به دشمنی است که جز زبان قدرت چیزی نمیفهمد.
توافق را بزک نکنید
رسانهای که در چنین شرایطی، بهجای انعکاس خشم عمومی نسبت به جنایتهای آمریکا و اسرائیل، مشغول بزککردن واژههایی مثل «صلح» و «توافق» است، عملاً از مردم فاصله گرفته و در زمین پروژه سیاسی خودش بازی میکند. مردم را خرج اهداف جناحی نکنید؛ مردم از شما جلوترند، واقعیات میدان را بهتر میفهمند و سالهاست هزینه اعتماد به لبخند دشمن را دیدهاند.