اكران خارجي؛ تهديد يا فرصت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۵۷۰
نگاهي به اكران فيلم هاي خارجي- بخش دوم

اكران خارجي؛ تهديد يا فرصت

مردم با نيت‌هايي كه مخالفان طرح اكران فيلم خارجي بيان مي‌كنند، به سينما نمي‌روند و اين طور نيست كه به دلايلي از اين دست، بين فيلم‌هاي ايراني و خارجي دست به انتخاب بزنند؛ مردم بايد قصه را باور كنند، بنابراين مسلما پاي فيلمي كه قصه‌اش اينجا اتفاق مي‌افتد، ولي دورغ مي‌گويد، نمي‌نشينند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اين روزها بحث اكران فيلم خارجي در سينماهاي كشور به يك موضوع چالش برانگيز تبديل شده و بحث و جدال هاي فراواني را در رسانه هاي مختلف برانگيخته است.
 
البته موضوع اكران فيلم هاي خارجي، همچنان كه در بخش پيشين اين نوشتار اشاره كردم، بحث جديدي نيست و مسبوق به سابقه است، اما نكته اي كه در اين بحث هميشه وجود داشته، نوع مواجهه و مقابله اي بوده است كه برخي از اهالي سينما با اين موضوع داشته اند كه خارج از فضاي هنري بوده و شائبه هاي ديگري را تداعي مي كند.

در اين ميان هميشه استدلال هاي مختلفي از سوي مخالفان اين طرح عنوان مي شده است كه عموما حرف هاي بي مايه وغير قابل قبول بوده كه هم در بخش پيشين اين نوشتار و هم در مجال هاي پيش رو به آنها خواهيم پرداخت.

اما مهمترين نكته از ميان تمام حرف هايي كه مخالفان اكران فيلم خارجي در سينما كشور مي گويند، بحث به اصطلاح دفاع از سينما ملي است كه البته يك بهانه و شعاري دورغين است و دستاويزي براي سوءاستفاده و رياكاري؛ وگرنه دوستان سينماگر ما اگر واقعا به فكر سينماي ملي هستند بهتر است فيلم خوب بسازند و سينماي استاندارد تحويل مخاطب بدهند و مطمئن باشند كه در آن صورت بهترين دفاع از سينماي ملي را به انجام رسانده اند والا تازماني كه با توليد و نمايش فيلم هاي نازل و سخيف و عموما مبتذل سينماي ايران را به سقوط و قهقرا مي كشانند گفتن اين حرفا صرفا يك شوخي و يا رياكاري مهوع است كه فقط هم براي ايجاد ميداني بدون رقيب عنوان مي شود و هيچ نيت خيري ديگري پشت آن نيست.
 
بالاخره ما مخاطبان و منتقدان سينما هم به خوبي مي دانيم كه قضيه از چه قرار است و به همين راحتي ها نمي توان سرمان كلاه گذاشت و نقش مار كشيد و فريبمان داد.

نكته جالب در اين ميان، اظهارنظر برخي سينماگران است كه اين روزها به صراحت بيان مي كنند كه اكران چند فيلم خارجي در سطح كشور مي تواند بساط سينماي ايران را برچيند و به نابودي سينماي ملي منجر شود!
 
اين سخن پيش و بيش از آن كه با هر نيت و هدفي، اثبات كننده مقصود مد نظر گويندگانش باشد، به نوعي صحه گذاشتن بر اين نكته است كه سينماي امروز ايران آن قدر ضعيف و ملول و رنجور شده است كه اكران چند فيلم كه در بسياري از كشورهاي دنيا در حال اكران است، مي تواند آن را دچار بحران كرده و به قول مخالفان طرح اكران فيلم هاي خارجي، نابودش كند!

سوالي كه در اين موقعيت مطرح مي شود اين است كه در اين صورت و بر فرض صحت چنين سخني، پديده اي همچون سينماي ايران با اين حقارت و كوچكي به راستي هنر است يا صنعت يا ...؟!

بگذاريد صورت مسئله را جور ديگري مطرح كنيم؛ آيا مردم ايران بين فيلم ايراني و خارجي – در حال حاضر و با در نظر گرفتن تمام شرايط – فيلم ايراني را انتخاب مي كنند يا فيلم خارجي را؟ شايد پاسخ فيلم خارجي باشد، اما چرا؟ چون مردم ما دوست دارند سينما ملي را نابود كنند؟! يا چون مردم از فيلم ايراني كه به زبان خودشان و با فرهنگ و قصه و آدم ها و فضاي خودشان است و از متن و بطن جامعه بومي خودشان بيرون مي آيد بيزارند؟!

پاسخ مشخص است و مسلما اين طور نيست؛ مردم با نيت هايي كه مخالفان طرح اكران فيلم خارجي بيان مي كنند، به سينما نمي روند و اين طور نيست كه به دلايلي از اين دست، بين فيلم هاي ايراني و خارجي دست به انتخاب بزنند.
 
مردم بايد قصه را باور كنند و مسلما سينمايي كه قصه اش اينجا اتفاق مي افتد اگر دورغ بگويد مردم پاي فيلم نمي نشينند؛ اين سينماي به اصطلاح ملي اگر موجب تحقير ايران و ايراني شود مردم آن را دفع مي كنند و از آن سينما قهر.
 
با وجود يكسري از فيلم ها كه عنوان سينماي به اصطلاح ملي را نيز يدك مي كشند و در ظاهر با عوامل ايراني ساخته شده اند، اما مخاطب را ابله فرض مي كنند و به شعورش احترام نمي گذارند، مسلم است كه مردم ترجيح مي دهند به ديدن فيلم هايي بروند كه به شعورشان احترام مي گذارد و قصه درستي را پرداخت مي كند و از استانداردهاي حداقلي سينماورزي برخوردار است، نه اينكه مجموعه تصاوير ياجوج و ماجوجي را ببينند كه پر از تناقض و رياكاري و سخافت و ابتذال است.
 
مسلم است كه در چنين موقعيتي مردم دست به انتخاب مي زنند؛ چون مجبور نيستند و چون با سليقه و فطرت تعالي خواه و فطريشان سينمايي را انتخاب مي كنند كه محترم است و براي مخاطب هم احترام قائل است.
 
خب اگر در چنين فضايي اين سينماي به اصطلاح ملي فلج مي شود و نابود مي گردد، خب بشود، چه اهميتي دارد.
 
بگذريم از اينكه اين فيلم ها نه سينما هستند نه ملي؛ سينما بودنش صرفا يك دروغ بزرگ است و ملي بودنشان هم صرفا تابلويي براي گرفتن وام و جذب بودجه و مابقي ادا و اطوارها نيز براي خالي نبودن عريضه.

وضعيت موجود سينماي ايران در تلاقي با بحث اكران فيلم هاي خارجي موقعيت پيچيده اي دارد كه از جنبه هاي مختلف و در نوشتارهاي آتي به آن خواهيم پرداخت.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار