هندسه رنج و امید در صد ثانیه؛ چرا «کودک» مرزِ نهاییِ سینماست؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در این دوره از جشنواره سخن از زمان نیست، سخن از «تأثیر» است. روایتهایی که در صد ثانیه، وجدان جهانی را نشانه میروند تا یادآوری کنند که سینما، پیش از آنکه صنعت باشد، نگهبانِ حافظهی بشری است.
وقتی از «وطن» در قاب جشنواره ۱۰۰ سخن میگوییم، منظورمان مرزهای جغرافیایی روی نقشه نیست؛ منظورمان «زیستجهانِ» کودکانی است که وطن را در صدای توپِ فوتبال در سالن ورزشی «لامرد» یا در هیاهوی زنگ تفریح مدرسه «شجره طیبه میناب» معنا میکنند. سال گذشته، وقتی سایه سنگین خشونت بر این فضاهای مدنی افتاد، تنها آجرها فرونریختند، بلکه «امنیتِ روانی» یک نسل هدف قرار گرفت.
وظیفه بخش ویژه «برای وطن»، بازسازیِ هنریِ این فضاهاست. سینماگر در اینجا نه یک گزارشگر جنگ، بلکه معماری است که با دوربین خود، ویرانهها را به «روایت» تبدیل میکند تا جهان بداند در آن سالن ورزشی یا آن کلاس درس، زندگی جریان داشت و این زندگی، به هر قیمتی شایسته صیانت است.
بخش بینالملل این دوره با شعار «نبرد برای کودکان جهان»، دایره دغدغههای خود را وسعت بخشیده است. از قلب غزه و بوسنی تا پروندههای تکاندهندهی نقض حقوق کودکان در اقصینقاط جهان حتی در پروندههای پیچیدهای چون جزیره اپستین، همگی در این بخش به رسمیت شناخته میشوند. نگاه جشنواره در اینجا «انسانمحور» است و قصد دارد رنجی را نمایش دهد که زبان، مذهب و نژاد نمیشناسد.
یکی از نقاط عطف و متمایز این دوره که نشاندهنده پویایی مدیریت بخش بینالملل است، خروج از پیله کلاسیکِ جشنوارهای و ورود به عرصه هنر مفهومی است. اجرای پروژه عکاسی مستند خیابانب یک حرکت کاملاً پیشرو است که پیش از این در کالبد جشنواره ۱۰۰ سابقه نداشته است.
این پروژه، تنها یک نمایشگاه عکس نیست؛ بلکه یک بیانیه بصری است که نشان میدهد بخش بینالملل جشنواره، دغدغههای بزرگی در سر دارد و میخواهد مرز میان «مخاطب» و «اثر هنری» را بشکند. این خلاقیت، پیامی روشن برای جامعه هنری دارد؛ جشنواره ۱۰۰ به دنبالِ یافتن زبانهای تازهای برای روایتِ دردهای کهن است.
پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰، امروز خانهای امن برای تمام صداهایی است که در هیاهوی رسانههای رسمی گم شدهاند. داستانهایی که از دل سالنهای ورزشی لامرد و کلاسهای درس میناب جوشیدهاند، اکنون باید با نگاهی جهانی پیوند بخورند.
صد ثانیه، زمانِ کوتاهی است، اما برای لرزاندنِ ستونهای بیتفاوتیِ جهان، کافی است.