بازخوانی یک مناقشه تاریخی؛ پروژه جدایی بحرین حاصل سیاستهای استعماری بریتانیا و آمریکا بود
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، نشست تبیینی «چگونگی جدایی بحرین از ایران» روز جمعه ۸ خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب تهران برگزار شد. در این برنامه که به بررسی یکی از مهمترین وقایع مرتبط با تمامیت ارضی ایران در تاریخ معاصر اختصاص داشت، قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر و دکتر اصغری به عنوان کارشناس حضور داشتند و به واکاوی ریشههای حقوقی، سیاسی و استعماری این پرونده پرداختند.
پیشینه تاریخی؛ بحرین، پاره تن ایران از باستان تا قاجار
در ابتدای این نشست، مجری برنامه با اشاره به اهمیت راهبردی بحرین اظهار داشت که این سرزمین از سال ۵۳۸ پیش از میلاد تا حدود پنج دهه پیش، بخشی از قلمرو ایران بوده است.
در ادامه، قاسم تبریزی با تایید این پیشینه تاریخی گفت: «بر اساس اسناد متقن، بحرین بیش از دو هزار سال بخشی از ایران بوده و منطقه خلیج فارس همواره در قلمرو تاریخی ایران قرار داشته است؛ تا جایی که در دورههایی از ایران باستان، نفوذ کشورمان تا یمن نیز امتداد مییافت.»
وی با تشریح وضعیت بحرین در دوران اسلامی افزود: «در دوره صفویه، بحرین کاملاً تحت حاکمیت ایران اداره میشد و حکام آن از سوی دولت مرکزی منصوب میشدند. اگرچه در اواخر این سلسله هلندیها وارد منطقه شدند، اما در دورههای افشاریه و زندیه این حاکمیت دوباره به طور کامل تثبیت شد. حتی در پیشینه دوران قاجار و زمان ناصرالدینشاه نیز ایران بر مالکیت خود بر بحرین تأکید داشت و در برابر مصلحتجوییهای بیگانه مقاومت میکرد.»
استراتژی بریتانیا؛ تغییر هویت فرهنگی و ساختار سیاسی بحرین
این پژوهشگر تاریخ معاصر با تبیین نحوه ورود استعمار انگلیس به منطقه خلیج فارس پس از تسلط بر هند، تصریح کرد: «انگلیسیها برای گسترش حوزه استعماری خود تلاش کردند هویت ایرانی و شیعی بحرین را تضعیف کنند. بحرین در آن زمان یکی از مراکز مهم تشیع با علمای برجسته بود، زبان فارسی در مدارس آن رواج داشت و ارتباط فرهنگی اندامواری با پیکره ایران برقرار بود. اما بریتانیا با کوچاندن خاندان "آلخلیفه" از نجد و حجاز به این منطقه، به تدریج زمینه تغییر ساختار سیاسی و فرهنگی بحرین را فراهم کرد.»
تبریزی به تحولات دوران پهلوی اول نیز اشاره کرد و گفت: «در سال ۱۹۱۹ و همزمان با قرارداد استعماری وثوقالدوله، انگلیسیها فعالیتهای خود را در بحرین تشدید کردند. در دوره رضاخان نیز اعتراضات متعددی از سوی مردم بحرین نسبت به عملکرد انگلیسیها صورت گرفت. در همان دوران، شهید آیتالله مدرس در مجلس چهارم صراحتاً تصریح کرده بود که بحرین بخشی از ایران است و باید در مجلس شورای ملی نماینده داشته باشد.»
پهلوی دوم و عقبنشینی از حق حاکمیت ملی
بخش عمدهای از این نشست به تحلیل رفتار حکومت پهلوی دوم در قبال این پرونده اختصاص داشت. تبریزی با بیان اینکه پس از کودتای ۲۸ مرداد و با افزایش نفوذ آمریکا در منطقه، طرح جدایی بحرین از سال ۱۳۳۶ کلید خورد و از اوایل دهه ۴۰ شدت یافت، افزود: «شاه و بسیاری از رجال سیاسی آن دوره به دلیل وابستگی عملاً اراده مستقلی نداشتند. محمدرضا پهلوی در سفر سال ۱۳۴۵ خود به هند اعلام کرد که بحرین متعلق به مردم خودش است و ایران ادعایی ندارد! او حتی از واژه "اشغال" استفاده کرد و گفت اگر ایران بخواهد بحرین را حفظ کند، اشغالگر محسوب میشود؛ این در حالی بود که بحرین تا آن زمان رسماً استان چهاردهم ایران بود و در مجلس نماینده داشت.»
وی به نقش رسانههای درباری در آمادهسازی افکار عمومی اشاره کرد و گفت: «شاه به مطبوعات دستور داده بود درباره بحرین اظهار نظر نکنند و در این میان تنها دو روزنامه "اطلاعات" (به مدیریت عباس مسعودی) و "آیندگان" (به مدیریت داریوش همایون) در حمایت از جدایی بحرین مطلب منتشر میکردند تا اینگونه القا کنند که بحرین فاقد منفعت اقتصادی برای ایران است.»
رد موازنه جزایر سهگانه با بحرین و واکنش جریانهای سیاسی
در بخش دیگری از نشست، مجری برنامه به سندی مربوط به سال ۱۳۰۲ اشاره کرد که در آن دکتر محمد مصدق (وزیر خارجه وقت) در پاسخ به درخواست سفیر انگلیس برای انصراف ایران از مالکیت بحرین، تأکید کرده بود این امر بدون رأی یک هیئت داوری بینالمللی ممکن نیست؛ پیشنهادی که انگلیس از ترس عدم کفایت اسنادش با آن مخالفت کرد. تبریزی با استناد به این واقعه، استدلال کرد که موقعیت حقوقی ایران حتی از نظر خود انگلیسیها نیز محکم بوده است.
این استاد تاریخ در پاسخ به شبهه توجیه جدایی بحرین در ازای پسگرفتن جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) گفت: «این تحلیل کاملاً نادرست است. جزایر سهگانه اساساً متعلق به ایران بودند و ساکن دیگری نداشتند. برجسته کردن این مبادله، ترفندی از سوی انگلیس و آمریکا بود تا هم جدایی استان چهاردهم را توجیه کنند و هم استخوان لای زخمی برای اختلافات آینده منطقه باقی بگذارند. یک حکومت مستقل در برابر فشار خارجی مقاومت میکند، همانطور که جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی اجازه نداد یک وجب از خاک کشور جدا شود.»
وی درباره واکنش احزاب داخلی گفت: «اکثر جریانهای سیاسی سکوت کردند. تنها داریوش فروهر به صورت جدی موضع گرفت که بازداشت شد. در مجلس نیز اعتراضاتی مانند سخنرانی محسن پزشکپور صورت گرفت که البته در چارچوبی کنترلشده باقی ماند.»
ضرورت بازخوانی مستند تاریخ برای نسل جوان
قاسم تبریزی در پایان سخنان خود با تاکید بر اینکه تاریخ، شناسنامه هویت ملتهاست و ملتی که تاریخ خود را نداند خطاهای گذشته را تکرار میکند، اظهار داشت: «سالها تاریخ معاصر ما توسط جریانهای وابسته به غرب روایت میشد، اما امروز با دسترسی به اسناد ساواک، وزارت خارجه، نخستوزیری و اسناد لانه جاسوسی، امکان بازنگری جدی فراهم شده و ضرورت دارد نسل جوان برای واکاوی روایتهای تحریفشده وارد عرصه تاریخپژوهی شود.»
در تکمیل این بحث، مجری برنامه با استناد به اظهارات دوایت آیزنهاور (رئیسجمهور اسبق آمریکا) مبنی بر لزوم مطالعه تاریخ ایران توسط نخبگان آمریکایی به دلیل موقعیت استراتژیک کشور، تأکید کرد که شناخت تاریخ، مؤلفهای راهبردی برای همگان است.