حماسه در تاروپود نگاتیو؛ چرا دوربین عکاسان، قلبِ تپنده‌ی وداع با «رهبر شهید» است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۲۴۰۲

حماسه در تاروپود نگاتیو؛ چرا دوربین عکاسان، قلبِ تپنده‌ی وداع با «رهبر شهید» است؟

بازخوانی اسناد بصری خرداد غم‌بار ۱۳۶۸ یک حقیقت بزرگ را پیش چشم ما می‌گذارد: در ابعاد عظیم یک تشییع ملی، این فرم، لنز و شاتر دوربین عکاسان است که فراتر از بیانیه‌های رسمی و آمار عددی، جوهره‌ی عاطفی و حماسه‌ی انسانی را برای همیشه در حافظه جهان تاریخی می‌کند.
تشییع امام خمینی

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در خرداد ۱۳۶۸، با انتشار خبر وخامت حال رهبر کبیر انقلاب و سپس عروج ایشان، شهر در بهتی عمیق فرو رفت. عکاسان خبری که خود بخشی از پیکره‌ی سوگوار جامعه بودند، کار خود را از پشت درهای بسته بیمارستان و در میان مردمی آغاز کردند که فضای روز عاشورا را بازسازی می‌کردند؛ اشک‌هایی که پیش‌درآمد بزرگ‌ترین وداع قرن شد.


با انتقال پیکر مطهر به مصلای تهران که در آن زمان پهنه‌ای از تپه و خاک بود، یکی از بزرگ‌ترین حرکت‌های جمعی تاریخ شکل گرفت. عکاسان پا‌به‌پای مردم از شهرستان‌ها و روستاها پیاده راهی شدند تا خروش بی‌انتهای انسانی را به زبان بین‌المللیِ تصویر ترجمه کنند. دوربین‌ها در آن شب‌های بی‌انتها، تصاویری از مردمی ثبت کردند که تا صبح نجوا می‌کردند و ضجه می‌زدند. در میان این اقیانوس انسانی، حضور چشمگیر جانبازان و معلولانی که با صندلی چرخ‌دار خود را به سختی به تپه‌ها رسانده بودند، از ظرایف انسانی و بی‌نظیری بود که تنها چشم زیبابین عکاسان مطبوعاتی می‌توانست آن‌ها را شکار کند. جریان زنده انتقال نگاتیوها توسط پیک‌ها به تحریریه‌ها، شریان حیاتی تغذیه روزنامه‌ها در آن روزهای پرالتهاب بود تا ولع جامعه را برای دیدن حقیقت آرام کند.

 

عکاسان؛ راویان بی‌واسطه تشییع رهبر کبیر انقلاب

 

 

 

عکاسان؛ راویان بی‌واسطه تشییع رهبر کبیر انقلاب

قاب‌های کلیدی؛ از سکوی شیشه‌ای تا سقوط آزادِ ایمان


در روز تشییع، مصلّی مملو از جمعیت شد و عکاسان برای کنترل عظمت کادرها روی جایگاه‌های مرتفع مستقر شدند. بررسی اسناد بصری آن روز، چند قاب استثنایی و ساختارشکن را در تاریخ عکاسی جهان به ثبت رسانده است. یکی از این تصاویر، تقابل شگفت‌انگیز حماسه ملی و اندوه خانوادگی را در خود جای داده است؛ جایی که پیکر امام در اتاقکی شیشه‌ای قرار دارد و خانواده ایشان پشت به دوربین و رو به پیکر، در خط مقدم این وداع ایستاده‌اند.
قابی تکان‌دهنده و استثنایی دیگر، چند زن سیاه‌پوش را بالای یک تانکر آب نشان می‌دهد؛ در لحظه عبور پیکر، یکی از آن‌ها بی‌اراده و از خود بی‌خود به سمت پیکر متمایل شده و در حال سقوط است، در حالی که زن دیگری مچ پای او را گرفته تا نجاتش دهد. این فریم، تجسم عینیِ بی‌خویشتنی و تداخل بدن‌ها و ایمان در موج تشییع بود. با پایان نماز و حرکت تابوت، خروش جمعیت بدون اراده از روی تپه‌ها به پایین سرازیر شد و غبارِ برخاسته از خاک، کادر عکاسان را در بر گرفت و به تصویر حالتی کاملاً معنوی و خاص بخشید؛ فریمی تاریخی که بعدها در میان هزاران عکس از سراسر جهان، جایزه و دیپلم افتخار یونسکو را از آن خود کرد تا سندی بین‌المللی بر این وداع باشد.




رسالت بصری در آستانه تشییع رهبر شهید


عکاسان حاضر در تشییع‌های بزرگ تاریخی، برخلاف ناظران خارجی، خود بخشی از سوگ جاری در رگ‌های خیابان‌ها هستند. آن‌ها با چشمی اشک‌بار و دستانی که سنگینیِ بغض یک ملت را تحمل می‌کند، باید از پشت چشمیِ دوربین، فوکوس تاریخ را تنظیم کنند. امروز و در آستانه تشییع پیکر مطهر «رهبر شهید»، این رسالت ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد.
ثبت تکثر حضور و نمایش دریای بیکران انسان‌ها از زاویه‌های کلان و هوایی، اولین گام برای خنثی‌سازی هرگونه جریان تحریف رسانه‌ای است. در مرتبه بعدی، شکار لحظه‌های ناب از گره خوردن دست‌ها، اشک‌های پنهان و تجلی‌گاه وفاداریِ قشرهای گوناگون مردم، به این روایت عمق انسانی می‌بخشد. راویان مصور مشقِ بصری خود را با یک یا دو فریم به پایان نمی‌رسانند؛ آن‌ها فرسنگ‌ها پا به پای مردم پیاده می‌روند، می‌گریند و این مجاهدت تصویری را تا مزار شهدا ادامه می‌دهند تا اصالت یک فریاد جمعی را حراست کنند.




از تهران تا جهان؛ قابی برای ابدیت


تجربه‌ی عکاسی در چنین ابعاد عظیمی، همواره آمیخته با خطر، فشار جسمانی فراوان و مسئولیتِ سنگینِ حرفه‌ای است. عکاسانی که در روزهای آینده، در میان فشردگی جمعیت و غبارِ اندوه، شاتر دوربین خود را می‌چکانند، در حال خلقِ آرشیوِ آینده‌ی این سرزمین هستند. همان‌طور که امروز عکس‌های خرداد ۶۸ مبنای فهم ما از تاریخ انقلاب است، فریم‌هایی که از تشییع رهبر شهید ثبت خواهند شد، سال‌ها بعد به جهان نشان خواهند داد که این ملت، چگونه پای عهد و خونِ رهبرانِ خود ایستاده است.

 

دوربین‌ها فردا نه‌فقط چشم تاریخ، که قلب تپنده‌ی روایتی خواهند بود که از ایران به سراسر جهان مخابره می‌شود؛ روایتی که ثابت می‌کند حقیقت را نمی‌توان در غبار تبلیغات پنهان کرد، تا زمانی که دستی برای فشردن شاتر و چشمی برای ثبت حقیقت بیدار است.

 

 

پربازدیدترین آخرین اخبار