تنگه هرمز دورزدنی نیست؛ شکست پروژه غربی-عربی !
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۵۳۹۷
گزارش|

تنگه هرمز دورزدنی نیست؛ شکست پروژه غربی-عربی !

شکست پروژه دور زدن تنگه هرمز، بار دیگر نشان داد مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران نه با فشار نظامی و نه با سناریو‌های سیاسی و حقوقی قابل حذف نیست. از طرح مدیریت مشترک هرمز تا ایجاد مسیر‌های جایگزین انرژی، تحرکات اخیر غرب و برخی کشور‌های عربی بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، بیانگر ناکامی در بی‌اثر کردن برگ برنده راهبردی ایران است.
تنگه هرمز

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد.

موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند.

پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران.

کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند.

هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.

پربازدیدترین آخرین اخبار