کاهش ۴ میلیونی جمعیت دانش آموزان تا سال ۱۴۱۲/ چه عاملی کودکان را از نیمکت مدرسه دور می‌کند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۱۳۸۳
گزارش|

کاهش ۴ میلیونی جمعیت دانش آموزان تا سال ۱۴۱۲/ چه عاملی کودکان را از نیمکت مدرسه دور می‌کند؟

بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، جمعیت دانش‌آموزی کشور که در سال ۱۳۹۲ حدود ۱۲ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بود، امروز به ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است؛ اما پیش‌بینی می‌شود این عدد تا سال ۱۴۱۲ دوباره به حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کاهش پیدا کند، یعنی در فاصله‌ای حدود یک دهه، نزدیک به چهار میلیون دانش‌آموز از جمعیت مدارس کشور کم خواهد شد.
مدرسه

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، هیچ پدر و مادری، روزی که برای نخستین بار فرزندش را در آغوش می‌گیرد، نمی‌داند این کودک قرار است در آینده چه کسی شود. شاید کودکی که امروز در یک خانه کوچک چشم باز می‌کند، سال‌ها بعد دانشمندی باشد که مرز‌های علم را جابه‌جا کند، ورزشکاری باشد که نام ایران را در جهان مطرح کند، پزشکی باشد که جان انسان‌ها را نجات دهد یا انسانی باشد که در یکی از بزنگاه‌های مهم کشور، نقش بزرگی ایفا کند.

پدر و مادر بسیاری از چهره‌های ماندگار این سرزمین، در روز‌های کودکی فرزندشان نمی‌دانستند چه آینده‌ای در انتظار اوست. آنها فقط کودکی را می‌دیدند که نیاز به مراقبت، آموزش و فرصت رشد دارد؛ کودکی که شاید روزی نام بزرگی پیدا کند. حالا تصور کنیم کودکی که هیچ‌وقت فرصت آمدن پیدا نمی‌کند؛ کودکی که شاید قرار بود یک روز صبح، کیفش را بردارد، لباس مدرسه بپوشد، پشت نیمکتی بنشیند و نخستین قدم‌ها را برای ساختن آینده خودش بردارد، اما هیچ‌وقت به آن روز نمی‌رسد.

نه به این دلیل که مدرسه‌ای برای او ساخته نشده، بلکه، چون اصلاً متولد نشده است. یا در سوی دیگر ماجرا، کودکی متولد شده، اما به دلایل مختلف نتوانسته راهی مدرسه شود و از فرصت آموزش و ساختن آینده‌اش بازمانده است. شاید هیچ‌کس نتواند بگوید جای خالی یک کودک در آینده دقیقاً چه معنایی خواهد داشت، اما آمار‌های جمعیتی و آموزشی نشان می‌دهند که چنین جای خالی‌هایی در حال بیشتر شدن است.

بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، جمعیت دانش‌آموزی کشور که در سال ۱۳۹۲ حدود ۱۲ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بود، امروز به ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است؛ اما پیش‌بینی می‌شود این عدد تا سال ۱۴۱۲ دوباره به حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کاهش پیدا کند، یعنی در فاصله‌ای حدود یک دهه، نزدیک به چهار میلیون دانش‌آموز از جمعیت مدارس کشور کم خواهد شد.

 

کد ویدیو

چهار میلیون نفر، فقط یک عدد در یک گزارش آماری نیست. پشت این عدد، میلیون‌ها تولد کمتر، خانواده‌های کوچک‌تر و نسلی قرار دارد که قرار است در آینده تعداد کمتری از آن وارد دانشگاه، بازار کار و عرصه‌های مختلف اجتماعی شود.

امروز هم با کمبود مدرسه مواجهیم

در همین حال، یک واقعیت مهم در زمان حال وجود دارد که نباید از کنار آن عبور کرد؛ آموزش و پرورش همین امروز در بسیاری از مناطق کشور با کمبود فضای آموزشی و تراکم بالای دانش‌آموزان مواجه است. این دو واقعیت در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسند. از یک طرف برای سال‌های آینده کاهش میلیون‌ها نفری جمعیت دانش‌آموزی پیش‌بینی می‌شود و از طرف دیگر، همین امروز بسیاری از مدارس کشور با کمبود کلاس و فضای آموزشی مواجه‌اند.

کودکی که امروز سر کلاس می‌نشیند، ممکن است در مدرسه‌ای درس بخواند که ظرفیت آن برای تعداد دانش‌آموزان فعلی کافی نیست. در برخی مناطق، کلاس‌های درس با تراکم بالا برگزار می‌شوند و کمبود مدرسه باعث شده آموزش و پرورش همچنان به ساخت فضا‌های آموزشی جدید نیاز داشته باشد.

بر اساس آمار‌های اعلام‌شده، سرانه استاندارد فضای آموزشی ۸ مترمربع عنوان شده، در حالی که میانگین سرانه فضای آموزشی کشور حدود ۵.۳ مترمربع است. در برخی مناطق نیز فاصله میان نیاز موجود و امکانات آموزشی به مراتب بیشتر است. برای نمونه، در برخی مناطق پرتراکم، تعداد دانش‌آموزان یک کلاس به حدود ۴۰ نفر می‌رسد؛ شرایطی که بر کیفیت آموزش، تمرکز دانش‌آموزان و فرصت تعامل معلم با هر دانش‌آموز اثر می‌گذارد. این یعنی کمبود فضای آموزشی، مسئله‌ای مربوط به آینده نیست؛ دانش‌آموز امروز همین حالا با این مشکل مواجه است.

تناقضی که باید درست فهمیده شود

ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر قرار است جمعیت دانش‌آموزی کشور در سال‌های آینده میلیون‌ها نفر کاهش پیدا کند، چرا همچنان باید مدرسه ساخته شود؟

کاهش جمعیت دانش‌آموزی الزاماً به این معنا نیست که همه مناطق کشور همزمان و به یک اندازه با کاهش دانش‌آموز مواجه خواهند شد. مهاجرت، توسعه شهرها، ساخت‌وساز و تغییر الگوی سکونت باعث شده است در برخی مناطق جمعیت دانش‌آموزی افزایش پیدا کند، در حالی که مناطق دیگری ممکن است با کاهش آن روبه‌رو باشند؛ بنابراین ممکن است در یک شهر، مدرسه‌ای با کلاس‌های ۴۰ نفره وجود داشته باشد و در شهری دیگر، چند سال بعد کلاس‌هایی با تعداد بسیار کمتری از دانش‌آموزان تشکیل شود.

به همین دلیل، مسئله اصلی فقط ساخت مدرسه نیست؛ مسئله، ساخت مدرسه در نقطه درست و بر اساس نقشه جمعیتی آینده است.

زنگ خطر جمعیتی؛ وقتی کلاس‌های درس خلوت‌تر می‌شوند

مدرسه‌ای که امروز ساخته می‌شود، برای فردا هم باید فکر شده باشد

جبران کمبود فضای آموزشی امروز ضروری است، اما این کار باید با نگاه بلندمدت انجام شود. اگر قرار است مدرسه‌ای ساخته شود، باید مشخص باشد جمعیت آن منطقه چه روندی دارد، چند سال دیگر چه تعداد دانش‌آموز خواهد داشت و آیا این فضا در آینده نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد یا خیر.

از سوی دیگر، نمی‌توان به دلیل پیش‌بینی کاهش جمعیت دانش‌آموزی، نیاز‌های فعلی را نادیده گرفت. دانش‌آموزی که امروز در کلاس شلوغ نشسته، نمی‌تواند منتظر بماند تا آمار‌های جمعیتی در سال ۱۴۱۲ تغییر کند؛ بنابراین آموزش و پرورش همزمان با دو مسئله روبه‌روست؛ جبران کمبود‌های امروز و برنامه‌ریزی برای کاهش احتمالی جمعیت دانش‌آموزی در آینده.

داستان از مدرسه شروع نشده است

کاهش جمعیت دانش‌آموزی اتفاقی نیست که از امروز آغاز شده باشد. تغییرات جمعیتی معمولاً با فاصله زمانی خود را نشان می‌دهند. وقتی تعداد تولد‌ها کاهش پیدا می‌کند، اثر آن همان سال در مدارس دیده نمی‌شود. کودکی که امروز متولد نمی‌شود، چند سال بعد وارد کلاس اول نمی‌شود؛ چند سال بعدتر در دوره متوسطه حضور نخواهد داشت و سال‌ها بعد نیز به عنوان یک نیروی جوان وارد جامعه و بازار کار نمی‌شود.

به همین دلیل، آمار دانش‌آموزان امروز در واقع نتیجه شرایط جمعیتی سال‌های گذشته است. این زنجیره ساده است؛ تولد کمتر، چند سال بعد دانش‌آموز کمتر و سال‌ها بعد نیروی جوان کمتر.

چهار میلیون دانش‌آموز کمتر؛ فقط یک عدد نیست

کاهش نزدیک به چهار میلیون نفری جمعیت دانش‌آموزی شاید در نگاه اول یک عدد آماری باشد، اما در واقع درباره آینده یک نسل صحبت می‌کنیم. چهار میلیون دانش‌آموز کمتر یعنی میلیون‌ها کودک کمتر که قرار است وارد مدرسه شوند، سال‌های تحصیل خود را طی کنند و در آینده بخشی از جامعه فعال کشور باشند.

هیچ‌کس نمی‌داند در میان این میلیون‌ها کودک، چند پزشک، مهندس، معلم، دانشمند، ورزشکار، کارآفرین یا مدیر آینده قرار داشتند. همین ندانستن، اهمیت موضوع را بیشتر می‌کند.دانش‌آموز امروز، جوان فرداست. همین دانش‌آموزان هستند که سال‌ها بعد دانشگاه‌ها، بازار کار، بخش‌های تخصصی و حتی ساختار مدیریتی کشور را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین کاهش جمعیت دانش‌آموزی فقط یک مسئله برای آموزش و پرورش نیست؛ موضوعی است که با آینده اقتصادی و اجتماعی کشور ارتباط مستقیم دارد.

یکی از ویژگی‌های مسائل جمعیتی این است که آثار آنها با تأخیر ظاهر می‌شود. ممکن است امروز کاهش تولد‌ها باعث تعطیلی مدرسه‌ای نشود، اما چند سال بعد تعداد دانش‌آموزان یک منطقه کاهش پیدا کند. سپس این کاهش به مقاطع بالاتر آموزشی می‌رسد و در ادامه دانشگاه‌ها و بازار کار نیز آن را احساس خواهند کرد.

به همین دلیل، سیاست‌های جمعیتی باید با نگاه بلندمدت طراحی شوند. تغییرات جمعیتی با تصمیم‌های کوتاه‌مدت اصلاح نمی‌شوند و نتیجه اقدامات امروز، سال‌ها بعد دیده خواهد شد.

زنگ خطر جمعیتی؛ وقتی کلاس‌های درس خلوت‌تر می‌شوند

وقتی همان تعداد کمتر هم از مدرسه دور می‌مانند

در کنار کاهش تولدها، یک مسئله دیگر نیز وجود دارد؛ کودکانی که به سن مدرسه می‌رسند، اما به دلایل مختلف از چرخه آموزش خارج می‌شوند. بازماندگی از تحصیل نشان می‌دهد مسئله آموزش تنها به تعداد دانش‌آموزان محدود نیست، بلکه حفظ حضور همین دانش‌آموزان در مدارس نیز اهمیت دارد.

هر کودکی که از مسیر آموزش خارج می‌شود، فقط یک دانش‌آموز کمتر در کلاس نیست؛ بخشی از سرمایه انسانی آینده کشور است که ممکن است فرصت رشد و شکوفایی خود را از دست بدهد. مشکلات اقتصادی خانواده‌ها، هزینه‌های زندگی، شرایط جغرافیایی، دسترسی دشوار به مدرسه و برخی مسائل اجتماعی می‌توانند در بازماندن کودکان از تحصیل نقش داشته باشند. در شرایطی که کشور با کاهش جمعیت دانش‌آموزی مواجه است، حفظ همین تعداد دانش‌آموز موجود و جلوگیری از خروج آنها از چرخه آموزش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چرا خانواده‌ها کمتر فرزند می‌آورند؟

پشت کاهش جمعیت دانش‌آموزی احتمالی، یک سؤال اساسی وجود دارد؛ چرا خانواده‌ها فرزندان کمتری دارند؟ پاسخ به این سؤال ساده نیست. شرایط اقتصادی، هزینه مسکن، اشتغال، درآمد خانواده‌ها، هزینه‌های آموزش و درمان و نگرانی نسبت به آینده، همگی می‌توانند بر تصمیم خانواده‌ها برای فرزندآوری اثر بگذارند. در کنار مسائل اقتصادی، تغییر سبک زندگی و تغییر نگاه جامعه به ازدواج و فرزندآوری نیز در این روند مؤثر بوده است.

به همین دلیل، نمی‌توان انتظار داشت مسئله کاهش جمعیت تنها با یک راهکار حل شود. خانواده زمانی می‌تواند برای داشتن فرزند تصمیم بگیرد که احساس امنیت و ثبات بیشتری نسبت به آینده داشته باشد.

مسئله جمعیت بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به سیاست‌های عملی نیاز دارد. یک خانواده هنگام تصمیم برای داشتن فرزند، تنها به لحظه تولد فکر نمی‌کند؛ بلکه آینده کودک، هزینه‌های زندگی، مسکن، آموزش، درمان و شرایط شغلی والدین را نیز در نظر می‌گیرد؛ بنابراین حمایت از فرزندآوری زمانی اثرگذار خواهد بود که در زندگی واقعی خانواده‌ها دیده شود؛ از ایجاد ثبات اقتصادی گرفته تا فراهم کردن شرایط مناسب برای اشتغال والدین و کاهش هزینه‌های مرتبط با تربیت فرزند.

زنگ خطر جمعیتی؛ وقتی کلاس‌های درس خلوت‌تر می‌شوند

امروز کمبود داریم، فردا کاهش

شاید مهم‌ترین نکته در این میان همین باشد؛ کشور امروز هنوز برای تأمین فضای آموزشی مورد نیاز دانش‌آموزان با چالش جدی مواجه است، اما همزمان باید خود را برای آینده‌ای آماده کند که تعداد دانش‌آموزان در آن به شکل محسوسی کمتر خواهد بود. این یعنی سیاستگذار نباید میان «نیاز امروز» و «واقعیت فردا» یکی را انتخاب کند. هم باید کمبود‌های فعلی مدارس را برطرف کرد و هم ساخت‌وساز و توزیع امکانات را بر اساس نقشه جمعیتی آینده انجام داد.

مدرسه‌ای که امروز ساخته می‌شود باید پاسخگوی نیاز دانش‌آموز امروز باشد، اما ساخت آن نباید بدون توجه به آینده جمعیتی منطقه انجام شود.

جمعیت برخلاف بسیاری از مسائل کشور، با تصمیم‌های فوری تغییر نمی‌کند. حتی اگر امروز روند تولد‌ها تغییر کند، سال‌ها زمان لازم است تا اثر آن در مدارس و سپس در بازار کار دیده شود. به همین دلیل، کاهش جمعیت دانش‌آموزی را نباید تنها یک مسئله مربوط به آینده آموزش و پرورش دانست. این موضوع نشانه‌ای از تغییرات بزرگ‌تر جمعیتی است که می‌تواند اقتصاد، اشتغال، نظام بازنشستگی و ساختار اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

از طرف دیگر، کمبود فضای آموزشی امروز نیز مسئله‌ای نیست که بتوان آن را به امید کاهش جمعیت در آینده کنار گذاشت. دانش‌آموزی که امروز در کلاس شلوغ درس می‌خواند، نمی‌تواند منتظر برنامه‌ریزی‌های ده سال بعد بماند. در نهایت، آموزش و پرورش با دو تصویر همزمان روبه‌روست؛ کلاس‌های شلوغ امروز و احتمال کلاس‌های خلوت‌تر فردا؛ و شاید مهم‌تر از همه این باشد که پشت هر نیمکت، فقط یک دانش‌آموز ننشسته است؛ پشت هر نیمکت، یک آینده نامعلوم قرار دارد. هیچ‌کس نمی‌داند کودکی که امروز در آن نیمکت نشسته، قرار است فردا چه کسی باشد و چه نقشی در ساختن این کشور ایفا کند.

نویسنده:‌ علی کیمیایی

پربازدیدترین آخرین اخبار