۷۳ سال خوش‌خدمتی پهلوی ها؛ از کودتای آمریکایی تا آغوش تل‌آویو
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۳۷۷۱
گزاارش |

۷۳ سال خوش‌خدمتی پهلوی ها؛ از کودتای آمریکایی تا آغوش تل‌آویو

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با حذف مصدق که قصد داشت سلطه انگلیس را بر ایران به پایان برساند به آغاز سرسپردگی پهلوی دوم در برابر آمریکا منتج شد با این حال داستان وابستگی پهلوی‌ها به بیگانگان حتی به پایان سلطنت پهلوی نیز منحصر نمی‌باشد و هم‌اکنون نیز پهلوی‌ها، آویزان صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها مانده‌اند.
کودتای 28 مرداد
مهدی عالی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ تاریخ معاصر ایران روز‌های پرفراز و نشیبی را از سر گذرانده است، اما برخی روزها، نه یک روز صرف بلکه همواره یادآور سالروز نقاط عطف تاریخی این سرزمین بوده است.

یکی از مهم‌ترین این روز‌ها را می‌بایست روز ۲۸ مرداد دانست که هر ساله ایرانیان را از لحظات روزمره کنونی به سال ۱۳۳۲ پرتاب می‌کند.

سالی که در آن، یک «کودتا» رقم خورد. کودتایی با مشارکت دو سرویس اطلاعاتی خارجی یعنی CIA و MI ۶ که از یکسو منجر به سرنگونی دولت مصدق شده و از سوی دیگر آغاز استبداد محمدرضا پهلوی و وابستگی ایران به آمریکا را رقم زد.

در راه کودتای ۲۵ مردادماه!

پس از جنگ جهانی دوم که سرنگونی و تبعید رضاخان و برآمدن پسر وی یعنی محمدرضا را به دنبال داشت، سلطه انگلیسی‌ها بر ایران بیش از گذشته تحکیم شده بود، اما مردی به نام «مصدق» قصد داشت با ملی‌سازی صنعت نفت ایران، همانگونه که محمدرضا پهلوی در کتاب خود یعنی «پاسخ به تاریخ» نوشته «ایران را از سلطه نفوذ انگلیسی‌ها نجات بدهد.»

با این وجود طولی نکشید که انگلیسی‌ها به اشتراک نظری با آمریکایی‌ها- که مصدق نسبت به ایشان خوش‌بین هم بود- در زمینه از میان برداشتن نخست وزیر ایران رسیدند.

یرواند آبراهمیان، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در اینباره نوشته: «ایالات متحده آمریکا و بریتانیا برای برکناری مصدق تا مدتی طولانی بر ابزار سیاسی –عمدتا شاه و مجلس- اتکاء کردند.

آنان پس از قیام ۳۰ تیر به این جمع‌بندی رسیدند که برکناری دائمی مصدق تنها از طریق کودتایی مستقیم امکان‌پذیر است. جزییات اجرای کودتا تا اواخر سال ۱۳۳۱ مشخص نشد، اما فکر انجام آن بلافاصله پس از بازگشت پیروزمندانه مصدق به قدرت در اواسط سال ۱۳۳۱ آغاز شد.»

سرانجام با ورود «کرمیت روزولت»، نماینده آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا به ایران و هماهنگی با شاه، طرح کودتا رو به اجرایی شدن رفت.

۷۳ سال خوش‌خدمتی پهلوی ها؛ از کودتای آمریکایی تا آغوش تل‌آویو

به سخن دیگر، در ماه‌های منتهی به مرداد سال ۳۲، سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس با صرف بودجه قابل‌توجه، شبکه‌ای از عوامل خود را در داخل ایران فعال کردند؛ اقداماتی نظیر جنگ روانی و تبلیغات منفی گسترده علیه مصدق، تطمیع سیاستمداران و نمایندگان، سازمان‌دهی اوباش برای آشوب خیابانی و نفوذ در بین نظامیان از مراحل اصلی عملیات کودتا بود.

محمدرضا پهلوی در کتاب خود می‌گوید: «در مرداد ۱۳۳۲، پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و انگلیس که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از بررسی اوضاع با کرمیت روزولت، نماینده سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده، بر آن شدم که برای یافتن راه حلی وارد عمل شوم: در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ سرهنگ نعمت‌الله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی را مامور کردم که فرمان برکناری مصدق را به وی ابلاغ کند و سپهبد فضل‌الله زاهدی را که از دوستان پیشین مصدق و وزیر سابق دولت او بود به نخست وزیری برگزیدم.»

با این حال علی‌رغم اینکه بنا بود کودتا در ۲۵ مردادماه رقم بخورد، به علت اطلاع مصدق از آن با شکست مواجه شد و همین موضوع باعث شد محمدرضا پهلوی از ایران گریخته، به بغداد و سپس به رم فرار کند.

البته شایان ذکر است که این تنها فرار شاهان پهلوی از ایران نمی‌باشد بلکه علی‌رغم وجود تنها دو شاه پهلوی، سه فرار از ایشان قابل ذکر است! گویی که ترس و فرار در ذات این خاندان نهفته بوده باشد!

کودتای ۲۸ مداد و سرآغاز «دولت دست‌نشانده»

به واقع طراحی ۲۵ مرداد اگرچه شکست خورد، اما این پایان کار نبود. سه روز بعد یعنی ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲، به علت کوتاهی مصدق در به پایان رساندن غایله کودتا و دستگیری عوامل آن، کودتای دیگری رقم خورد که این بار با موفقیت نیز همراه بود و به کودتای ۲۸ مرداد معروف شد.

از رهگذر این ماجرا، دولت مصدق سقوط کرده و محمدرضا پهلوی به ایران بازگشت تا استبداد خود را بر ایران تحکیم و تثبیت کند. غلامرضا نجاتی، در کتاب خود «تاریخ سیاسی ۲۵ ساله‌ی ایران، از کودتا تا انقلاب» نوشته است: «پیروزی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگرداندن محمدرضاشاه از رم به ایران، سرآغاز ظهور رژیم استبدادی برای اجرای مقاصد سیاسی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا و متحدین غربی او بود.»

به سخن دیگر، تغییر استراتژیکی که در رابطه با ایران پدید آمد این بود که پس از سال‌ها سلطه انگلیسی‌ها بر ایران که حتی در تبدیل رضاخان به رضاشاه نیز نقشی اساسی از سوی ایشان قابل مشاهده است، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ عملا دولت پهلوی دوم در جهت تبدیل شدن به «سنگری در برابر کمونیسم»، به تعبیر مارک گازیوروسکی به «دولتی دست‌نشانده» برای آمریکایی‌ها بدل شد.

۷۳ سال خوش‌خدمتی پهلوی ها؛ از کودتای آمریکایی تا آغوش تل‌آویو

این محقق علوم سیاسی در کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» نوشته است: «سیاستگذاران ایالات متحده کودتای ۱۹۵۳ را برای بازگرداندن ثبات سیاسی به کشوری که آن را برای استراتژی جهانی آمریکا در مقابله با اتحاد شوروی حیاتی می‌انگاشتند ترتیب داده بودند. ایران در دهه بعد همچنان نقشی حیاتی در استراتژی جهانی آمریکا بازی کرد و از آن پس برای آمریکا بی‌اندازه مهم باقی ماند و پایگاه یک رابطه‌ی نیرومند دست‌نشاندگی بین دو کشور شد.»

به تعبیری می‌توان گفت، کودتای ۲۸ مرداد اگرچه به مُهر پایانی بر سلطه انگلیسی‌ها در ایران بدل شد، اما از طرفی سرآغازی بود برای جایگزینی ایالات متحده در راستای افزایش نفوذ و تسلط خود بر ایران.

این سیطره سلطه نیز تا بدانجا افزایش پیدا کرد که حتی پس از انقلاب اسلامی، محمدرضا پهلوی و سلطنت‌طلبان گمان می‌کردند انقلاب محصول مداخله آمریکایی‌ها بوده است و نه انقلابی با عوامل داخلی!

از همین روست که پسر حسرت‌السلطنه‌ی او یعنی رضا ربع پهلوی همچنان پس از دهه‌ها دست به دامان اجنبی‌های آمریکایی و اسرائیلی برای بازگرداندن وی به تخت خیالی سلطنت مانده است. موضوعی که بیش از هر زمان در آشوب دی‌ماه و جنگ رمضان سال قبل مشاهده شد.

عروسک خیمه شب‌بازی

اگرچه از سال‌ها قبل مشخص بود که رضا پهلوی به آلتی در دستان صهیونیست‌ها بدل شده، اما با سفر وی به تل‌آویو این قضیه بیش از گذشته عیان و جلوه‌گر شد.

در طی سالیان اخیر نیز، صهیونیست‌ها برای ایجاد شکاف در جامعه ایرانی شبکه‌های مجازی و حتی اکانت‌های فیک بسیاری با مبدا اسرائیل برای القای ازدیادی طرفداران سلطنت در ایران ایجاد کردند که مورد اذعان رسانه‌های صهیونیستی همانند هاآرتص نیز قرار گرفت.

با این وجود آنچه که بیش از هر چیز پیوند‌های پیرکودک پهلوی را با صهیونیست‌ها عیان کرد، هماهنگی فراخوان وی با کارگزاران موساد در خیابان‌های ایران بود که منجر به آشوب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ شد.

این قضیه حتی پایان سرسپردگی پهلوی به اجنبی‌ها نیز نبود بلکه کار بدانجا رسید که وی شخصا از آمریکایی‌ها درخواست کرد تا به ایران حمله کنند.

حسرت‌السلطنه پهلوی خطاب به ترامپ  می‌گوید: «من مردم را به خیابان‌ها فراخوانده‌ام تا برای آزادی خود بجنگند... از شما می‌خواهم کمک کنید. شما ثابت کرده‌اید و من می‌دانم که شما مرد صلح هستید که به حرف خود عمل می‌کنید. لطفا آماده باشید تا برای کمک به مردم ایران مداخله کنید.»

۷۳ سال خوش‌خدمتی پهلوی ها؛ از کودتای آمریکایی تا آغوش تل‌آویو

وی و خانواده او همانند همسر و دخترش نیز حتی پس از حمله آمریکا به ایران و شهادت بسیاری از ملت این کشور از این تهاجم حمایت کردند و خود او هم بدون هیچ اظهار تاسفی برای جنایات آمریکا در مدرسه میناب و جای‌جای ایران، در عوض برای کشته‌شدن سربازان آمریکایی تسلیت گفت!

در حقیقت می‌توان اینگونه دانست که اگر پدربزرگ او با حمایت انگلیسی‌ها حکومت پهلوی را تاسیس کرد و پدرش نیز با پشتیبانی آمریکایی‌ها استبداد خود را بر ایران تحکیم کرد، پیرکودک پهلوی نیز گمان می‌کند با کاسه‌لیسی صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها می‌تواند به تاج‌وتخت از دست رفته خود برسد.

حال آنکه او با حمایت آشکارش از تجاوز آمریکا به ایران، فی‌الواقع در ذهن جامعه ایرانی به عنوان نوعی «عمله اجنبی» ماندگار شده است که دیر یا زود او را به «مهره‌ای سوخته» در نظر کارفرمایان وی تبدیل خواهد کرد.

خاندانی سرسپرده

از حقایق تاریخ خاندان پهلوی این است که این خاندان، دست‌نشانده و سرسپرده بیگانگان بوده‌اند؛ رضاخان نسبت به انگلیسی‌ها، محمدرضا پهلوی نسبت به آمریکایی‌ها و پیرکودک پهلوی نیز وابسته و آلت دست صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها که این موضوع در آشوب و جنگ‌های ۱۴۰۴ بیش از همیشه نمودار شد.

در واقع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان را که یک نظامی دون‌پایه بود به مقام سردارسپهی و نهایتا پادشاهی رساند، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همانطور که پیش‌تر بیان شد دیکتاتوری پسر او را بر ایران در جهت منافع آمریکایی‌ها تحکیم کرد و اکنون نیز نوه‌ی او، رضا ربع پهلوی هم آویزان صهیونیست‌ها و همچنین آمریکایی‌ها برای رسیدن به رویای سلطنت شده است.

رویایی که اگرچه وی بیش از ۴۰ سال است که در حسرت آن به‌سرمی‌برد، اما باید گفت که وضوح خیانت‌پیشگی و سرسپردگی وی به متجاوزین به ایران، این حسرت ۴۰ ساله او را به حسرتی ابدی بدل خواهد ساخت.

پربازدیدترین آخرین اخبار