انتصاب بحث برانگیز آزاد ارمکی در دانشکده علوم اجتماعی تهران
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حدود یک ماه قبل تقی آزاد ارمکی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با حکمی از سوی امید، رئیس دانشگاه تهران به عنوان مدیر گروه آموزشی جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منصوب شد؛ تقی آزاد ارمکی فردی است که مواضع ضدساختار در برهههای مختلف معاصر ایران داشته است و بیشتر از اینکه نقدهایش در رسانههای عمومی یک نقد علمی باشد، قرائتی متعصبانه و تقابل محور بوده است.
عدم رعایت شرایط قانونی در انتصاب آزاد ارمکی
حضور فردی مانند تقی آزاد ارمکی در راس گروه آموزشی جامعه شناسی به عنوان یکی از دپارتمانهای مهم علوم انسانی کشور جای سوالهای بسیار دارد؛ کسی که اخیرا مدعی شده است که «هیچ اعتقادی به همه جمهوری اسلامی ندارم» یا معتقد است که «در کشور انتخابات وجود ندارد و همه چیز از ولایت باید تعیین شود» یا اخیرا با مطرح کردن مفهوم جمهوری سوم به دنبال تئوریزه کردن و عبور از ساختار قانون اساسی کشور است در حالی که طبق قوانین و آئیننامه جذب هیئت علمی، عضو هیئت علمی باید التزام عملی به قانون اساسی داشته باشد.
یکی دیگر از شرایطی که در آئین نامه جذب هیئت علمی تصریح شده است، عدم فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی یا امضای بیانیههای ضد جمهوری اسلامی است؛ در حالی که آزاد ارمکی بیانیهای را در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ پس از اتفاقات تلخ دی ماه به امضا رسانده که در این بیانیه الفاظی ضد نظام جمهوری اسلامی نظیر خونریز، ظالم و مستبد مطرح شده است؛ همچنین در این بیانیه که به نوعی حمایت از سران فتنه ۸۸ است به لزوم رفراندوم قانون اساسی اشاره شده؛ سوال مهم از آقای آزاد ارمکی این است که اگر جمهوری اسلامی خونریز یا ظالم است چرا در این حکومت مستبد مسئولیت قبول کرده آیا اگر به فرض محال اتهامات علیه جمهوری اسلامی درست باشد، مسئولیت گرفتن در دانشگاه این حکومت همکاری با ظالمان و مستبدان نیست؟
اتهام تناقض گویی به رهبر شهید انقلاب!
آزاد ارمکی در یکی از گفتوگوهایی که پس از جنگ تحمیلی سوم داشته است رهبر شهید انقلاب اسلامی را به تناقض گویی متهم کرده است، این فرد که خود را استاد دانشگاه نیز میداند به یکی از سخنرانیهای رهبر شهید پس از خروج آمریکا از برجام اشاره میکند که رهبر شهید فرموده بودند «جنگ نمیشود و مذاکره نمیکنیم» در حالی که این جمله رهبر شهید انقلاب در زمان خود به حقیقت پیوست، اما فردی که مدعی آکادمیک بودن میکند به جای اینکه جستجویی در تاریخ سخنرانی رهبر شهید انقلاب داشته باشد، تحلیل خود را بر اساس ریلزهای اینستاگرامی تقلیل داده است و نتیجه گیری اشتباهی میکند و مدعی میشود که ایدئولوژی جمهوری اسلامی فروریخته است؛ اگر واقعا ایدئولوژی جمهوری اسلامی فروریخته چرا مسئولیت در دانشگاه این حکومت را پذیرفتهاند؟
جنگ «بازی» است؟!
بحث دیگر سطح و نوع تحلیلهای آزاد ارمکی درباره وقایع یکسال اخیر کشور است، وی در اظهار نظری سخیف مدعی شده است که جنگ پس از روز سوم یا چهارم عملا پایان یافته و آنچه پس از آن رخ داده صرفا «بازی» بوده است! این سخنان در حالی مطرح میشود که تعدادی از هموطنانمان در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسیدند و محل زندگیشان مورد حمله دشمن قرار گرفته است و تعبیر «بازی» برای جنگ علیه ایران و ملت ایران داغی تازه بر دل بازماندگان شهدای جنگ است؛ از طرفی هدف قرار گرفتن دانشگاهها و تهدیدات زیرساختی همه برای روزهای میانی و پایانی دوران جنگ است و قطعا آن را نمیتوان «بازی» دانست.
مرز بین نقد علمی و عبور از ساختار
نقد علمی در برابر حاکمیت و نسبت به ساختارها امری درست و پسندیده است و روشن است که افراد آکادمیک و پژوهشگر میتوانند نسبت به برخی ساختارها یا عملکردها نقد داشته باشند، اما عبور از قانون اساسی و نهادهای کلیدی جمهوری اسلامی بحثی فراتر از نقد ساختارها و کارکردهاست و بیشتر به نظر میرسد این نقدها از سوی برخی جریانات درون دانشگاه به صورت پروژه در آمده است که آن را میتوان در عبور از ساختار فعلی حکومت و تضعیف بنیانهای هویتی جمهوری اسلامی صورت بندی کرد.
کشور ایران امروز در شرایط بسیار حساسی قرار دارد، شرایط به مانند پیش از جنگ دوازده روزه عادی نیست و در این میان نهاد علم و دانشگاه نقش مهمی در روایت سازی، انسجام ملی، تحلیل قدرت و بازسازی امید اجتماعی در دوران پساجنگ دارد؛ در این میان نقش گروه جامعه شناسی به خصوص در دانشگاهی مانند دانشگاه تهران دوچندان است، زیرا دانشجویان و اساتید این گروه باید میدان جدی گفتوگو را درباره ایران، مقاومت، عدالت، امنیت و استقلال کشور داشته باشند.
حضور افرادی مانند تقی آزاد ارمکی در سکان مدیر گروه جامعه شناسی با مواضعی که داشته است نمیتواند انتظارات جامعه را از دانشگاه تحقق ببخشد و از طرفی دانشگاه را به میدان تقابل سیاسی و دوقطبی سازیهای کاذب تقلیل میدهد و دانشجوی دغدغهمند به جای ورود به پژوهشهای عمیق و مسئله محور گرفتاری نزاعهای فرسایشی خواهد شد.
در این میان لزوم ورود دستگاههای متولی نهاد علم یعنی وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی به انتصاب آزاد ارمکی و افرادی شبیه او در جایگاههای مهم مدیریت علوم انسانی دانشگاههای کشور اهمیت بسیاری دارد، زیرا دوران پساجنگ باید نقطه تحول در دانشگاه باشد نه بازگشت به آرای منسوخ غرب زده که به ناکارآمدی نهاد علم تداوم خواهد بخشید.