کیانی: بسیاری از طلاقهای رسمی، پایان یک طلاق عاطفی طولانیمدت هستند
ژاله کیانی روانشناس و متخصص حوزه خانواده و زوج در گفتوگو با خبرگزاری دانشجو با اشاره به چند وجهی بودن پدیده طلاق اظهارکرد: در تجربه بالینی من، طلاق معمولاً نتیجه یک اتفاق واحد نیست، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل فردی، ارتباطی، خانوادگی و اجتماعی است که به مرور زمان روی هم انباشته میشوند.
این روانشناس با توجه به نقش خانواده و گذشته افراد در شکل گیری عوامل موثر در این اتفاق مطرح کرد: در بسیاری از زوجهایی که برای طلاق مراجعه میکنند، ردپای برخی الگوهای تکراری خانوادگی دیده میشود. از جمله تجربه طلاق یا تعارض مزمن والدین، سبکهای دلبستگی ناایمن، فقدان احساس امنیت عاطفی در کودکی، حضور والدین کنترلگر یا سرد عاطفی و همچنین ناتوانی در یادگیری مهارتهای حل تعارض. بسیاری از افراد بدون آگاهی، الگوهای رابطهای خانواده خود را وارد زندگی مشترک میکنند و همان چرخهها را بازتولید میکنند.
کیانی با یادآوری نقش فقدان مهارتهای اساسی ارتباطی به عنوان یکی از ارکان موثر در ناکامی زوجین گفت: یکی از مهمترین عوامل فرسایش رابطه، ضعف در مهارتهای ارتباطی است. بسیاری از زوجها مشکل اصلیشان تفاوتها نیست، بلکه شیوه مواجهه با تفاوتهاست. ناتوانی در گفتوگوی مؤثر، گوش دادن فعال، بیان نیازها، مدیریت خشم، همدلی و حل مسئله باعث میشود اختلافات کوچک به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند. زوجهایی که این مهارتها را دارند، حتی در مواجهه با مشکلات جدی نیز شانس بیشتری برای حفظ رابطه دارند.
وی همچنین به نقشی که خانوادهها در کمک به ترمیم رابطه میتوانند داشته باشند پرداخته و تذکر داد: خانوادهها زمانی میتوانند نقش حمایتی داشته باشند که به جای دخالت، حامی باشند؛ یعنی بدون جانبداری، به آرامسازی فضا، گفتوگو و حل مسئله کمک کنند، اما زمانی که خانوادهها وارد ائتلاف با یکی از زوجین میشوند، طرف مقابل را تخریب میکنند، تصمیمات زوج را کنترل میکنند یا اختلافات را تشدید میکنند، معمولاً روند فاصلهگیری و طلاق را سرعت میبخشند. یکی از شاخصهای سلامت خانواده، احترام به مرزهای زوجین است.
کیانی در ادامه به تفاوت دلایل این تصمیم در زنان و مردان پرداخت: اگرچه دلایل مطرح شده از سوی زنان و مردان برای تصمیم به طلاق متفاوت است و البته این موضوع در همه افراد یکسان نیست، اما زنان بیشتر از نادیده گرفته شدن نیازهای عاطفی، فقدان صمیمیت، بیتوجهی، خشونت روانی یا احساس تنهایی در رابطه سخن میگویند. مردان نیز بیشتر به تعارضهای مداوم، احساس بیاحترامی، فشارهای اقتصادی یا نارضایتی از کیفیت رابطه اشاره میکنند.
این متخصص حوزه خانواده و زوج افزود: نکته مهم دیگر، انتظارات غیرواقعبینانه از ازدواج است. بسیاری از زوجها با این تصور وارد زندگی مشترک میشوند که عشق به تنهایی برای موفقیت رابطه کافی است یا همسر باید تمام نیازهای عاطفی، روانی و حتی هویتی آنها را برآورده کند. فاصله میان این انتظارات و واقعیت زندگی مشترک، یکی از زمینههای مهم نارضایتی زناشویی است.
او با اشاره به نقش عامل مخربی که بنیانهای خانواده را میتواند متلاشی کند اظهار کرد: یکی از آسیبهایی که میتواند رابطه را به ورطه فروپاشی بکشاند، مسئله خیانت است. خیانت معمولاً یکی از شدیدترین آسیبها به رابطه را به دنبال دارد؛ زیرا اعتماد، امنیت عاطفی و احساس ارزشمندی فرد را هدف قرار میدهد. حتی در مواردی که زوجین تصمیم به ادامه زندگی میگیرند، بازسازی اعتماد فرآیندی طولانی و دشوار است.
این روانشناس در ادامه نیز مطرح کرد: مشکلات اقتصادی به تنهایی الزاماً منجر به طلاق نمیشوند، اما وقتی با احساس ناامنی، بیثباتی، سرزنش متقابل و ناتوانی در مدیریت فشارهای مالی همراه شوند، میتوانند زمینهساز تعارضهای گسترده و فرسودگی رابطه شوند.
کیانی در ادامه افزود: در اغلب موارد تصمیم به طلاق ناگهانی نیست. معمولاً سالها ناامیدی، تعارض حلنشده، آسیبهای تکرارشونده و تلاشهای ناموفق برای تغییر، زمینه این تصمیم را فراهم میکند. بسیاری از زوجها زمانی به طلاق فکر میکنند که از نظر عاطفی مدتهاست از یکدیگر جدا شدهاند. در جلسات مشاوره نیز گاهی مشخص میشود که ظرفیت ترمیم رابطه وجود دارد و گاهی روشن میشود که ادامه رابطه برای هر دو طرف آسیبزا خواهد بود.
او همچنین تاکیدداشت: در سالهای اخیر بیش از هر چیز با پدیده «طلاق عاطفی» مواجه هستیم؛ یعنی زوجهایی که زیر یک سقف زندگی میکنند، اما ارتباط عاطفی، گفتوگو، صمیمیت و احساس تعلق میان آنها از بین رفته است. بسیاری از طلاقهای رسمی در واقع پایان یک طلاق عاطفی طولانیمدت هستند. به همین دلیل آموزش مهارتهای ارتباطی، شناخت خود، انتخاب آگاهانه همسر و مراجعه زودهنگام به مشاوره، نقش مهمی در پیشگیری از فروپاشی خانواده دارد.