سه‌گانه موهوم واشنگتن؛ سناریو‌های سوخته وزیرخزانه داری امریکا
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۹۸۱۴
گزارش|

سه‌گانه موهوم واشنگتن؛ سناریو‌های سوخته وزیرخزانه داری امریکا

طرح سه سناریوی «شورش درون‌سازمانی در سپاه»، «قیام مردمی» و «تسلیم پای میز مذاکره» از سوی وزیر خزانه‌داری آمریکا، پرده از اختلال عمیق در دستگاه محاسباتی کاخ سفید برداشته است؛ خواب‌های آشفته‌ای که با تکیه بر ساختار مکتبی نیرو‌های مسلح، شکست زنجیره فتنه‌ها در کارزار میدانی، و دکترین قاطع تهران در پاسخ سخت به تروریسم مالی، پیشاپیش به بن‌بست رسیده است.
وزیرخزانه داری آمریکا
امیرعلی فتحی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، پیرامون آینده تحولات جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر پرده از اختلال عمیق و مزمن در «دستگاه محاسباتی» کاخ سفید برداشت. بسنت با اتخاذ رویکردی که بیش از آنکه برآمده از تحلیل واقع‌بینانه باشد، شبیه به رویاپردازی‌های اتاق فکر‌های ورشکسته واشنگتن است، سه سناریو را برای تهران تصویر می‌کند: «شورش درون‌سازمانی در سپاه پاسداران»، «قیام مردمی علیه حاکمیت»، یا «تسلیم و بازگشت به میز مذاکره ذیل شروط تحمیلی».

بررسی ساختار سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران نشان می‌دهد که هر سه سناریو نه گزینه‌هایی روی میز، بلکه مهملاتی برآمده از عدم شناخت ساختار بنیادین جمهوری اسلامی و ماهیت بازدارندگی ملی کشور هستند.

افسانه «کودتای درون‌سازمانی» در ساختار مکتبی سپاه پاسداران

سناریوی نخست بسنت، یعنی وقوع انشقاق یا کودتای درون‌سازمانی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده مقایسه مضحک این نهاد با ارتش‌های کلاسیک و پادگانی جهان سرمایه‌داری است. در علوم سیاسی و مطالعات امنیتی، کودتای نظامی تنها در سازمان‌هایی پدید می‌آید که هویت حرفه‌ای آنها مبتنی بر منافع مادی، شکاف طبقاتی افسران با رده‌های پایین و فقدان مشروعیت ایدئولوژیک باشد.

سپاه پاسداران نه یک ارتش مزدور و نه صرفاً یک نهاد کلاسیک نظامی، بلکه ساختاری انقلابی، منعطف و درهم‌تنیده با بدنه توده‌های مردم است. پیوند سازمانی در سپاه بر پایه سلسله‌مراتب مکتبی و پیوند عمیق عقیدتی با دکترین ولایت فقیه شکل گرفته است؛ ساختاری که با نظارت مستمر سامانه‌های عقیدتی-سیاسی، صیانت و نمایندگی ولی فقیه تقویت می‌شود. از سوی دیگر، خاستگاه اجتماعی کادر و فرماندهان سپاه از اقشار بدنه جامعه است و هیچ‌گونه گسست طبقاتی یا منفعتی در ساختار آن وجود ندارد. در ساختاری با این درجه از یکدستی عقیدتی و وابستگی به منافع راهبردی کشور، تصور «کودتا یا شورش داخلی» یک توهم ناشی از فیلم‌های هالیوودی است که در هیچ‌یک از معیار‌های جامعه‌شناسی نظامی جایی ندارد.

سراب «قیام مردمی»؛ ناکامی توطئه‌ها از جنگ دوازده‌روزه تا نبرد رمضان

دومین ادعای بسنت مبنی بر فروپاشی از طریق قیام مردمی، آزموده‌ای است که دشمنان طی دهه‌ها بار‌ها بهای تجربه ناموفق آن را پرداخته‌اند. در سال‌های اخیر، طراحان پنتاگون و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تصور می‌کردند با تحمیل نبرد‌های سخت نظامی نظیر «جنگ دوازده‌روزه» و پس از آن تحمیل تنش‌های موسوم به «جنگ رمضان»، جامعه ایران به نقطه انفجار درونی رسیده و پروژه براندازی کلید خواهد خورد.

اما واقعیت میدان بار دیگر طراحان جنگ ترکیبی را شوکه کرد. در همان روز‌هایی که اتاق‌های فرماندهی تل‌آویو و واشنگتن انتظار شورش شهری داشتند، خیابان‌های ایران مملو از مردمی شد که در حرکتی یکپارچه و آگاهانه، برای صیانت از تمامیت ارضی، هویت ملی و حمایت از نظام اسلامی به صحنه آمدند و خط بطلانی بر راهبرد شورش داخلی کشیدند.

در همین راستا بود که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام مهم و تاریخی خود پیرامون بصیرت عمومی، حضور معجزه‌آسای ملت در صحنه را عامل درهم‌شکستن زنجیره فتنه‌های ترکیبی خوانده و با تأکید بر وحدت کلمه، فرمودند:

«حضور هوشیارانه، مؤمنانه و شجاعانه ملت بزرگ ایران در صحنه، تیر خلاص را به پیکر توهمات شوم دشمن شلیک کرد؛ امروز وظیفه همگان، تحکیم این انسجام پولادین، پرهیز از تفرقه‌های تصنعی و تقویت برادری ملی در برابر تهاجم دشمن است.»

این حضور عینی ثابت کرد که جامعه ایران تفاوت بنیادین میان مطالبات معیشتی و همراهی با سناریو‌های خصمانه دشمن را به‌خوبی درک می‌کند و در هنگام تهدید خارجی، ضریب همگرایی ملی افزایش می‌یابد.

سه‌گانه موهوم در اتاق تاریک واشنگتن؛ چرا سناریو‌های وزیر خزانه‌داری آمریکا محکوم به شکست است؟

بن‌بست تسلیم پای میز مذاکره؛ شکست جنگ نظامی و ناکارآمدی تروریسم اقتصادی

سناریوی سوم بسنت، یعنی آمدن ایران به پای میز مذاکره از موضع ضعف، اعترافی صریح به بن‌بست واشنگتن در مواجهه با ایران است. واشنگتن پس از آنکه در رویارویی نظامی مستقیم و جنگ‌های نیابتی به درب بسته خورد و از دستیابی به هرگونه پیروزی تاکتیکی بازماند، تمام توان باقی‌مانده خود را به حوزه تروریسم مالی و جنگ تمام‌عیار اقتصادی معطوف کرد.

اما طراحان آمریکایی دچار آلزایمر سیاسی هستند؛ ملت ایران بیش از ۴۷ سال است که با پیچیده‌ترین رژیم‌های تحریمی و فشار‌های خزانه‌داری آمریکا دست‌وپنجه نرم می‌کند و در همین دوران سخت، صنایع بنیادین خود از جمله دفاعی، پهپادی، هسته‌ای و موشکی را بومی‌سازی کرده و زیرساخت‌های اقتصادی خود را به سطح بالایی از تاب‌آوری رسانده است.

علاوه بر این، دوره تحمل منفعلانه فشار‌های مالی به پایان رسیده است. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ترسیم‌کننده دکترین جدید تهران در این عرصه است؛ آنجا که صراحتاً اعلام کرد:

«اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت نه از طریق تنگه هرمز و نه از هیچ کجای خلیج‌فارس صادر نخواهد شد. ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد.»

سه‌گانه موهوم در اتاق تاریک واشنگتن؛ چرا سناریو‌های وزیر خزانه‌داری آمریکا محکوم به شکست است؟

فرجام خطای محاسباتی

اسکات بسنت و دولت ایالات متحده باید درک کنند که جمهوری اسلامی ایران نه یک نظام شکننده پادگانی است که از درون فروبپاشد، نه از بدنه توده‌های ملت خود جداست که دچار قیام عمومی علیه حاکمیت شود، و نه در برابر فشار اقتصادی بیرونی سر تعظیم فرود خواهد آورد. سه سناریوی طراحی‌شده در وزارت خزانه‌داری آمریکا، در حقیقت فرار رو به جلو برای پنهان کردن واقعیت شکست غرب در مواجهه با نظم جدیدی است که ایران اسلامی در منطقه مستقر ساخته است. تداوم این خطای محاسباتی، واشنگتن را نه به توافقی دلخواه، بلکه به تقابلی سخت‌تر با نتایجی جبران‌ناپذیر هدایت خواهد کرد.

پربازدیدترین آخرین اخبار