نسخهپیچی حسن روحانی برای تنگه هرمز؛ صیانت از تمامیت ارضی رفراندومبردار نیست! + عکس
گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ اظهارات اخیر حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق، بار دیگر نشان داد جریانی که سالها کشور را معطل سراب لبخند غرب کرد، هنوز از خواب غفلت بیدار نشده و درست در بزنگاههای تاریخی، همان ادبیات منفعلانه و خطای محاسباتی گذشته را بازتولید میکند. سخن گفتن از واژگان فریبندهای همچون مشورت با مردم درباره پایان جنگ، تخطئه انتقام خون رهبر شهید انقلاب و حمله غیرمستقیم به حاکمیت مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، نه نشانهای از دغدغهمندی ملی، بلکه تکرار همان دستفرمان معیوبی است که سالها کشور را به لبه پرتگاه برد. این سخنان بیش از آنکه حکایت از دلسوزی حسن روحانی باشد، پازل جنگ شناختی دشمن را تکمیل میکند؛ مغالطههایی که شاید ظاهر شیک و فریبندهای داشته باشدام نیازمند کالبدشکافی و تبیین دقیق خطای محاسباتی است که پشت ظاهر جذاب حرفهایش پنهان شده است.
پایان جنگ یا پایان دفاع از کشور؟!
روحانی در بخشی از سخنان خود با تمسک ناشیانه به سیره نبوی، مدعی شده که همانگونه که پیامبر از مردم مشورت میگرفت، باید برای پایان دادن به جنگ از مردم مشورت گرفت و همان را اجرا کرد. طرح چنین ادعایی، پیش از هر چیز ناشی از خطای محاسباتی در درک عمیق ماهیت بحران فعلی است. نخستین پاسخ روشن به این شبهه آن است که ملت ایران آغازگر هیچ جنگی نبوده و نیست؛ ما وارد یک نبرد تحمیلی برای دفاع از کیان، تمامیت ارضی و ناموس کشور شدهایم. میان جنگطلبی و دفاع مشروع تفاوت از زمین تا آسمان است که شاید درک آن برای صاحبان نظریه «بدیم بره» سخت باشد!
دفاع، واکنشی عقلانی، شرعی و فطری در برابر تجاوزی آشکار است. مادامی که دستاندازی و آتشافروزی دشمن صهیونیستی و آمریکایی علیه این آب و خاک ادامه دارد، توقف مقاومت و دفاع معنایی جز تسلیم و نابودی ندارد. نقطه پایان جنگ، پای میز مذاکره التماسی تعیین نمیشود؛ بلکه حداقل زمان پایان جنگ، دقیقاً همان لحظهای است که تجاوز دشمن متوقف شود و ماشین ترور و جنایت آنان سرکوب گردد. مضافاً بر این، استناد به سیره پیامبر اعظم (ص) نیز تحریفی آشکار است؛ پیامبر اکرم (ص) در تاکتیکهای رزم و دفاع از مدینه با اصحاب مشورت میکردند، اما هیچگاه در برابر هجوم احزاب و مشرکان، پرچم تسلیم برافراشته نساختند و اصل دفاع از جامعه اسلامی را به مسابقه رفراندومهای سیاسی نسپردند.