تکلیف زن در اسلام
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۲۲۹

تکلیف زن در اسلام

از آن­جایی که زن و مرد از لحاظ جسمی و روانی فرق دارند، بنابراين تکلیف­شان نیز فرق مي‌كند؛ در اسلام تکلیف زن و مرد مشابه نیست، پس قهراً باید حقوق­شان هم مشابه نباشد، ولی باید مساوی باشد؛ زیرا هر دو بشر محسوب می‌شوند.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، سعید دهنوی؛ گوته (فیلسوف و شاعر آلمانی): سالیان درازی کشیشان از خدا بی خبر! ما را از پی بردن به حقایق قرآن و عظمتِ آورنده آن (محمد) دور نگه داشته­اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذاریم پرده جهل و تعصب نا به جا را دریده­ایم و عن­قریب است که این کتاب توصیف ناپذیر (قرآن) عالم را به خود جلب كرده، و تأثیر عمیقی در علم و دانش جهان گذاشته و عاقبت، محور افکار مردم جهان گردد.(فرهنگ اسلام در اروپا، فصل قرآن از دیدگاه دانشمندان)
 
خانم هدیه هیدی والسر (محقق، اسلام شناس و نویسنده انگلیسي): تعالیم اسلام برای افکار سالم و ارواح بی آلایش، جذاب و رباینده است و بدین جهت نتوانستم در مقابل آن مقاومت کنم... اگر اروپاییان می­توانستند اسلام را درک کنند و حریت و آزادی آن را بپذیرند، می­دیدند که چگونه زندگی­شان بهبود می­یافت. (اعترافات2، ص90)
 
تکلیف به معنای سخت و دشوار می باشد، پس منطقی است که تکلیف یک کودک و یک بزرگ­سال باید فرق کند؛ زیرا شرایط جسمانی و روانی آن­ها متفاوت است. این تفاوت در شرایط جسمانی و روانی در مورد زن و مرد وجود دارد؛ بدین معنا که از لحاظ فیزیولوژیکی (جسمانی) و روانی، مرد دارای یک نوع از ویژگی هاست و زن نیز دارای یک نوع دیگر؛ البته باید متذکر شویم این تفاوت­ها به معنای برتری مرد یا زن نیست؛ بلکه صرفا تفاوت در خلقت است و به تأکید قرآن، آن­که با تقواتر است، برتر است.
 
در این­جا چند نمونه از تفاوت­های فیزیولوژیکی مردان و زنان را بر می­شماریم:
 
1) به طور متوسط، تعداد گلبول های قرمز خون مرد در هر میلی متر مکعب خون، حدود 700 هزار بیشتر از مقدار آن در زن است.(کتاب زن، ص78)
 
2) بر اساس آمار­ها، طول عمر زنان، 4، 7، 8، 10 سال، بیش تر از مردان است و به طور متوسط، آنان حدود هفت سال بیشتر از مردان زندگی می کنند.(کتاب زن، ص107 به نقل از هاید، ژانت، روان شناسی زنان، ص246)
 
3) در این باره که آیا زن در اصل موجودی ناتوان نبوده، بحث بسیاری شده است... ناتوانی او فقط ظاهری است و در واقع، اصول سازنده زندگی او، بهتر از مرد است.(کتاب زن، ص108 به نقل از زنان از دید مردان، ص95)
 
4) میزان آب بدن از 10 تا 60 سالگی و تا پایان عمر، به طور محسوسی در جنس زن کمتر از جنس مرد است.(کتاب زن، ص112 به نقل از تشخیص درمان طبی بیماری ها(1992) ص665 و ص668)
 
5) دختران، زودتر از پسران بالغ می شوند و نیز رشد آنها سریعتر از پسران متوقف می شود.(کتاب زن، ص112 به نقل از زمینه روانشناسی، ج1،ص 165و ص172)
 
6) در مجموع، استخوان های یک زن بالغ، نسبت به یک مرد بالغ کوچکتر، سبکتر و دارای ستیغ ها و زواید کوچکتر و کمتری است و نسبت به طول، قطر کمتری دارد. (کتاب زن، ص238 به نقل از استخوان شناسی، ص15)
 
این چند مورد بود از صدها تفاوت فیزیولوژیکی بین مرد و زن، و چند مثال هم از تفاوت­های روانی زن و مرد را از نظر می­گذرانیم:
 
1) تحقیقات کارول گیلیگان حاکی است که شکل­گیری هویت دختران، تنها برای استقلال شخصی نیست، بلکه برای همکاری و صمیمیت و مراقبت از دیگران نیز هست؛ در حالی که هویت پسران از اساس برای استقلال و رقابت و فردیت شکل می گیرد؛ از این روست که دختر نوجوان خود را فردی مسئول و یاری دهنده به دیگران می­شناسد و پسر نوجوانی که هویتش شکل گرفته، بیشتر به پیروزی­های خود و نه همکاری و صمیمیت با دیگران توجه دارد. (کتاب زن، ص423 به نقل از روان شناسی رشد(2)، ص129،130)
 
2) بویتاندیک نشان داده است که انسان می­تواند زندگی­اش را بر حسب ابعاد دو گانه تغییر دهد؛ در شیوه زندگی فراگیر مردانه، بشر به صورت انسانِ صنعتی نمود دارد و دنیای او آکنده از موانع و مشکلات و ابزار کار است و در طرز زندگی زنانه، نزدیک بودن به اشیا و کشف ارزش وجودی آنها مفهوم می یابد. (کتاب زن، ص423 به نقل از روان شناسی اختلافی زن و مرد، ص30و 31)
 
3) در مجموع می­توان گفت زنان به اصولی چون نظافت، حساسیت، ادب و وقار، جدیت و اطاعت پایبندند. در برتری­های روانی، همچون به کارگیری عواطف، همدردی، مشارکت و همکاری اجتماعی، دگر خواهی، نجابت و صمیمت، زنان بر مردان برتری دارند. مردان، بیشتر از زنان استقلال­طلب ، سلطه­جو و پرخاشگرند و نیز رقابت، مقاومت و سرکشی در میان آن­ها رواج فزون­تری دارد. (کتاب زن،ص426)
 
4) گرایش به دین درمیان زنان بیشتر از مردان است و آنها در امور دینی فعالیت بیشتری دارند. (کتاب زن،ص427 به نقل از روان شناسی رشد بزرگسالان در فراخنای زندگی، ص25)
 
نمونه­های ذکر شده قسمت کمی از صد­ها تفاوت عمده بین زن و مرد است که می­توانید در منابع ذکر شده تفاوت­های بیشتری را پیدا کنید. از آن­جایی که زن و مرد از لحاظ جسمی و روانی فرق دارند، پس باید تکلیف­شان نیز فرق داشته باشد؛ بر همین اساس تکلیف زن در اسلام کمتر ولی زودتر آغاز می­شود و تکلیف مرد بیشتر ولی دیرتر آغاز می­گردد از آن­جایی که تکلیف زن و مرد مشابه نیست، پس قهراً باید حقوق­شان هم مشابه نباشد، ولی مساوی باید باشد؛ زیرا هر دوی این صنف، بشر محسوب می شوند.
 
با در نظر داشتن اين معنا كه تمامى افراد بشر داراى فطرت انسانی هستند، بنابراین آن­چه فطرت اقتضا دارد اين است كه بايد حقوق و وظايف يعنى گرفتنى­ها و دادنى­ها بين افراد انسان مساوى باشد، و اجازه نمى دهد يك طائفه از حقوق بيشترى برخوردار و طائفه­ ديگر از حقوق اوليه خود محروم باشد.
 
ليكن مقتضاى اين تساوى در حقوق، كه عدل اجتماعى به آن حكم مى­كند، اين نيست كه تمامى مقام هاى اجتماعى متعلق به تمامى افراد جامعه شود (و اصلا چنين چيزى امكان هم ندارد) چگونه ممكن است بچه­، در عين كودكي­اش و يك مرد سفيه نادان در عين نادانى خود، عهده دار كار كسى شود كه هم در كمال عقل است، و هم تجربه­ها در آن كار دارد ... تساوی بین صالح و غیر صالح، هم صالح را تباه می کند و هم غیر صالح را.(تفسیر المیزان، ج2، ص413)
 
بر همین اساس، از آن­جایی که زن از لحاظ جسمی ضعیف­تر است ، تکلیف جهاد از دوش او برداشته شده است. از آن­جایی که نفقه او برمرد واجب است، سهم ارث او نصف مرد است و از آن­جایی که تکلیف به او کمتر سپرده شده ، شهادت دو زن در دادگاه پذیرفته می­شود و مباحثی از این قبیل همه و همه از تفاوت های فیزیولوژیک و روانی میان زن و مرد نشأت می­گیرد که این یعنی عدالت؛ « یعنی هر صاحب حقی به حق خود برسد، هرکس به قدر وسعش پیش برود، نه بیش از آن» ( تفسیر المیزان، ج2، ص414)
 
در این میان شاید در مورد عدالت آفرینش و حق و تکلیف زن و مرد سؤالی در ذهن پیش بیاید که این سؤال و پاسخ آن را از منظر علامه طباطبايی شرح می­دهیم: « اگر بگويى اين همه ارفاق كه اسلام نسبت به زن كرده، كار خوبى نبوده است. براى اينكه همين ارفاق­ ها زن را مفت­خور و مصرفى بار مى­آورد. درست است كه مرد حاجت ضرورى به زن دارد، و زن از لوازم حيات بشر است؛ ولى براى رفع اين حاجت لازم نيست كه زن، يعنى نيمى از جمعيت بشر تخدير شود و هزينه زندگي­اش بر گردن نيمى ديگر بيفتد، چون چنين روشى همان­طور كه گفتيم زن را انگل و كسل­ بار مى­آورد و ديگر حاضر نيست سنگينى اعمال شاقه را تحمل كند، و در نتيجه موجودى پست و خوار بار مى­آيد، و چنين موجودى به شهادت تجربه، به درد تكامل اجتماعى نمى­خورد. در پاسخ مي­گوييم: اين اشكال ناشى از اين است كه بين مسئله قانون­گذارى و اجراى قانون، خلط شده است. وضع قوانينى كه اصلاح­گر حال بشر باشد مسئله اي است، و اجرای آن به روشى درست و صالح بار آمدن مردم با تربيت شايسته، امرى ديگر. اسلام قانون صحيح و درستى دراين باره وضع كرده بود و ليكن در مدت سير گذشته اش (يعنى چهارده قرن )، گرفتار مجريان غير صالح بود، اوليايى صالح و مجاهد نبودند تا قوانين اسلام را به­طور صحيح اجراى كنند. نتيجه اش هم اين شد كه احكام اسلام تأثر خود را از دست داد، و تربيت اسلامى (كه در صدر اسلام، مردان و زنان نمونه و الگوى بار آورد) متوقف شد، و بلكه به عقب برگشت .» ( تفسیر المیزان، ج2، ص416)
 
پس کسانی که به قوانین اسلام خورده می گیرند باید دوره ای از ادوار گذشته اسلام را نشان دهند که در آن دوره تمامی قوانین اسلامی اجرا شده باشد و مردم با خوی اسلام بار آمده باشند و این قوانین زنان را تخدیر کرده باشد و چنین دوره ای هرگز برای اسلام پیش نیامده است.
 
در نهایت اينكه اسلام تکلیف زن را کم­تر قرار داده تا از تکلیف اصلی­اش باز نماند، تکلیف و رسالتی پیامبرگونه؛ بدین معنا که رسالت پیامبران تربیت انسان بود و رسالت زن نیز همین است؛ تربیت انسان به حکم انسان بودنش مي باشد.
 
امام خمینی می فرمایند: «از دامنِ زن، مرد به معراج می رود.» و درجایی دیگر می فرمایند:« و نیز قرآن کریم انسان ساز است و زنان نیز انسان ساز». روایتی مهم درباره تکلیف زن در الدرالمنثور كه بيهقى از اسما بنت يزيد انصارى روايت كرده كه نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) شرف­یاب شده در حالى كه آن جناب در بين اصحابش قرار داشت، اسما عرضه داشت: پدر و مادرم فدايت باد، من از طرف زنان خدمت شما آمده­ام­. يا­رسول الله جانم به فدايت، بِدان كه هيچ زنى در شرق و غرب از آمدن من به نزد تو خبردار نشده، مگر آن كه نظريه­اش مثل همين نظريه­اى است كه من عرض مى­كنم.
 
خداى تعالى تو را به حق مبعوث كرد به سوى مردان و زنان ( عالم ) و ما به تو ايمان آورديم، و به معبود تو كه تو را فرستاده نيز ايمان آورديم، و ما طايفه زنان محصور در چهارديوارى خانه­ها، و تحت سيطره مردان هستيم و در عين حال پايه و اساس خانه و زندگى شما مردانيم اين مایيم كه شهوات شما را بر مى­آوريم، و به فرزندان شما حامله مى­شويم، و اما شما مردان در دين اسلام برترى­هايى بر ما يافته­ايد، شما به نمازهاى جمعه و جماعت و به عيادت بيماران و به تشييع جنازه مى رويد. همه ساله مى­توانيد پشت سر هم به حج برويد، و از همه اين­ها ارزنده­تر اينكه شما مردان مى­توانيد در راه خدا جهاد كنيد، و چون شما به سوى حج و يا عمره و يا به سوى جهاد مى­رويد ما اموال شما را حفظ مى­كنيم، و براى شما پارچه مي بافيم، تا لباس برايتان بدوزيم، و اموال شما را تر و خشك مى كنيم (در نسخه اى ديگر آمده اولادتان را تربيت مى كنيم ). پس آيا در اجر و ثواب با شما شريك نيستيم؟
 
حضرت با همه رخسارش روى به اصحاب خود كرد و سپس فرمود: آيا سخن هيچ زنى بهتر از سؤال اين زن درباره امر ديني­اش شنيده ايد؟ عرضه داشتند: يا رسول الله، هيچ احتمال نمى­داديم زنى به چنين مطالبى راه پيدا كند، آن­گاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) متوجه آن زن شد، و سپس به وى فرمود: اى زن برگرد، و به همه زنانى كه اين سؤال را دارند، اعلام كن كه همين كه شما بخوبى شوهردارى كنيد، خشنودى او را بدست آوريد و تابع موافقت او باشید، اجر همه اين­ها معادل است با اجر همه آن­هايى كه براى مردان شمردى. زن برگشت در حالى كه از شدت خوشحالى مكرر مى­گفت : لا اله الا الله ، الله اكبر. (تفسیر المیزان، ج4،ص553و554)
پربازدیدترین آخرین اخبار