دام خبردرمانی؛ صعود قیمت نفت و بازگشت دگرباره دیپلماسی!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، به طور سنتی، دیپلماسی ابزاری در دست بازیگران عرصه بینالملل است تا به وسیلهی آن منافع ملی خود را تامین کنند. با این حال کارکردهای دیگری نیز از این ابزار به چشم میخورد که از جملهی آن میتوان به «فریب»، «توقف نبرد در جهت بازآرایی» و از همه مهمتر «مدیریت تنش» در جهت کاهش فشارها استفاده کرد.
شگردهایی که همواره واشینگتن در برابر ایران از آن بهره برده و از همین روست که هرگاه فشارهای نظامی از طریق تصعید تنش و یا اقتصادی به وسیله افزایش قیمت انرژی پدیدار میشود زمزمههای بازگشت دیپلماسی، برقراری اجلاسها و سفر هیئت پاکستانی و قطری به گوش میرسد. پدیدهای که میتوان از آن به «دام خبردرمانی» یاد کرد. به معنای دیگر، ابزار دیپلماسی در صحنه کنونی، نه به ابزاری برای تامین منافع ملی ایران که به ابزاری برای مدیریت این کشور در راستای منافع واشینگتن بدل شده است.
فتوحات انصارالله و صعود نفت
این روزها در حوالی دریای سرخ و تنگه بابالمندب که از نقاط ژئواستراتژیک جهان به شمار میرود، فتوحات انصارالله یمن که در حدود بیش از 4000 کیلومتر از مناطق غربی و ساحلی این کشور از جمله شهرهای ذباب، الخوخه، بندر المخا، جزایر میون، زقر، حنیش الکبری و حنیش الصغری و... در کنترل این بازیگر محور مقاومت قرار گرفته، صحنه تحولات منطقهای را دگرگون کرده و عملا کنترل کامل انصارالله بر تنگه بابالمندب را به دنبال داشته است. از همین روست که گاردین این تحولات در دریای سرخ را «فاجعهای راهبردی» برای عربستان سعودی و آمریکا توصیف کرده است.
در واقع میتوان گفت کنترل ایران بر تنگه هرمز که از روزهای آغازین نبرد رمضان میسر و قیمت نفت را به یک «اهرم فشار» بر علیه ایالات متحده مبدل ساخته بود، در کنار تسلط انصارالله بر تنگه بابالمندب منجر به آن شد که دو آبراه بینالمللی جهان زیر سیطره محور مقاومت قرار بگیرد.
به موازات این تحولات، هدف قرار گرفتن خط لولهی نفت شرق به غرب عربستان را باید افزود که با افزایش احتمال تصعید تنش در منطقه، منجر به افزایش قیمت نفت شد، تا بدانجا که قیمت نفت برنت تا 110 دلار هم افزایش یافت و به گزارش رویترز، برای اولین بار در آمریکا گازوئیل از 6 دلار فراتر رفت. با این همه، افتادن ایران در «دام خبردرمانی» روند افزایش قیمت نفت را به یکباره معکوس ساخت!
ترمز کشیدن دیپلماتیک!
روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی مدعی شد که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران هفته آتی در عمان در نشستی با همتایان خود در شورای همکاری خلیج فارس شرکت خواهد کرد که بر توافق برای تردد از تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی غیرقانونی آمریکا بر بنادر ایران متمرکز است. در پی انتشار این گزارش قیمت نفت خام برنت از ۱۱۰ دلار به کانال ۱۰۵ دلار رسید!
این خبر که مورد تایید بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه قرار گرفته در کنار تماس عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان با عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در عمل به مثابه پادزهر و ترمزی برای روند افزایش قیمت نفت در روزهای اخیر عمل کرده و این اهرم راهبردی ایران را از تب و تاب انداخته است.
این موضوع انتقاد کارشناسان را هم به دنبال داشت. مهدی خراتیان، تحلیلگر برجسته حوزه امنیت بینالملل درباره این نشست در صفحه X خود نوشت: «اگر سیاستمدار محترم به جای تهیه یک پروپوزال جامع با مشارکت قدرتهای بزرگ برای نظم پساجنگ و بدون تعریف جایگاه تنگه هرمز در این نظم و بدون نهایی کردن مسائل در مذاکرات پشت پرده، صرفا به این امید بسته است که از دل مذاکره با چند کشور عربی که همگی فاقد استقلال کافی هستند و بارها نشان دادهاند که نمیتوانند قراردادی با ایران مستقل از آمریکا امضا کنند (رجوع کنید به رفتار قطر در آزادی پولهای بلوکه شده و دهها مورد دیگر)، آبی برای ایران گرم شود، مرتکب خطایی هولناک شده است. انصارالله قرار نیست هر روز بابالمندب را تصرف کند و قرار نیست هر روز به تاسیسات نفتی سعودی حمله شود. فرصتها همیشگی نیستند.»
از طرف دیگر، اظهارات پزشکیان هم مُهر پایانی بود بر افزایش ریسکهای منطقهای که منجر به افزایش قیمت نفت شده بود. وی در گفتگو با یک رسانه هندی مدعی شد: «روز دوشنبه هفته جاری وزیران خارجه کشورهای عربی در مسقط جلسه دارند تا توافق عمان و ایران بر سر مسیر مشترک در تنگه هرمز در حضور آنها امضاء شود و به سازمان دریانوردی بین المللی اعلام شود.» حال مسئله اینجاست که اگر از این نشست نیز همانند تفاهمنامه اسلامآباد آبی برای ایران گرم نشود دستگاه دیپلماسی چه پاسخی برای خطاهای خود خواهد داشت؟
کارگزار منافع ایران باشید!
صریح و بیپرده باید بیان کرد که هر اقدام و دستورکاری که منجر به کاهش فشار در ساحات نظامی و اقتصادی بر ایالات متحده بشود حتی اگر اندکمنافعی از ایران را تامین کند که نخواهد کرد، چیزی جز خودزنی دیپلماتیک نخواهد بود. خطایی که دیپلماسی بارها مرتکب آن شده و به طور کلی آن را به یک کژکارکردی مبتلا ساخته است.
به سخن دیگر، در صحنهای از جنگ تابآوری ایران و آمریکا که طرف مقابل چشم به تاثیرگذاری محاصره دریایی و تحریمها بر اقتصاد و جامعهی ایران دوخته و در مقابل، ایران و محور مقاومت نیز از اهرم نفت به وسیله کنترل بر تنگههای راهبردی بهره میبرند، هرگونه اقدام، تماس و موضعی که کاهش قیمت نفت را سبب بشود منافع و امنیت ملی را به خطر خواهد انداخت.