موکب مردمی «محبالحسین» شهمیرزاد؛ روایت عشقی که از یک بستنی شروع شد+ فیلم و عکس
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، موکبی که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۵ آغاز کرد و در ایام اربعین، روزانه حدود پنج هزار بستنی، ۲ هزار نان قندی محلی و چهار هزار موهیتوی دستساز و طبیعی میان زائران سیدالشهدا (ع) توزیع میکند.
اما پشت این اعداد، قصهای متفاوت جریان دارد؛ قصه مردمی که بخشی از ایام اربعین خود را نه در مسیر پیادهروی، بلکه در خدمت به زائران سپری میکنند. مدیر اجرایی این موکب، حسن ذاکری، وقتی به سالهای ابتدایی فعالیت برمیگردد، روایتش را از جایی آغاز میکند که قرار نبود بستنی، محور اصلی پذیرایی باشد.

قصه از سال ۱۳۹۵ شروع شد
ذاکری با یادآوری نخستین سال فعالیت موکب، کمی به گذشته برمیگردد و میگوید برنامه اولیه چیز دیگری بود. قرار بود موکب بیشتر بر تهیه ناهار و شام برای زائران تمرکز داشته باشد؛ اما پیشنهاد یکی از دوستان، مسیر فعالیت موکب را تغییر داد.
به گفته او دامغانیان، یکی از بستنیفروشان شهر، پیشنهاد کرد بستنی هم به عنوان میانوعده در برنامه پذیرایی قرار بگیرد. پیشنهاد سادهای بود، اما عملی کردنش نیاز به تهیه شیر پاستوریزه و دیگر مواد اولیه داشت. آنها دست به کار شدند و مواد مورد نیاز را فراهم کردند.
آن سال، پاییز بود و هوای کربلا، بهخصوص شبها، سرد میشد. همین مسئله باعث شده بود بعضیها با تردید به ایده توزیع بستنی نگاه کنند.
ذاکری با یادآوری آن روزها میگوید برخی به آنها گفته بودند: «کسی اینجا بستنی نمیخوره.»
همین جملهها برای گروهی که تازه میخواستند کارشان را شروع کنند، استرس زیادی ایجاد کرده بود. اما نخستین توزیع که انجام شد، همه چیز برخلاف پیشبینیها پیش رفت.
استقبال زائران آنقدر زیاد بود که به تعبیر مدیر اجرایی موکب، بستنی کمکم وعدههای اصلی غذایی موکب را تحتالشعاع قرار داد. زائران از موکب انتظار بستنی داشتند و همین استقبال، باعث شد مسیر فعالیت موکب به سمت توسعه پذیرایی با بستنی تغییر کند.

قرار بود ۵۰۰ بستنی توزیع شود، اما...
اگر به روزهای نخست برگردیم، شاید هیچکس تصور نمیکرد این موکب روزی به توزیع روزانه پنج هزار بستنی برسد.
ذاکری میگوید برنامه اولیه آنها توزیع روزانه حدود ۵۰۰ بستنی بود. برنامهای محدود و متناسب با توان آن روزهای موکب.
اما استقبال زائران به قدری زیاد شد که خودشان را در برابر یک تصمیم تازه دیدند؛ یا باید حجم کار را افزایش میدادند یا بسیاری از زائرانی را که چشمانتظار بستنی بودند، دست خالی میگذاشتند.
آنها انتخابشان را کردند؛ افزایش توان و ادامه خدمت.
ذاکری وقتی از نخستین روزها حرف میزند، به آن لحظه برمیگردد؛ لحظهای که اولین بستنی به دست زائر رسید. میگوید حس عجیبی داشتند؛ نوعی بهت و ناباوری، حتی بغض راه گلویشان را گرفته بود.

اما شاید تأثیرگذارترین بخش این خاطره، مربوط به روز آخر حضورشان در کربلاست. تازه وقتی داشتند شهر را ترک میکردند، فرصت کردند بفهمند چه اتفاقی افتاده است.
ذاکری میگوید همانجا بود که بغضشان ترکید و حسابی گریه کردند؛ گریهای که شاید حاصل تمام خستگیها، فشارها و لحظههایی بود که در طول آن روزها فرصت نکرده بودند احساساتشان را زندگی کنند.
اینجا قرار نیست کسی فقط تماشاگر باشد
برای ذاکری، «محبالحسین» صرفاً یک موکب یا محل پذیرایی از زائران نیست. وقتی درباره انگیزه شکلگیری این مجموعه صحبت میکند، نگاهش از فعالیتهای روزمره فراتر میرود.
او معتقد است این موکب، موکبی است که خود سیدالشهدا (ع) به آن نظر داشته و افرادی که در آن حضور دارند، با تمام توان آمدهاند تا برای امام حسین (ع) خدمت کنند.
بعضی از خادمان حتی در ابتدا علاقه داشتند در مسیر پیادهروی اربعین حضور داشته باشند؛ اما ترجیح دادند این بار به جای قدم برداشتن در مسیر، خدمت به زائران را انتخاب کنند.
ذاکری در توضیح این نگاه میگوید: «کربلا را نه مقصد، بلکه مسیر میدانیم؛ مسیر ظهور منجی عالم، حضرت مهدی (عج).» شاید همین نگاه است که باعث شده برای بسیاری از خادمان موکب، ماندن پشت میز پذیرایی و آماده کردن بستنی و نوشیدنی، چیزی کمتر از حضور در مسیر پیادهروی نباشد.

پشت این ۵۰۰۰ بستنی، آدمهایی ایستادهاند
عدد پنج هزار بستنی شاید در یک گزارش فقط یک عدد باشد، اما برای کسانی که در تهیه، آمادهسازی و توزیع آن نقش دارند، پشت این عدد ساعتها کار و خستگی وجود دارد.
از تهیه مواد اولیه گرفته تا آمادهسازی، توزیع و پاسخگویی به حجم بالای مراجعهکنندگان؛ همه اینها نیازمند نیروی انسانی و البته انگیزهای است که با خستگی روزانه از بین نرود.
ذاکری در این بخش به عبارت «حبالحسین یجمعنا» اشاره میکند؛ همان عشقی که به گفته او باعث شده این مجموعه شکل بگیرد و خادمان دلی، با انگیزهای شخصی پای کار سیدالشهدا (ع) بایستند.
اما در کنار این عشق، یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد؛ این موکب کاملاً مردمی است.
به گفته مدیر اجرایی موکب، هیچ هزینه دولتی برای فعالیت آن صرف نشده است. هزینهها را مردم تأمین کردهاند؛ جوانان، پیرغلامان، خیرین و مردم شهمیرزاد، هرکدام به اندازه توان خود سهمی در این خدمت داشتهاند و در چند سال اخیر هم موکب هیئت ثارالله زنجان « هیئت حاج مهدی رسولی» نیز به کمکشان آمده است.
یکی یکصد هزار تومان کمک کرده و دیگری ۲۰ میلیون تومان. مبلغها متفاوت بوده، اما نیتها یکی بوده است.

ذاکری میگوید همه عاشقانه و در حد بضاعت خود کمک کردهاند و معتقد است در کنار تلاش مردم، حمایت و عنایت سیدالشهدا (ع) نیز شامل حال این مجموعه شده است؛ همان چیزی که به تعبیر او باعث شده فضای معنوی خاصی در موکب شکل بگیرد.
نان قندی و موهیتو؛ طعم دستهای مردم
فعالیت موکب به بستنی محدود نمانده است. نان قندی محلی شهمیرزاد و موهیتوی دستساز و طبیعی نیز بخشی از پذیرایی این مجموعه را تشکیل میدهد.
روزانه حدود ۲ هزار نان قندی محلی و چهارهزار موهیتو میان زائران توزیع میشود؛ محصولاتی که برای آمادهسازی آنها نیز نیروی انسانی و دقت زیادی لازم است.
اما وقتی از ذاکری درباره حس و حال پشت این کارها پرسیده میشود، پاسخ او باز هم به مردم برمیگردد.
از دعای کارگر شهمیرزادی که شاید نذرش مبلغ زیادی نباشد، اما با همان اندک، خودش را شریک این خدمت میکند.
از کسانی که هنگام رفتن از موکب میگویند «التماس دعا»؛ و از خود خادمان که شاید بیش از هرکس دیگری محتاج همان دعاها باشند.
ذاکری میگوید دعای قلبی آنها، دعای همین آدمهاست؛ کسانی که نذوراتشان را هرچند اندک میآورند و کسانی که دست خالی میروند، اما دعایشان را برای خادمان به جا میگذارند.
مسیر خدمت همیشه هموار نبوده است
پشت این ظاهر آرام موکب، سالها کار و پیگیری وجود دارد؛ جمعآوری نذورات، تهیه مواد اولیه، آماده کردن تجهیزات، تهیه خودرو برای حمل بار، گرفتن مجوزهای خروج از کشور و هماهنگیهای مختلف، تنها بخشی از چالشهایی است که تیم موکب با آنها روبهرو بوده است.
در عراق هم مشکلات کم نبوده؛ از پیدا کردن محل مناسب برای استقرار موکب گرفته تا تأمین برق مورد نیاز دستگاهها و فراهم کردن امکانات لازم برای پذیرایی از هزاران زائر.
ذاکری از این روزها که حرف میزند، از «چالش» به عنوان بخش جدانشدنی این کار یاد میکند؛ اما در نهایت، حرفش به یک نقطه برمیگردد: دلشان به آقا خوش بوده است.
به گفته او، همت و پشتکار خادمان در کنار لطف سیدالشهدا (ع) باعث شده امروز موکب محبالحسین شهمیرزاد به جایگاهی برسد که از جمله نخستین موکبهایی باشد که پذیرایی از زائران را در کربلا، در محدوده عمود ۲۷ و بابالطویریج، آغاز میکند.
هر لبخند، یک گره باز میکند
شاید سادهترین تصویر از نتیجه تمام این تلاشها، همان لحظهای باشد که یک زائر بستنی را تحویل میگیرد، مزه میکند و لبخند میزند.
یا لیوان موهیتو را میگیرد و خستگی مسیر را برای چند لحظه فراموش میکند.
برای خادمان موکب، همین لبخندها معنای بزرگی دارد.
ذاکری میگوید هر لبخند و رضایت زائر، گرهی را باز میکند؛ اما حاجت اصلی آنها چیز دیگری است.
او حاجت خود و مجموعه را ظهور امام زمان (عج) میداند و امیدوار است این حاجت به زودی محقق شود
تصویر یک شهر در یک موکب
اگر قرار باشد «محبالحسین» را تنها در یک تصویر خلاصه کنیم، شاید بهترین تصویر، جمع شدن آدمهایی باشد که هرکدام به اندازه توانشان چیزی آوردهاند؛ یکی پول، یکی وقت، یکی توان جسمی و دیگری تجربه و محبتش.
ذاکری موکب محبالحسین را تصویری از عشق به اهلبیت (ع) و همبستگی مردم خوب بخش شهمیرزاد میداند.
در سالهای اخیر، موکب هیئت ثارالله زنجان و هیئت حاج مهدی رسولی نیز در کمک و همراهی با این مجموعه نقش داشتهاند؛ همراهیهایی که نشان میدهد خدمت به زائران امام حسین (ع) مرزی میان شهرها و هیئتها نمیشناسد.
امروز، وقتی در عمود ۲۷ کربلا، هزاران بستنی میان زائران توزیع میشود، شاید کمتر کسی بداند همهچیز از یک تصمیم ساده در سال ۱۳۹۵ شروع شد؛ تصمیمی برای اینکه در کنار ناهار و شام، یک میانوعده هم به زائران داده شود.
قرار بود روزی ۵۰۰ بستنی توزیع شود؛ اما استقبال زائران، قصه را عوض کرد.
حالا روزانه پنج هزار بستنی، چهارهزار موهیتوی طبیعی و ۲ هزار نان قندی محلی، حاصل کار مردمی است که آمدهاند سهم کوچکی در پذیرایی از زائران سیدالشهدا (ع) داشته باشند؛ و شاید در نهایت، آنچه «محبالحسین» را تعریف میکند، نه تعداد بستنیها و لیوانهای موهیتو، بلکه همان بغضی باشد که سالها پیش در گلوی خادمان نشست؛ بغضی که روز آخر سفر ترکید و به اشک تبدیل شد.
اشک آدمهایی که تازه فهمیده بودند کاری که با چند صد بستنی شروع کرده بودند، حالا تبدیل به خدمتی شده است که هزاران زائر، هر سال، بخشی از خاطره کربلای خود را با آن به یاد خواهند آورد.