فیلم ماجراجویی در جزیره جیمز باند؛ موجسواری بر شوخیهای جنسی برای خلق یک کمدی سخیف!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، سناریوی فیلم به حدی ساده و کمرمق است که میتوان کلیت ماجرا را در چند دقیقه خلاصه کرد. به نظر میرسد نویسنده به جای تمرکز بر خلق موقعیتهای تازه و تقویت جنبههای کمدی، بیشتر بر حضور بازیگران شناختهشده تکیه کرده و از پرداخت ایدهای خلاقانه فاصله گرفته است.
سام درخشانی و محسن کیایی هرچقدر تلاش میکنند، نمیتوانند ضعف فیلمنامه را پنهان کنند. فیلم لحظات چندانی برای خنداندن مخاطب ندارد و سکانسی که بتواند تماشاگر را واقعاً سرگرم کند، به چشم نمیخورد.
غلبه شوخیهای جنسی بر کمدی
شوخیهای جنسی فیلم، بهویژه در بخشهایی مانند سکانس زندان، نهتنها به خلق موقعیت کمدی کمک نمیکند، بلکه بیشتر بر سطحی بودن اثر میافزاید. این شوخیها در خدمت ساخت یک کمدی اجتماعی نیستند و بیشتر به عنوان ابزاری برای جذب مخاطب به کار گرفته شدهاند.
دوران جذابیت صرفِ نمایش تابوشکنی، مشروب خوردن یا حضور شخصیتها با ظاهری متفاوت گذشته است و مخاطب امروز انتظار پرداخت دقیقتر و احترام بیشتری به شعور خود دارد.
فیلم مشخص نمیکند که قصد دارد تصویری اغراقآمیز از فقر ارائه دهد یا صرفاً از این موضوع به عنوان بستری برای خلق موقعیتهای کمدی استفاده کند.
مهیار حسن که از طریق ویدیوهای کمدی در فضای اینستاگرام به شهرت رسیده، در آثار کوتاه خود بامزهتر ظاهر شده است. همچنین اولگا لاورنتیوا، بازیگر نقش مایکلا، با بازی ضعیف و مصنوعی بر نقاط ضعف اثر افزوده است.
با وجود قابهای جذاب و طبیعت زیبای تایلند، فیلم نتوانسته ارتباطی میان ظرفیتهای بصری و روایت خود ایجاد کند و از این فضا استفاده مؤثری در پیشبرد قصه ندارد.
تصویری کلیشهای از مرد ایرانی
در این فیلم، مرد ایرانی تا حد زیادی شخصیتی سستعنصر و ضعیفنفس به تصویر کشیده میشود که در مواجهه با زنان خارجی دچار دستپاچگی است. این تصویر، کلیشهای و سادهانگارانه به نظر میرسد و پرداخت آن بیشتر به آثار کمدی سطح پایین شباهت دارد.
«ماجراجویی در جزیره جیمز باند» در نهایت اثری دمدستی به نظر میرسد که بیش از هر چیز بر عناصر آشنای کمدیهای تجاری تکیه دارد؛ اثری که ضعف فیلمنامه و نبود خلاقیت، مانع از شکلگیری یک تجربه کمدی ماندگار شده است.