اول مهر وقتی کوچهها دوباره بوی مدرسه گرفتند
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، اول مهر وقتی کوچهها دوباره بوی مدرسه گرفتند
صبح اول مهر که از راه میرسد، شهر حال دیگری پیدا میکند؛ کوچهها شلوغتر میشوند، خیابانها پر از خودروهای مدرسه و خانوادههایی است که دست کودکانشان را گرفتهاند و کیفهای نو، کفشهای واکسزده و لباسهای مرتب، خبر از شروع یک سال تحصیلی تازه میدهد.
برای بچهها اما اول مهر فقط یک روز در تقویم نیست؛ روزی است پر از حسهای متفاوت؛ روزی که بعضیها با شوق و لبخند راهی مدرسه میشوند و بعضی دیگر، بهویژه کلاس اولیها، با کمی اضطراب دست مادر و پدرشان را محکمتر میگیرند.
یکی از دانشآموزان در حالی که بند کولهپشتیاش را مرتب میکند، با هیجان با موسیقیروز اول دبستان شروع به خوشحالی و پایکوبی می کند. برای او مدرسه بیشتر از یک کلاس و نیمکت است؛ جایی برای خنده، بازی، یاد گرفتن و ساختن خاطراتی که سالها بعد هم از یاد نخواهد رفت.
کمی آنطرفتر، یک دانشآموز کلاس اولی با چشمانی که میان کنجکاوی و نگرانی در رفتوآمد است به در مدرسه نگاه میکند. لباس فرم برایش تازه است، کیفش هنوز بوی نو میدهد و مدرسه دنیایی ناشناخته است که قرار است از امروز بخشی از زندگیاش شود.
مادرها و پدرها هم در این صبح پاییزی حالوهوای خاص خودشان را دارند. بعضی با لبخند فرزندشان را تا مقابل مدرسه همراهی میکنند و بعضی دیگر، شاید کمی بیشتر از همیشه مکث میکنند؛ انگار دل کندن از کودکی که تا همین چند روز پیش بیشتر وقتش را در خانه میگذراند، آسان نیست.
در میان این هیاهو صدای زنگ مدرسه که بلند میشود، همه چیز رنگ تازهای میگیرد. بچهها یکییکی وارد حیاط میشوند؛ بعضی با دوستان قدیمی همراه میشوند و بعضی دنبال نام و چهرهای آشنا میگردند. معلمها به استقبالشان میآیند و مدرسه، پس از ماهها سکوت دوباره پر از صدای خنده و گفتوگو میشود.
اول مهر برای هر دانشآموز یک معنای متفاوت دارد. برای یکی آغاز نخستین تجربه مدرسه است برای دیگری شروع یک سال تازه و برای دانشآموزی دیگر، فرصتی برای رسیدن به آرزوهایی که از سال گذشته در ذهنش مانده است.
اما شاید وجه مشترک همه این بچهها، امیدی باشد که در نگاهشان دیده میشود؛ امید به یک سال بهتر، دوستهای تازه، موفقیتهای بیشتر و روزهایی که قرار است در کنار هم تجربه کنند.
مدرسهها امروز دوباره جان گرفتهاند؛ نیمکتها پر شدهاند، تختهها آمادهاند و دفترهای سفید، منتظر نخستین کلمات سال تحصیلی هستند.
اول مهر آمده است تا یک بار دیگر به شهر یادآوری کند که زندگی فقط در شلوغی خیابانها و رفتوآمد بزرگترها خلاصه نمیشود؛ گاهی صدای خنده یک کودک در حیاط مدرسه، سادهترین تصویر از شروع دوباره و امید به آینده است.
حالا زنگ مدرسه به صدا درآمده و بچهها قدم در سالی تازه گذاشتهاند؛ سالی که شاید پر از درس و امتحان باشد، اما در کنار همه اینها، قرار است پر باشد از دوستی، تجربه، کشف کردن و خاطرههایی که یک روز، خودشان بخشی از خاطرات کودکیشان خواهند شد.