کد خبر:۱۴۶۴۴۱
قدرت ايدئولوژيك نظام، بنيادي ترين مولفه نظام
مؤلفه قدرت و كارآمدي فرهنگي-اجتماعي و ايدئولوژيك، بنياديترين مؤلفه قدرت نظام برآمده از انقلاب اسلامي بوده و هست.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، مجتبی شجاعی؛ پس از گذشت بيش از سه دهه از انقلاب، كماكان سپهر «فرهنگ» بارزترين و برجستهترين چهره نظام است و به رغم اين واقعيت بعد از انقلاب (خصوصاً بعد از جنگ)، نظام از استعداد توليد و بازتوليد فرهنگي تقريبا پايين و نامتوازني به نسبت هجمه هاي فرهنگي دشمن برخوردار بوده است.
بالاخص اينكه در دوره اصلاحات بر اين ميزان افزوده شد؛ به بيان ديگر به مرور زمان تنها مؤلفه قدرت نظام، تبديل به تهديدزاترين و بحرانزاترين عرصه نظام شده است.
به اقتضاي ذات انقلاب و ماهيت نظام مقدس اسلامي ما، تلاش به اين سمت سوق داده شد كه رنگ فرهنگ ديني را بر تمامي مؤلفهها و عرصههاي ديگر بيفشانيم؛ اما باید به این نکته اشاره کرد که ضمن ناكافي بودن اين تلاش و تاثير پذيري اين حوزه از حوزه هاي ناميمون ديگر و دسيسه هاي بيروني، تمهيدي براي ممانعت از بازنمايي و بازتعريف ناهنجاري ديگر در سيماي فرهنگي نينديشيديم؛ از اين رو هر بيهنجاري و تهديدي، جامهاي فرهنگي بر تن كرد و ستون خيمه نظام را مورد هجمههاي گوناگون قرار داد.
در برهه اي از زمان تهاجم فرهنگي، در ادامه تهاجم و ناتو فرهنگي و كمي جلوتر تهاجم فرهنگي، ناتو فرهنگي، جنگ و تهديدات نرم در قالب هاي گوناگون ارتباطاتي و رسانه اي و ... . به سمت نظام سوق داده شد.
در واقع فرهنگ در نظام اسلامي ما ارزشها، هنجارها، دانش، هنر، عواطف، سلايق و در كنار هنجارها آداب و رسوم، قوانين و محصولات مادي و معنو ي ملت ماست، كه چيزي فارغ از دين، مذهب و اعتقاداتمان نبوده و نخواهد بود.
توجه به تاثيرات فرهنگ در نقش تعيين كنندگي آن در ساختارها و فراگردهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي نظام، چهره فرهنگي يافتن استراتژيهاي بزرگ نظام و از همه مهمتر تاكيدات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري، همچنین از سويي همت ويژه علما و حوزه هاي علميه در حوزه فرهنگ، بالاخص فرهنگ ديني و مذهبي گواه بر تاكيد و عزم نظام به فرهنگ و شاخه هاي مرتبط با آن است.
اما بايد اذعان داشت به رغم ميزان اقتدار و هژموني ايدئولوژيك نظام و همت و حميت در بخش اعظم نظام گاهی موتور حوزه فرهنگ در كشور ما ضعيف و كم تحرك طي مسير مي كند؛ كه شايد بتوان در حالت خوشبينانه حجم انبوه هجمه هاي فرهنگي را علت كليدي آن برشمرد.
اما در حالت واقع گرايانه علاوه بر علت فوق بايد به حضور مولفه هاي ديگري كه منجر به ضعف در حوزه فرهنگ بالاخص اغناي فرهنگي مي شود نيز اشاره كرد كه عدم نگاه فرهنگي برخي مديران به حوزه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، امنيتي و ... ، ناكارامدي آموزش ها در بخش فرهنگ، عدم دقت لازم در دانشگاه ها جهت الگوگيري و استفاده از كاركردها و ظرفيت هاي كلان حوزه هاي علميه، نقصان در به روز نمودن ارزش ها و ارائه تصوير صحيح از آنها، حركت سرسره اي فرهنگ به سمت پايين در عصر يخي اصلاحات، عدم توجه به علوم انساني در دانشگاه ها و ناكارآمدي توليدات فرهنگي و رسانه را از جمله كند كننده هاي سير فرهنگ برشمرد.
در كشور ايران كه متكثر و متاثر از خرده فرهنگ هاست و با آن رابطه تنگاتنگ فرهنگ با هويت ملي، تاريخي، فردي و جمعي به سبب امتزاج و اختلاط آن با هنجارها، ارزشها، آداب و رسوم و... ملت ايران، از چهره پيچيده (در عين لطافت و ظرافت) برخوردار است و همين پيچيدگي در عين حال كه مي تواند نقطه قوت باشد؛ در صورت عدم نگاه ظرافتمندانه مي تواند خود تهديدي بالقوه باشد.
درنظام جمهوري اسلامي ايران آرمان هاي والايي قراردارد كه در انديشه هاي حضرت امام خميني ( ره ) و مقام معظم رهبري موج مي زند. آرمانخواهي مردم متدين و انتخاب آرمان هاي ارزشمند توسط شهداي گرانقدر همگي نشان ازمنبع لايزال الهي آرمان ها مي دهد؛ كه همانا قرآن و عترت سرچشمه تمام آرمان هاي مقدس است.
اگر بپذيريم كه انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است؛ در واقع اصلي ترين دغدغه آن احيا باورها و ارزش هاي اصيل اسلامي بوده، ارزش هاي غربي منحط قبل ازخود را ترد كرده، و ارزش هاي مبتني براسلام را احيا مي كند.
ايدئولوژي الهي و اسلامي نظام جمهوري اسلامي يك ايدئولوژي و دين آسماني است كه مكاتب دست ساز بشري را به مقابله و رويارويي با آن برميخیزاند. عدم درك اين موضوع برخي را به تساهل سوق مي دهد؛ به گونه اي كه هرگز آنها را وادار به اتخاذ يك استراتژي صحيح براي حركت فرهنگي نمي كند؛ بنابراين لازمه خلق چشم انداز و بناي يك استراتژي قوي، فعال، پرتحرك، شناخت فرصت ها و تهديدات فرهنگي و باور به تهاجم فرهنگي دشمنان مي باشد.
در اينجا نگاه واقع بين يك نگاه اعتدال گراست؛ زيرا چشم را نه برداشته هاي فرهنگي خود و نه برتهديدات دشمن هرگز نمي بندد. متاسفانه در گذشته و گاها حال، سياستگذاران به جاي آن كه فرهنگ، اقتصاد، سياست و اجتماع را دريك سيستم ببينند؛ هركدام را به يك نظام مجزا تعريف كردهاند و هربخش بدون توجه به ديگر بخش ها و در نهايت همه بخش ها بدون توجه به مقوله فرهنگ، راهي را طي كردند كه هنجارها و ارزش هاي غير فرهنگي رواج گسترده اي پيدا كرد؛ درحالي كه اگر مي خواستيم به سمت احياي ارزش هاي انقلاب اسلامي و اهدافش حركت كنيم؛ بايد به رويكرد فرهنگي كل نظام توجه مي شد.
به نظرمي رسد يكي ازراهبردهاي اساسي كه مقوله فرهنگ را در مجراي اساسي خود قرار مي دهد و درواقع چشم انداز فرهنگی نظام محسوب مي شود؛ مهندسی فرهنگی می باشد؛ واژه اي كه درسال 1381 ازسوي مقام معظم رهبري دردستور كار شوراي عالي انقلاب فرهنگی قرار گرفت.
از طرفي ضرورت رصد فرهنگي؛ يعني وضعیت فرهنگی کشور را با يك نگاه عينيت گرا، هم درسطح فرهنگ عمومي و هم درسطح خرده فرهنگ هاي موجود درجامعه بررسي كنيم و با كالبد شکافی فرهنگی جامعه شناخت نسبت به آرمان ها بوجود ميآيد و درمرحله بعد تبديل آرمان ها به چشم انداز و سپس به اهداف و درنهايت سياستگذاري، برنامه ريزي و مدیریت فرهنگی ضروري است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰