روایت صدرا بهرامی رتبه ۹ کنکور ریاضی از ۱۰ ساعت مطالعه تا نقد نظام آموزشی +فیلم
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو از قزوین ؛ یک رتبه برتر کنکور معمولاً با عدد و رتبه معرفی میشود؛ رتبهای که حاصل ماهها و شاید سالها درس خواندن است و قرار است در نهایت مسیر ورود یک دانشآموز به دانشگاه را تعیین کند. اما پشت این عدد، داستان دیگری هم وجود دارد؛ داستان خانوادهای که باید برای منابع آموزشی هزینه کند، دانشآموزی که میان مدرسه، مؤسسات آموزشی و آزمونهای متعدد در رفتوآمد است و نظام آموزشیای که هر سال بخشی از قواعد بازی آن تغییر میکند.
صدرا بهرامی، رتبهبرتر گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی از قزوین ، حالا یکی از موفقترین دانشآموزان کنکور امسال محسوب میشود؛ اما وقتی از تجربه او و خانوادهاش میپرسیم، گفتوگو خیلی زود از «چگونه رتبه برتر شویم؟» به یک سؤال جدیتر میرسد: آیا رقابت کنکور برای همه دانشآموزان با امکانات برابر برگزار میشود؟
بهرامی قرار است در ادامه مسیر تحصیل، یکی از دو رشته مهندسی کامپیوتر یا مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف را انتخاب کند؛ انتخابی که هنوز درباره آن تصمیم نهایی نگرفته است. با این حال، روایت او از مسیری که طی کرده، تنها روایت موفقیت یک دانشآموز نیست؛ بلکه نقدی جدی به بخشی از ساختار آموزشی و شیوه رقابت دانشآموزان است.
رتبه برتر شدن با حذف زندگی به دست نمیآید
صدرا بهرامی درباره روزهای آمادگی برای کنکور میگوید: «برای رتبه تلاش بسیار زیادی کردم، اما در کنار درس تفریح هم داشتم؛ مهمانی میرفتم و سفر هم داشتم. روزانه بین ۸ تا ۱۰ ساعت مطالعه میکردم.»
این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در روزگاری که کنکور برای بسیاری از خانوادهها به یک رقابت فرسایشی تبدیل شده، تأکید یک رتبه برتر بر حفظ زندگی عادی قابل توجه است.
او معتقد است دانشآموز نباید تمام زندگی خود را قربانی یک آزمون کند و میگوید: «توصیه من به همسنهای خودم این است که زیاد سخت نگیرند و حتماً به زندگی و تفریحات خود برسند تا کم نیاورند. رتبه و کنکور و مسیر زندگی وابسته به کنکور نیست. شاید قسمت نباشد و نباید به خودشان سخت بگیرند.»
موبایل، فضای مجازی و جنگ؛ وقتی مطالعه ۱۰ ساعته به ۳ ساعت میرسد
بهرامی در کنار تلاشهایش، از موانعی که در مسیر مطالعه با آنها روبهرو شده نیز میگوید؛ موانعی که بخشی از آنها به سبک زندگی امروز و بخشی دیگر به شرایط کشور مربوط میشود.
وی موبایل و فضای مجازی را یکی از عوامل سختی دوران کنکور میداند و میگوید این فضا میتواند تمرکز دانشآموز را به هم بزند.
اما به گفته او، شرایط جنگی کشور نیز تأثیر قابل توجهی بر روند مطالعهاش گذاشت؛ تا جایی که میزان مطالعهاش از روزانه حدود ۸ تا ۱۰ ساعت به حدود سه ساعت رسید.
او تأکید میکند که با توجه به شرایط آن روزهای کشور، کاهش ساعت مطالعه برایش اتفاقی منطقی بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد حتی سختترین برنامههای مطالعاتی نیز نمیتوانند دانشآموز را از واقعیتهای اجتماعی و زندگی روزمره جدا کنند.
یک سؤال جدی؛ چرا کتاب مدرسه برای کنکور کافی نیست؟
شاید مهمترین انتقاد صدرا بهرامی به نظام آموزشی، فاصله میان آموزش رسمی مدارس و آن چیزی باشد که در کنکور از دانشآموز خواسته میشود.
او صریح میگوید: «با کتابهای وزارتی نمیشود رتبه آورد.»
بهرامی توضیح میدهد: «در دوران درس خواندن از کتاب و آزمونهای آموزشی خیلی کمک میگرفتم و از مؤسسات مختلف استفاده میکردم. اگر کسی توانایی مالی استفاده از این مؤسسات را نداشته باشد، نمیتواند در کنکور موفق شود؛ چون با کتابهای وزارتی اصلاً نمیتوان در کنکور رتبه آورد.»
به اعتقاد او، مسئله فقط تعداد کتابها نیست؛ بلکه فاصله میان آنچه دانشآموز در مدرسه آموزش میبیند و آنچه برای رقابت کنکور نیاز دارد، باعث شده استفاده از منابع خارج از مدرسه به یک ضرورت تبدیل شود.
بهرامی میگوید: «کنکور و کتابهای وزارتی شباهتی به هم ندارند و کنکور عادلانه نیست.»
اینجاست که مسئله از «روش مطالعه» فراتر میرود؛ اگر موفقیت در یک آزمون ملی تا حد زیادی به خرید کتاب، آزمون، کلاس و مشاوره وابسته باشد، دانشآموزی که توان مالی بیشتری دارد، طبیعتاً دسترسی متفاوتی به ابزار رقابت خواهد داشت.
پدر صدرا بهرامی : یک نفر ۱۰ برابر ما هزینه میکند، یک نفر یکدهم ما هم نمیتواند
پدر صدرا بهرامی نیز همین مسئله را یکی از چالشهای جدی رقابت کنکور میداند.
او میگوید: «ما برای صدرا هزینههای زیادی کردیم؛ اما یکسری ده برابر ما هزینه کردند و یکسری توانایی مالی ندارند و حتی یکدهم ما هم هزینه نکردند. عدالت این نیست.»
پدر این رتبهبرتر ادامه میدهد: «در گذشته این حجم از مؤسسات آموزشی نبود. الان رقابت تبدیل به هزینه شده، در حالی که قرار است استعداد علمی دانشآموزان سنجیده شود. خیلیها هزینههای آنچنانی میکنند.»
این نگاه، یک سؤال مهم را پیش روی نظام آموزشی قرار میدهد؛ آیا میتوان از عدالت در کنکور سخن گفت، وقتی کیفیت منابع آموزشی، تعداد آزمونها، کلاسها و خدمات مشاورهای که در اختیار دانشآموز قرار میگیرد، به توان اقتصادی خانواده وابسته است؟
امتحان نهایی آمد تا عدالت ایجاد کند؛ اما خودش به مسئله تبدیل شد
پرونده عدالت آموزشی اما فقط به مؤسسات کنکوری محدود نمیشود. در سالهای اخیر، افزایش سهم سوابق تحصیلی و برگزاری امتحانات نهایی در پایههای مختلف، یکی از بزرگترین تغییرات مسیر کنکور بوده است.
صدرا بهرامی میگوید: «تأثیر معدل کنکور یکی از آسیبهای جدی است. آزمون نهایی در سه سال واقعاً دشوار و اذیتکننده بود. سه سال نهایی دادیم و واقعاً اذیت شدیم و بعد تأثیر دو سال برداشته شد.»
او تغییر مداوم تصمیمات مسئولین را نیز یکی از مشکلات این مسیر میداند و میگوید: «تزلزل در تصمیمگیری مسئولین اذیتکننده بود. از نظر من امتحان نهایی پایه دوازدهم کافی است و نیازی به امتحان نهایی در پایه های دهم و یازدهم نیست.»
بهرامی در عین حال یک مطالبه مشخص را مطرح میکند: «خواسته من به نمایندگی از کنکوریها این است که تأثیر معدل یازدهم مثبت شود؛ چیزی که امکانپذیر است.»
پدر صدرا: دانشآموز را نباید با زور به سمت کنکور برد
اما در کنار ساختار آموزشی، خانواده نیز میتواند در موفقیت یا فرسودگی دانشآموز نقش مهمی داشته باشد.
پدر صدرا درباره سبک درس خواندن فرزندش میگوید: «صدرا درس را زوری نمیخواند. علاقه به درس داشت و خسته نمیشد و از درس خواندن لذت میبرد و زیاد به خودش فشار نمیآورد.»
او عامل مهم موفقیت صدرا را پیگیری و همراهی مادرش میداند و میگوید: «از موفقیت صدرا خوشحالم و آرزوی این لحظه را داشتم.»
اما توصیه او فقط به فرزند خودش محدود نمیشود: «به پدر و مادرهای کنکوری توصیه میکنم زیاد به فرزندانشان فشار نیاورند. بعضی از دانشآموزان مسیر موفقیتشان در کنکور نیست و نباید زور کرد و فشار آورد.»
پدر صدرا میگوید دوست دارد فرزندش در آینده شرکت خود را راهاندازی کند و موفق شود؛ آیندهای که الزاماً در رتبه کنکور یا نام یک دانشگاه خلاصه نمیشود.
وقتی چشموهمچشمی هم وارد رقابت آموزشی میشود
پدر صدرا همچنین معتقد است مسئله فقط پول و مؤسسات نیست و فضای رقابتی ایجادشده میان دانشآموزان نیز فشار مضاعفی به آنها وارد میکند.
او میگوید: «متأسفانه بار علمی دانشگاهها و مدارس نسبت به گذشته خیلی پایین آمده، رقابت و چشموهمچشمی خیلی از دانشآموزان را اذیت میکند و نباید به دانشآموزان فشار آورد.»
در چنین شرایطی، خانوادهها گاهی برای عقب نماندن از دیگران، به سمت کلاسها، آزمونها و خدمات آموزشی بیشتری میروند؛ چرخهای که میتواند هزینه رقابت را افزایش دهد و شکاف میان دانشآموزان برخوردار و کمبرخوردار را بیشتر کند.
برادر صدرا: امتحان نهایی هم معیار بینقصی برای سنجش نیست
برادر دو قلوی صدرا که خود دانشآموز رشته علوم تجربی است و کنکور داده است ، از زاویه دیگری به مسئله نگاه میکند.
او درباره شیوه مطالعه برادرش میگوید: «صدرا خیلی تلاش کرد، اما به جای ساعت زیاد مطالعه، تمرکز زیادی داشت و مطالعه مفید میکرد. ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ میخوابید.»
وی درباره نظام آموزشی معتقد است مشکلات ساختاری متعددی وجود دارد و میگوید: «در نظام آموزشی باگ زیاد است و رفع شدن همه آنها آسان نیست.»
برادر صدرا با اشاره به تغییرات نظام سنجش میگوید: «گفتند کنکور عادلانه نیست و آمدند امتحان نهایی را اضافه کردند؛ اما امتحان نهایی که سلیقهای نمره میدهند، اصلاً معیار سنجش نیست و خودش عامل ناعدالتی است.»
وی ادامه میدهد: «تأثیر مثبت نهایی میتواند عامل عادلانهتر و سهلتر شدن سنجش باشد و واقعاً این شیوه رقابت برای دانشآموزان اذیتکننده و عامل فشار و افسردگی است.»
خانوادهای که پشت رتبه برتر ایستاد
در میان تمام انتقادها، خانواده بهرامی یک نقطه مشترک در روایت هر سه نفر است؛ خانوادهای که تلاش کرده فشار کنکور را به اجبار تبدیل نکند.
صدرا درباره فضای خانه میگوید: «فضای خانواده ما از امنیت، آرامش و همدلی سرشار بود و خیلی به من کمک کرد.»
همین نگاه را میتوان در صحبتهای پدرش نیز دید؛ جایی که موفقیت فرزند را نه نتیجه فشار و اجبار، بلکه نتیجه علاقه، پیگیری و همراهی میداند.
صدرا نیز از پدر، مادر و برادرش بابت حمایتهایشان تشکر میکند و در کنار آنها از عوامل مدرسه نیز بابت حمایتها و کمکهایشان قدردانی دارد.
از حل مسئله در ریاضی تا حل مسئله در زندگی
اما شاید میان تمام بحثهای مربوط به کنکور، یک نکته متفاوت در نگاه صدرا وجود داشته باشد؛ اینکه درس خواندن را صرفاً ابزاری برای گرفتن رتبه نمیداند.
او درباره ریاضی میگوید: «حل مسائل ریاضی به حل مسئله در زندگی کمک میکند و قدرت حل مسئله و مشکل را بالا میبرد.»
از این منظر، شاید ارزش آموزش فقط در نمره و رتبه خلاصه نشود؛ بلکه مهارتهایی که دانشآموز در مسیر یادگیری به دست میآورد، میتواند در سالهای بعد زندگی نیز همراه او باشد.
صدرا میخواهد بخشی از آنچه یاد گرفته را به دانشآموزان محروم استان قزوین برگرداند
این رتبهبرتر کنکور در ادامه از تصمیم خود برای کمک به دانشآموزان کمبرخوردار استان خبر میدهد.
او میگوید: «من حاضرم به دانشآموزان محروم استان خودم، در صورت فراهم شدن فرصت، به صورت جهادی کمک کنم و در حوزه مشاوره به آنها کمک کنم.»
این پیشنهاد از سوی کسی مطرح میشود که خود در همین مسیر قرار داشته و از نزدیک با مشکلات منابع آموزشی، هزینهها، فشار کنکور و تغییرات مداوم قوانین مواجه بوده است.
«کنکور انتهای زندگی نیست»؛ اما برای خواستههایتان بجنگید
صدرا بهرامی در پایان پیام خود به دانشآموزان ایرانی را اینگونه بیان میکند: «کنکور انتهای زندگی نیست؛ ولی برای خواستههای خود بجنگید و هیچوقت ناامید نشوید. پاداش زحمتها و تلاشهای خود را خواهید گرفت.»
او در حالی این حرف را میزند که خودش یکی از موفقترین نتیجههای همین رقابت را به دست آورده است؛ اما برخلاف تصویری که شاید از یک رتبهبرتر انتظار داشته باشیم، روایت او صرفاً درباره ساعت مطالعه و تستزدن نیست.
روایت صدرا، پدر و برادرش در نهایت به یک پرسش اساسی ختم میشود؛ اگر قرار است کنکور و نظام سنجش، استعداد علمی دانشآموزان را اندازهگیری کند، سهم پول، دسترسی به مؤسسات، منابع آموزشی، شرایط خانوادگی و تصمیمهای متغیر سیاستگذاران در این رقابت چقدر است؟
پاسخ به این پرسش، شاید از خود رتبههای کنکور مهمتر باشد؛ چراکه پشت هر عدد، دانشآموزی ایستاده که قرار است آیندهاش را بر اساس نتیجه همین رقابت بسازد.
صدرا حالا باید میان مهندسی برق و مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف یکی را انتخاب کند؛ اما فارغ از اینکه کدام رشته را برگزیند، خودش یک پیام روشن برای نسل بعد از خود دارد: کنکور را جدی بگیرید، اما زندگی را به کنکور گره نزنید.