رئیسجمهور روزهای سخت ایران چه کسی بود؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ ۱۷ مهر ۱۳۶۰، امام خمینی (ره) حکم تنفیذ ریاستجمهوری مردی را صادر کرد که قرار بود برای سالهای طولانی، پرچم انقلاب اسلامی را برافراشته نگه داردودر بحرانیترین مقاطع تاریخ از این امانت الهی محافظت کند و در نهایت، جان شیرینش را فدای ایران کند؛ رهبر شهید و معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید علی خامنهای.

این، سومین دوره از انتخابات ریاستجمهوری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ انتخاباتی که برخلاف روال معمول، پس از پایان یک دوره ریاست جمهوری ۲۸ روزه در حالی که کشور درگیر جنگ و ناارامی بود برگزار میشد.
مروری بر اولین دولتهادر جمهوری اسلامی ایران
سال ۱۳۵۸ نخستین دولت با ریاستجمهوری فردی به نام ابوالحسن بنیصدر آغاز به کار کرد. ریاستجمهوری او حدود ۱۶ ماه طول کشید تا اینکه در خرداد سال ۱۳۶۰، مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی او برای ادامه حضور در این پست رأی داد و امام خمینی (ره) یک روز بعد او را از ریاستجمهوری عزل کرد
چندی بعد، انتخابات برای انتخاب دومین رئیسجمهور برگزار شد. فرد منتخب کسی نبود جز محمدعلی رجایی؛ سیاستمداری که به سادهزیستی و مردمی بودنش معروف شد. حکم ریاستجمهوری او در ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ از سوی امام خمینی (ره) تنفیذ شد. اما در همان روزها فعالیت گروههای تروریستی سازمان مجاهدین خلق شدت گرفته بود و موج ترور مسئولان کشور که از ماههای قبل آغاز شده بود، ادامهد ار شده بود. عمر ریاستجمهوری رجایی نیز بسیار کوتاه بود و تنها ۲۸ روز پس از تنفیذ، در هشتم شهریور ۱۳۶۰ با انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت اوبه پایان رسید؛ و حالا نوبت به انتخاب رئیسجمهوری جدید در کوتاهترین زمان ممکن رسیده بود؛ رئیسجمهوری که باید به خوبی از پس روزهای سخت وبحرانی بر میآمد

چرا رهبر شهیدمان در ابتدا با نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری مخالف بودند؟
رهبر شهید انقلاب در آن زمان یکی از مناسبترین گزینهها برای نامزدی ریاست جمهوری به شمار میرفتند، اما به دلایل مختلف در ابتدا حاضر به پذیرش این مسئولیت و شرکت در انتخابات ریاستجمهوری نبودند.
شهید خامنهای (قدس سره) ترجیح میدادند فرد دیگری این مسئولیت را بر عهده بگیرد
علاوه بر این، ایشان در شرایط جنگی آن زمان «نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع» بودند و از پیش در مسائل دفاعی و جنگ حضور مستقیم داشتند و تمایل داشتند در شرایط حساس و جنگی کشور، همچنان در همین حوزه به فعالیت خود ادامه دهند و از این طریق به مردم و کشور خدمت کنند.

ماجرای ترور نافرجام
رهبر شهید انقلاب در ششم تیرماه ۱۳۶۰، در حالی که پس از نماز ظهر در مسجد ابوذر تهران مشغول سخنرانی و پاسخ به پرسشهای حاضران بودند، مورد سوءقصد قرار گرفتند و بهشدت مجروح شدند. در اثر این سوءقصد، دست راست ایشان آسیب جدی دید و آثار این جراحت باقی ماند.
همین وضعیت جسمانی در زمانی که پیشنهاد نامزد شدن برای ریاستجمهوری به ایشان داده شد یکی از دلایلی که باعث شده بود تمایلی به شرکت در انتخابات نداشتند اوضاع جسمی به وجود آمده پس از آن واقعه بود هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۲۱ شهریور ۱۳۶۰ نوشته است:
ایشان بعد از قائله ترور هنوز جراحت داشتندو به راحتی نمی توانستند از دستشان استفاده کنند ادر این شرایط کاندیدای مناسبی غیر از ایشان نداریم که مسئولیت را بر عهده بگیرد .»

آقای خامنهای بعدازظهر به دفتر من آمد ایشان را برای پذیرفتن ریاست جمهوری قانع کردم.
عصر همان روز در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی تصمیم نهایی درباره کاندیداتوری ایشان گرفته شد

روزی که رهبر شهیدمان رئیس جمهور شدند
دوران ریاستجمهوری آیتالله خامنهای (قدس سره) از همان ابتدا در شرایطی ویژه آغاز شد. پس از شهادت رئیس جمهور سابق در هشتم شهریور ۱۳۶۰، کشور باید در کوتاهترین زمان ممکن خود را برای انتخاب رئیسجمهور جدید آماده میکرد. به همین دلیل، روند ثبتنام نامزدها، بررسی صلاحیتها و تبلیغات انتخاباتی در فاصلهای کوتاه انجام شد و حدود یک ماه بعد، یعنی دهم مهر ماه ۱۳۶۰، سومین دوره انتخابات ریاستجمهوری برگزار شد.

در این انتخابات چهار نامزد اصلی حضور داشتند؛ امام خامنهای، سیدعلیاکبر پرورش، حسن غفوریفرد و سیدرضا زوارهای. پس از اعلام صلاحیتها، گروهها و شخصیتهای مختلف سیاسی نیز حمایت خود را از نامزدی آیتالله خامنهای اعلام کردند
سرانجام پس از اعلام نتایج، بیش از ۱۶ میلیون و ۸۴۷ هزار رأی به صندوقها ریخته شد و آیتالله خامنهای با کسب ۱۵ میلیون و ۹۰۵ هزار و ۹۸۷ رأی، یعنی حدود ۹۵ درصد آرای مأخوذه، به عنوان سومین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند.
مراسم تنفیذ تاریخی
هفدهم مهر ۱۳۶۰، تنها هفت روز پس از برگزاری سومین دوره انتخابات ریاستجمهوری، نوبت به تنفیذ حکم رئیسجمهور منتخب رسید. مراسم در روز عید قربان و در جماران برگزار شد؛ جایی که جمعی از مسئولان عالیرتبه کشور، اعضای دولت، نمایندگان مجلس، اعضای شورای نگهبان، فرماندهان نظامی، خانوادههای شهدا و خبرنگاران داخلی و خارجی حضور داشتند.
در آغاز مراسم، سیداحمد خمینی نامههای وزیر کشور و شورای نگهبان درباره صحت انتخابات را برای حاضران قرائت کرد و پس از آن، متن حکم تاریخی امام خمینی (ره) درباره تنفیذ ریاستجمهوری حضرت آیتالله خامنهای خوانده شد.
رئیس جمهور متخب از نگاه امام (ره)
رهبر شهیدمان از نگاه امام خمینی (ره) یکی از شایستهترین چهرهها برای اداره امور کشور در آن مقطع حساس بودند و از سخنانی که امام درباره ایشان به زبان میآوردند، میشد فهمید که تا چه شهید خامنهای را به آرمانها و مسیر انقلاب نزدیک میدانستند.
امام خمینی (ره) در متن حکم تنفیذ ریاستجمهوری، ایشان را «رئیسجمهوری متعهد و مبارز، در خط مستقیم اسلام و عالم به دین و سیاست» توصیف کرده بودند و در سالهای بعد نیز هر بار که درباره رئیسجمهور وقت سخن میگفتند، از ویژگیهای خاص و شایستگیهای ایشان یاد میکردند.
یک سخنرانی جالب دارند که در آن، درباره امام شهیدمان با مردم سخن میگویند و تعبیر بسیار صریحی درباره ایشان به کار میبرند: «اگر گمان بکنید که در تمام دنیا... یک نفر را مثل آقای خامنهای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بنای قلبیاش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمیکنید.»
رهبر شهید چند سال رئیس جمهور ایران بودند؟
ریاستجمهوری شهید خامنهای قدس سره در مجموع هشت سال ادامه پیدا کرد؛ هشت سالی که بخش عمده آن با جنگ تحمیلی و شرایط سخت اقتصادی و سیاسی کشور مصادف بود. با این حال، دوره نخست ریاستجمهوری ایشان به شکلی پیش رفت که مردم در انتخابات دوره بعد نیز مجددا با رأیی قاطع ایشان را برای ادامه این راه برگزیدند.

در دور بعدی انتخابات که در ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ برگزار شد، ایشان با کسب ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۲ رأی از مجموع ۱۴ میلیون رأی مأخوذه، یعنی حدود ۸۵ درصد آرا، بار دیگر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند
این هشت سال چگونه گذشت؟
هشت سال دوران ریاستجمهوری شهید خامنهای (قدس سره) به دلیل شرایط خاص کشور، دورهای بود که مسئولیتهای ایشان تنها به جایگاه ریاستجمهوری محدود نمیشد. کشور درگیر جنگ بود و ساختارهای جمهوری اسلامی نیز هنوز در حال شکلگیری و تثبیت بودند. ایشان در طول این سالها، همزمان با ریاستجمهوری، به عنوان رئیس شورای عالی دفاع فعالیت میکردند؛ و در سالهای پایانی جنگ نیز ریاست شورای عالی پشتیبانی جنگ بر عهده ایشان قرار گرفته بود. با وجود این حجم از مسئولیت، ارتباط مستقیم با مردم به شدت برایشان مهم بودو دیدار با اقشار مختلف مردم و خانوادههای شهدا، سفر به استانها و مناطق مختلف کشور، بازدید از مراکز و طرحها و پیگیری مسائل مردم و مشکلات مناطق از جمله برنامههای مستمر ایشان بود. در برخی از این سفرها، مسائل اقتصادی، موضوعات مربوط به مسئولان محلی، پیگیری میشد و حضورشان در جبهههای جنگ و دیدار با رزمندگان نیز در همین دوران ادامه داشت.

در حوزه اقتصادایشان به نقش مردم در فعالیتهای اقتصادی و کاهش تصدیگری دولت باور داشتند؛ موضوعی که در دوران ریاستجمهوریشان گاها به اختلافنظر با نگاه اقتصادی دیگر مسئولان منجر میشد. در برنامههای مطرحشده برای دوره دوم ریاستجمهوری، موضوعاتی مانند واگذاری بخشی از امور به مردم، تقویت بخش تعاونی، مشارکت کارگران در کارخانهها، توسعه صادرات غیرنفتی و کاهش وابستگی به درآمد نفت مطرح شده بود. با این حال، به دلیل ساختار قانون اساسی آن زمان، بخش مهمی از اداره مستقیم اقتصاد کشور در اختیار نخستوزیر و هیئت دولت قرار داشت. بخش دیگری از فعالیتهای ایشان به سیاست خارجی مربوط میشد. رهبر شهیدمان در دوران ریاستجمهوری به کشورهای مختلف آسیایی، آفریقایی و عربی سفر کردند و در اجلاسهای بین المللی حضور پیدا میکردند حضور. یکی از ماندگارترین نمونهها، حضور ایشان در شهریور ۱۳۶۶ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود؛ جایی که در مقام رئیسجمهور ایران درباره جنگ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی و مواضع ایران سخنرانی کردند.

مجموع این تجربهها؛ از اداره امور کشور در شرایط جنگی و مواجهه با مسائل اقتصادی، تا حضور در عرصه بینالمللی و ارتباط مستقیم با مردم، بهخوبی نشان میداد که چرا چند سال بعد، پس از رحلت امام خمینی (ره)، بسیاری از اعضای مجلس خبرگان، ایشان را برای ادامه مسیر انقلاب برگزیدند و مسئولیت ۳۷ ساله را بر روی دوش ایشان گذاشتند.
رهبر شهید انقلاب سالها پرچم انقلاب اسلامی را برافراشته نگه داشتند و با تلاشی بیوقفه، همان آرمانها و مسیر را با صلابت ادامه دادند؛ مسیری که در نهایت، بهای سنگین این مسئولیت را با جان شیرین خود پرداختند و در محل کارشان به شهادت رسیدند.