کد خبر:۱۴۷۰۴۶
يادداشت//
تبليغ گفتمان سكولار؛ چالش جدي انقلابهاي منطقه
تبلیغ گفتمان سکولار از جانب برخی کشورهای منطقهای و ایجاد انحراف در گفتمان اصیل اسلامی انقلابهای منطقه همچون توصیه نخست وزیر ترکیه به ملت مصر در خصوص انتخاب حکومت سکولار در ساختار سیاسی خود از چالشهاي جدي انقلابهاي منطقه است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، پرويز محمدي؛ تاریخ روابط بین الملل حکایت از روند شتابان آن از قرن 15میلادی به این سو دارد و همزمانی آن با پایان قرون وسطای مغرب زمین و شروع عهد رنسانس علمی همراه با پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی زمینه لازم را برای کشورهای استعماری اروپایی در قاره های دیگر جهان از جمله آسیا، آفریقا و آمریکا فراهم آورد.
هجوم همه جانبه امپریالیسم ابتدا به صورت غیر مستقیم از طريق ارتباطات اقتصادی زمینه لازم برای حضورمستقیم و اشغال نظامی کشورهای ضعیف را در قرن 19 میلادی فراهم آورد و استعمارگران اروپایی اقدام به اشغال نظامی تمام قاره افریقا، قاره آمریکا و بخش های گسترده ای ازقاره کهن آسیا ازجمله ایران رافراهم كردند.
اتمام جنگ جهانی اول و همزمانی آن با فروپاشی امپراطوری عثمانی، زمینه حضور مستقیم استعمارگران را در بلاد مقدس اسلامی فراهم آورد که از آن جمله حضور استعماری انگلیس در کشور عراق، فلسطین، مصر و حضور استعماری فرانسه در لبنان و سوریه به بهانه قانون قیومیت بر آمده از نظام ناعادلانه جامعه ملل را مي توان نام برد که منجر به اشغال اولین قبله گاه مسلمانان و حضور ناپاک صهیونیزم خون آشام در بیت المقدس اسلامی گردید و این غده سرطانی از طریق اقدامات فریبکارانه انگلیس و با حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد و با همراهی اکثر دول غربی و سکوت دولت های مسلمان و عربی در قلب بلاد اسلامی کاشته شد.
با اتمام جنگ جهانی دوم و به دلیل تحلیل رفتن قوای نظامی و اقتصادی دول استعمارگر ناشی از مصائب این جنگ و پرهزینه بودن حضور نظامی در سایر بلاد مستعمره و بدلیل رشد و گسترش فناوری و اطلاعات و عدم قبول افکار عمومی کشورهای جهان سوم، کشورهای چپاولگر اروپایی و غربی چاره کار را در دادن استقلال ظاهری به این کشورها دانسته، ولی در باطن با روی کار آوردن افراد وابسته، گروه های سکولار، طرفدارغرب یا شرق زنجیرهای وابستگی را بر تمام ارکان اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی بلاد اسلامی فراهم آوردند و آن چنان روحیه عزت و عظمت اسلامی بلاد و ممالک اسلامی را در دهه های اخیر به سخره گرفتند و آن چنان زخم بر قلب ملل اسلامی وارد نمودند که بلاد اسلامی در قبال جنایت ضد بشری اسرائیل جنایتکار و همراهی سران فاسد ممالک عربی چاره ای جز سکوت ندیدند.
ولی در اوج ناامیدی مسلمانان جهان و روند شتابان دسایس کشورهای وابسته واربابان غربی آنها، ظفرالهی به مدد ایجاد انقلاب های مردمی اسلامی، خواب گران استبداد داخلی و استکبار خارجی را چنان آشفته کرد و آنچنان روح عظمت و قدرت را بر بلاد اسلام مستولی کرد که یکی پس از دیگری عوامل دست نشانده غربی با حضور میلیونی جنبش اسلامی عرصه را خالی کردند و بن علی ها، قذافی ها، حسنی مبارک ها به زباله دان تاریخ پیوستند.
انقلاب های اسلامی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که شکل ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی و ضد استکباری آن هر روز بیشتر نمایان می شود، دشمنان بسیاری را در عرصه داخلی آن کشورها و در سطح منطقه ای آن و در سطح بین المللی پیدا نموده است و عوامل استبداد داخلی و استکبار خارجی در مرحله اول سعی بر توقف روند پرشتاب این حرکت های اسلامی را دارند و در مرحله بعد انحراف جنبش های بیداری اسلامی به سمت اهداف مادیگرایانه و گفتمان های غیر اسلامی را در دستور کار دارند.
با بررسی وقایع رخ داده و تلاش های دشمنان ملل اسلامی و برنامه ریزی های عمال داخلی و دول استکباری می توان در سه سطح خطر انحراف جنبش های اسلامی را مورد بررسی قرار داد .
در سطح داخلی کشور: 1) خسته کردن مردم و ایجاد روحیه نخوت و سستی در بیان عموم مردم و انقلابیون در جهت انحراف از اصول بنیادین انقلاب های اسلامی و ممانعت از حاکم کردن قوانین اصیل اسلامی.
2) ایجاد منازعات قومی، قبیله ای، مذهبی و قشری گری و دمیدن بر طبل افراطی گرایی اسلامی و تهجر گرایی جاهلانه که سبب دور افتادن از شعارها و گفتمان های اصیل اسلامی و عقب گرد تاریخی نسبت به آرمان های الهی می گردد.
3) نفوذ جریانات سکولار غیر مذهبی دست نشانده غرب در ارکان انقلابیون و خطر به انحراف کشیدن انقلاب های مردمی ممالک اسلامی و تغییر گفتمان اسلامی این جنبش ها به ماتریالیسم الحادی غرب گرایانه
4) خطر سطحی نگری و قانع شدن مردم و انقلابیون به تغییرات و رفرم های سطحی و مقطعی و عدم پیگیری اقدامات زیر بنایی اسلامی
5) خطر حذف نخبگان مصلح و یا بدنام کردن آنان از یک سو و خریدن و متمایل کردن افراد ضعیف و سست عنصر انقلابی از سوی دیگر زمینه را برای جولان افراد فاسد طرفدار غرب فراهم می آورد.
6) خطر سوق دادن انقلاب های اسلامی آرام منطقه به سمت خشونت های گسترده در سطح ملی و منطقه ای که زمینه لازم را جهت حضور و دخالت بیگانگان در تمامی ارکان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع درگیر انقلاب فراهم می آورد.
ب )در سطح منطقهای و بینالملل: 1) گسترش اختلافات قومی و مذهبی در بین ملل اسلامی منطقه که زمینه لازم را جهت حضور هر چه بیشتر استعمار فراهم می آورد.
2) دخالت کشورهای وابسته غرب در ناآرامی های کشورهای گروه مقاومت و گسترش هر چه بیشتر این ناآرامی در راستای اهداف صهیونیزم جهاني همچون دخالت عربستان و ترکیه در حوادث و ناآرامی های سوریه
3) تبلیغ گفتمان سکولار از جانب برخی کشورهای منطقه ای و ایجاد انحراف در گفتمان اصیل اسلامی انقلاب های منطقه همچون توصیه نخست وزیر ترکیه به ملت مصر در خصوص انتخاب حکومت سکولار در ساختار سیاسی خود
4) پشتیبانی نظامی، اطلاعاتی و سیاسی از برخی حکام فاسد بلاد اسلامی توسط برخي از كشورهاي منطقه همچون حضور نظامی کشورهای عربی طرفدار غرب در بحرین و کشتار عظیم ملت شیعه این کشور بدست خاندان آل سعود و آل خلیفه
5) استفاده از ابزار شورای امنیت، دیوان کیفری بین المللی و نهادهای حقوق بشر سازمان ملل در راستای اهداف غرب و در جهت حمایت از حکام خونریز وابسته ممالک درگیر انقلاب های اسلامی و ایجاد فشاربرکشورهای مستقل و حامی مقاومت منطقه از طریق مستمسک قرار دادن نا آرامی های موجود در این کشورها در پوشش دفاع از حقوق بشر و دموکراسی همچون دخالت غرب در سوریه وبی اعتنایی نسبت به کشتار مردم یمن وبحرین
6) اشغال نظامی کشورهای درگیر جنگ داخلی ناشی از انقلاب های اسلامی منطقه از جانب کشورهای غربی و تسلط بر ارکان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نظامی این کشورها همچون حضور کشورهای استکباری در لیبی
7) معرفی جنبش های اصیل مردمی اسلامی منطقه به عنوان حرکت های اعتراضی نسبت به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم منطقه از طریق ابزار رسانه ای بین المللی و منطقه ای غرب در پایان آن چیزی که انقلاب های اسلامی منطقه رابیمه می کند.
عنایات الهی به همراه حضور مردم در صحنه انقلاب و تاکید بر گفتمان های اصیل انقلابی اسلامی زمینه ساز شکست عمال داخلی و توطئه های خارجی می باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰