کد خبر:۱۴۸۶۰۴
فاطمه معصومه و ناگفتههای زندگی ایشان
فاطمه معصومه بهترین الگوی تربیتی برای داشتن فرزندانی صالح میباشند مقاله حاضر به زواياى ناگفته زندگى اين بانوىبزرگوار مىپردازد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سید علیرضا نجفیان از كرمانشاه؛ بانوى برتر فاطمه معصومه(س) از جهتشخصيت فردى و كمالات روحى در بين فرزندانموسى بن جعفر(ع) بعد از برادرش، على بن موسى الرضا(ع) در والاترين رتبه جاىدارد.
اين در حالى است كه بنا بر مستندات رجالى فرزندان دختر امام كاظم(ع) حداقل هجده تن بودهاند و فاطمه در بين اين همه بانوى مكرمه سرآمد بوده است.
حاج شيخ عباس قمى آنگاه كه از دختران موسى بن جعفر(ع) سخن مىگويد، درباره فاطمه معصومه(س) مىنويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آنها سيده جليلهمعظمه؛ فاطمه بنت امام موسى(ع) معروف به حضرت معصومه است».
اما شيخ محمد تقى تسترى در «قاموس الرجال» پا را فراتر مىنهد و فضيلت وى را نه تنها در بين دختران، بلكه پسران حضرت غير از امام رضا(ع) بىنظير مىداند و مىنويسد: «در ميان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان، بعد از امامرضا(ع) كسى همشاءن حضرت معصومه(س) نيست».
بىگمان اين نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسى بن جعفر(ع) بر برداشتهايى استوار است كه از متن روايات وارده از ائمه به دست آمده است؛ رواياتى كه مقام هايى را براى فاطمه معصومه(س) برشمردهاند مقامى كه نظير آن را براى ديگر برادران و خواهران وى ذكر نكردهاند و به اين ترتيب نام فاطمه معصومه(س) را در شمار زنان برتر جهان قرار دادهاند.
از اين روى لزوم تحقيق و تشريح پيرامون مراحل تربيت و مقامهاى معنوى و كمالات اخلاقى در حد ممكن دو چندانمىشود. دوران قبل از تولد «نقش مادر در شكلدهى به شخصيت فرزند» بديهى است تاثير شخصيت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمىتوان انكار كرد.
اين ويژگى در وجود فاطمه معصومه(س) نيز بروز يافت. او از هر دو طرف (پدر و مادر) فضايلى رابه ارث برد كه تنها برادرش على بن موسى الرضا(ع) آنها را به صورت كامل در خود جمع كرده بود و به نظر مىرسد بتوان سر برترى شخصيت والاى فاطمه معصومه(س) بر ديگر فرزندان حضرت موسى بنجعفر(ع) را در همين نكته يافت كه فاطمه معصومه(س) مانند برادرش از هر دو طرف پدر و مادر پاكيزهترين خصال و ويژگيها را به ارث برد.
البته بانوان پاكيزه ديگرى نيز كه افتخار همسرى موسى بن جعفر(ع) را يافتند، به فراخور حال خود قابل ستايشند؛ زيرا در شرايطى به خاندان امامكاظم(ع) پيوستند كه وابستگى به اين خاندان پيامدهاى احتمالى وخيمى را در پىداشت و علاوه بر فشارهاى اجتماعى و سياسى، فقر اقتصادى عادىترى روش حاكمان زمان عليه امام كاظم(ع) و خاندان پرشمارش بود.
با اين همه گويى «نجمه» ستاره زيباى بانوان موسى بن جعفر است كه به سانپرفروغترين ستارهها مىدرخشد و به راستى كه تمام فروغش را به دو پاكيزه گوهرش، على بن موسى الرضا(ع) و فاطمه معصومه(س) منتقل كرد.
مطالعه سيره ائمه گواهى مىدهد كه طهارت و پاكى مادر شرط اساسى براى گزينش مادران امامان بوده است و سعادتى كه نصيب فاطمه معصومه(س) شد اين بود كه مادرش، مادر على بن موسى الرضا(ع) نيز بود، لذا از هر نوع آلودگى در هر اندازهاش به دور ماند.
البته اين به معناى تاثير نداشتن تلاش و كوشش و تقواىالهى در وجود فاطمه معصومه(س) نيست، بلكه علاوه بر همه شايستگىهاى فردى كه در وجود خويش به وجود آورده بود، از اين عوامل نيز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقىو تكامل معنوى، اخلاقى و علمى سود مىبرد.
به نظر مىرسد براى پى بردن به نقش نجمه خاتون در تربيت فاطمه معصومه(س) كافىاست به شيوه انتخاب همسر از سوى امامان خصوصا اميرمومنان(ع) توجه كنيم؛ كه به برادرش عقيل فرمود: «انظر الى امراءه قدرتها الفحوله من العرب لاتزوجهافتلد لى غلاما فارسا.فقال له تزوج بام البنين الكلابيه، فانه ليس فى العرب اشجع من آبائها».
برايم زنى از بانوان شجاع عرب انتخاب كن كه فرزندى دلير به دنيا آورد. در جواب گفت: با امالبنين كلابيه ازدواج كن كه در عرب شجاعتر از پدرانش نيست. حاصل اين ازدواج تولد چهار فرزند به سان شير در شجاعتبود كه تا لحظه آخركنار امام حسين بن على عليهما السلام ماندند و جان خويش را نثار نمودند.
مادر فاطمه معصومه(س) نيز در روزگار خود بهترين زنان بود. از همين روى و براساس روياى صادقانهاى كه حميده، مادر امام كاظم(ع) ديده بود، نجمه را به عقد امام كاظم در آورد.
حميده خود بارها به امام كاظم(ع) درباره نجمه سفارش مىكرد و مىگفت: پسرم نجمه بانويى است كه هرگز بهتر از او نديدهام اين چنين شخصيتى قابليت داشت، بذر آسمانى را در جان پاكش پرورش دهد. چه گاه بذرهاى مردان صالح در مزبلههاى زنان ناشايست رشد مىيابند و دنيايى را با اعمال ننگين خويش به تباهى مىكشانند، اما جان پاك نجمه، بيست و پنجسال قبلامام رضا(ع) را با شرايط ويژهاى كه طبيعتا مىتوانست آثار خود را در تولدفاطمه(س) نيز بر جاى گذارد، به دنيا آورده بود.
نجمه از تولد رضا(ع) اينگونه ياد مىكرد: وقتى به فرزندم رضا(ع) حامله شدم، سنگينى حمل را احساس نمىكردم، هر وقت مىخوابيدم، صداى تسبيح و تهليل و تحميداز درون رحم به گوشم مىرسيد، از شنيدن صدا بيمناك مىشدم، بطورى كه از خوابمىپريدم، اما تا بيدار مىشدم، ديگر آن صدا را نمىشنيدم.
وقتى متولد شد دستهايش را بر زمين گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و لبهايش را تكان داد. همسرم، موسى كاظم(ع) وقتى وارد شد فرمود: اى نجمه كرامت پروردگارت گوارايت باد.
نكته جالب اينكه بعد از تولد رضا(ع) به نجمه خاتون لقب طاهره دادند كه بىشك براى مولود بعدى يعنى معصومه(س) مىتوانست موثر باشد.
نطفه اين روايت به آسمانى بودن انعقاد ائمه اشاره دارد كه آسمانى بودن جايگاه پاك را نيز مىطلبد، تا در دوران قبل از تولد علاوه بر خصلتهاى كامل پدر، خصوصيات پاك مادرى را نيز به وى منتقل كند و لذا ادعاى گزافى نيست كه بگوييم اگر على بن موسى الرضا(ع) آينه تمام نماى امام كاظم(ع) بود، فاطمه معصومه(س) نيز جلوهاى تام و كامل از سيماى پرفروغ مادرش نجمه است.
پاسخ به يك شبهه مرورى بر روايات نشان مىدهد كه هنگام ورود مادران ائمه كه غالبا از كشورهاى غير اسلامى بودند، ذهنيتى وجود داشت مبنى بر اينكه چنينزنانى كه سالها در ديار كفر بودهاند و جانشان با آيين كفر سيراب شده است، چگونه مىتوانند قابليت پرورش كودكانى را داشته باشند كه نماينده آيين پاكتشيعاند؟
البته هر يك از ائمه به مناسبتى به اين پرسشهاى ناگفته پاسخ گفتهاند. على(ع) درباره شهربانو فرمود: يا اباعبدالله لتلدن لك منها خير اهلالارض. اى اباعبدالله براى تو از اين زن بهترين اهل زمين متولد مىشود و بر اساس روياى صادقه مژده ازدواج شهربانو را از پيامبر دريافت كرد.
امام صادق(ع) درباره حميده فرمود: حميده مانند شمش طلاى خالص از ناپاكىها و ناخالصىها پاك است به خاطر كرامتى كه خدا نسبت به من و حجت پس از من عنايت حميده فرشتگان او را همواره نگهدارى كردند تا به من رسيد.
رسول خدا(ص) درباره مادر امام جواد(ع) فرمود: «بابى ابن خيره الاماءالنوبيه الطيبه» پدرم به فداى پسر برترين كنيزان كه از اهالى نوبه و پاكسرشت است.
در روايت اخير صريحا فرزند به مادر نسبت داده شده است كه بر صدق ادعاى ما گواهى مىدهد.
امام رضا(ع) دربارهاش فرمود: «قد خلقت طاهره مطهره.» مادر اين پسر پاكيزهآفريده شده است.
امام جواد درباره سمانه فرمود: نامش سمانه و بانويى است كه حق مرا مىشناسد. از بانوان بهشت است. شيطان سركش به او نزديك نمىشود و نيرنگ طاغوت كينهتوز در او نفوذ نمىكند. همواره مورد لطف و مراقبت چشم بيدار خدا و از مادران صديقان و صالحان چيزى كم ندارد.
امام هادى(ع) درباره «سليل» فرمود: «سليل، مسلول من الافات والعاهات والارجاس و الادناس.» سليل از هر آفت، نقص، پليدى و ناپاكى بيرون كشيده شده است.
نرجس مادر امام زمان(عج) كه اسلام را در عالم رويا پذيرفت و امام هادى(ع) باز فرزند را به او نسبت داد و فرمود: مژده باد تو را به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكمتش پر از عدل و داد كند.
اين طيف از روايات به صراحت نشان مىدهد كه ائمه طاهرين چنين سوال طرح شدهاى را پاسخ گفتهاند. حميده نيز چنين ذهنيتى را جواب داد و فرمود: هرگز بانويى بهتر از او (نجمه)نديدهام، البته در مقام اثبات نيز چنين اتفاقى بعدها روى داد و برخى محققان همين شبهات را درباره مادر امام زينالعابدين(ع) مطرح كردند و حتى با توجه به شبهه اصل ازدواج امام حسين(ع) با شهربانو را رد كردند.
غافل از اينكه در صورت صحت ادعاى آنان بايد صحت ازدواج مادران غالب ائمه از جمله امام زمان را انكار كرد.
به هر حال قبل از دوران تولد شخصيت نجمه كه از تولد امام رضا (ع) تا تولد معصومه(س) بيست و پنجسال به درازا كشيد، توانست آثار عميق خود را در فاطمه معصومه(س) بر جاى گذارد و او را در بين دختران و حتى تمام پسران غير از على بنموسىالرضا(ع) سرآمد كند.
بعد از تولد اعمالى كه عموم بانوان اهل بيت هنگام تولد و پس از آن براى كودكانشان انجام مىدادند، برگرفته از توصيههاى آسمانى همسرانشان بود كه نمايندگان امين الهى در زمين به شمار مىرفتند.
از اين روى آنچه انجام مىدادند، به عنوان سيره عملى مىتواند بخشى از حيات ديگر فرزندان را كه در هالهاى از بىخبرى و فراموشى قرار گرفتهاند، روشن سازد.
اين اعمال كه از لحظه تولد آغاز مىگشت، بارها توسط معصومين(ع) بيان شدهاند اما از دوران هر يك تنها مواردى خاصنقل شده است. درباره نجمه كه چگونه دو فرزندش را پرورش داد، نيز اخبارى بر جاى مانده است كه البته با توجه به خفقان حاكم بديهى است در حداقل ممكن باشد.
اما با اين فرض كه شخصيت، معنويت و تقواى نجمه خاتون در طول اين مدت ثابت و استوار بود، مىتوان اعمال و سيره وى را هنگام تولد امام رضا(ع) نسبت به خواهرش نيز گسترش داد.
از جمله صفات پسنديدهاى كه نجمه همواره به آن متخلق بود، عبادت و مناجات با پروردگار است.
وى آنچنان به عبادت عشق مىورزيد كه حتى مهر فرزند نيز نمىتوانست از عبادت بازش دارد. در آن ايام كه به فرزندش شير مىداد، روزى به بستگانش گفت: دايهاى بيابيد كه مرا در شير دادن يارى كند.
زنان از اين خواهش شگفتزده شدند و پرسيدند آيا شيرت كم شده است؟ پاسخ شنيدند كه: «لا اكذب والله ما نقص الدر ولكن على ورد من صلاتى و تسبيحى و قد نقص منذ ولدت.»
به خدا سوگند كه دروغ نمىگويم، ولى ذكرهايى در نماز و تسبيح داشتم كه از زمان تولد فرزندم از آنها كم شده است. چنين رفتارها و اعمالى مىتوانست پاكيزهترين و بهترين تاثير را در فرزند برجاى گذارد؛ چه كودكى كه جانش به همراه قطره قطره شير مادر با اذكار الهى سيراب مىشود، به والاترين جايگاه معنوى دست خواهد يافت.
مقامهاى حضرت معصومه(س) كودكى كه اينچنين مراحل تكامل را پيمود، آيندهاىدرخشان نيز داشت. فاطمه(س) با تكيه بر چنين پشتوانهاى توانست به مراحل عالى علم و معرفت دستيابد و به يگانه دوران خويش مبدل شود.
در اين بخش تنها به يكى از مراتب كمالى كه معصومه (س) به آنها دست يافت، اشاره مىكنيم و كمالات ديگر وى را به بخش دوم مقاله حاضر ارجاع مىدهيم.
1- عالمه با گذشت ايام، فاطمه معصومه(س) نيز دوران خردسالى را پشتسر گذاشت. در اين سالها محل رشد فاطمه معصومه(س) خاندانى بود كه او را با دريايى ازعلم و معرفت روبرو ساخت.
پدر، مادر و برادر كه هنگام تولد فاطمه معصومه(س)، جوانى 25 ساله بود، هر سه دست به دست هم داده، محيط تربيتى وى را به مكانى بهشتى مبدل كردند.
خبرى در برخى كتب نقل شده است كه به خوبى نشان مىدهد، فاطمه معصومه(س) زير نظر خانواده در كوتاهترين مدت ممكن مسير رشد در علوم را نيز پيمود و از كمالات روحى و معنوى بهرههاى فراوانى از پدر، مادر و برادر برد.
از اين روى در دوران كودكى به راحتى مىتوانست جوابگوى سوالهاى فقهى و دينى مردم باشد و همين امر كه نجمه فرزندش معصومه (س) را همانند امام رضا(ع) پرورش داده است و هر آنچه درباره فاطمه در روايات نيامده را مىتوان با عنايتبه اخبار مربوط به امامرضا(ع) دريافت.
يكى از اين دست روايات را حاج سيد نصرالله مستنبط به نقل از كتاب «كشف اللئالى» اينگونه ذكر مىكند: روزى گروهى از شيعيان وارد مدينهشدند تا سوالهاى خود را از امام موسى(ع) بپرسند.
اين كار روش معمول در تمامبلاد اسلامى بود كه ساليانه يا در اوقات مشخص از سال گروهى را راهى مىكردند تاسوالهاى دينى، وظايف شرعى و وجوهات را نزد امام ببرند.
آن سال نيز چنين كاروانى از يكى از شهرها به مدينه آمده بود. كاروان پس از ورود به مدينه به سوى خانه امام راه افتادند به اين اميد كه هم سوالات خود را بپرسند و هم ديدار حضرت نصيبشان شود. هر چه نزديكتر مىشدند، شوق ديدار افزونتر مىشد؛ تا اينكه جلوى در خانه حضرت رسيدند.
در زدند و اجازه ورود خواستند به آنان اطلاع دادند كه امام در مسافرت است. اندوه فراوان از اينكه نه امام را ديدهاند و نه پاسخ براى سوالات خود يافتهاند، رنجسفر را دوچندان كرد.
هر چند دلشان نمىخواست، ولى بايد خداحافظى مىكردند و اين كار را هم كردند، اسباب و اثاث خود را جمع كرده، عزم بازگشت نمودند. هواى مدينه سوزان بود، ناگهان دختركى شيرين زبان وخوش سيما از منزل امام سكوت سكوت سنگين كاروانيان را در هم شكست.
او سوالها را از آنان گرفت و با دقت تمام پاسخ يكايك نامهها را نوشت و نامهها را دوباره به آنها بازگرداند.
مردان بزرگ كاروان كه شايد هفتاد سال از عمرشان را در اين درگاه به مريدى گذرانده بودند، هرگز چنين صحنهاى را به ياد نداشتند، كودكى هشتيا نه ساله چگونه مىتوانست جواب سوالهاى فقهى را بدهد!
آنان در دل مىگفتند: جواب اين سوالها اگر آسان بود، همان علماى شهر مىدادند. سوالها اينقدر پيچيدهبود كه ما نزد امام آورديم، سبحان الله عجب خاندان پاكيزهاى.
شيعيان خسته از سفر اين بار با خوشحالى خاطرهاى شگفت كه خستگى سفر از يادشانبرده بود، از اهل بيت خداحافظى كردند و در ميان نسيم لطيفى كه از جانب مسجدپيامبر(ص) مىوزيد، آن خانه را ترك كردند.
خانهاى كه مدتى پيامبر(ص) در آنزندگى كرده بود و هنوز خاطره حضورش براى اهل خانه و مردم مدينه زنده بود. شيعيان كم كم از مدينه خارج شدند.
مردى، از فاصله دور سوارى را ديد، او راشناخت او امام موسى بن جعفر(ع) بود.وقتى نزديكتر رفتند سيماى امام را همه كاروانيان شناختند بىدرنگ پياده شدند و شتابان نزد ايشان رفتند.
خاطره دخترك ذهن همه را به خود مشغول كرده بود، به اين جهت در لحظات اوليه برخورد با امام داستان خود را با شور و شادى تمام بازگو كردند و دستخط دخترك را هم نشاندادند.
امام تا نامه را گشود سيمايش از شادى شكفته شد لبخند مليحى بر لبانش نقش بست، صورتش را به سوى شيعيانش را برگرداند و با همان لبخند آسمانى سه بار فرمود: «فداها ابوها»: پدرش به فدايش. اين روايتبر تسلط فاطمه معصومه(س) دختر خردسال موسى بن جعفر به مسائل سختولاينحل فقهى و دينى اشاره دارد.
البته عوامل ديگرى در رشد شخصيت فاطمه معصومه(س) موثر بوده است كه از جملهآنها اوضاع سياسى عصر پدر و برادر است.
در دورانى كه پدر به شهادت رسيد و منصب ولايت به برادرش على بن موسى الرضا(ع) تفويض شد، اختلاف بين برادران ديگر به شدت قوت گرفت و آنان برخى با گستاخى تمام در مقابل برادر ايستادند. برادرانى كه از مادران ديگر بودند.
اما فاطمه معصومه(س) در بين اين كشاكشهاى تفرقه برانگيز هرگز از موضع دفاع از ولايت رضوى، عقب ننشست، بلكه از شدت علاقهبه برادر در پى آن حضرت روانه ايران مىشود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰