کد خبر:۱۵۰۲۸۷
14 سال انتظار براي جاروكشي امام رضا(ع)
يكي از خادمان امام رضا (ع) گفت: من 14 سال در انتظار بودم تا روزي فراش خانه امام رضا (ع) باشم كه توسل به آقا، سبب خدمتگزاري من در اين بارگاه شد و سرانجام امام اذن دخول داد.
غلامحسن رضايي در گفتوگو با خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» در مشهد، با بيان اينكه من هفت سال است كه جاروكش حرم مطهر هستم، اظهار داشت: بعد از اتمام جنگ هشت ساله و با استقرار در مشهد آرزو داشتم جاروكش خانه امام رضا(ع) باشم كه 14 سال براي اين آرزو نامه نوشتم و پيگيري كردم.
وي افزود: از سال 70 تا 84 در نوبت بودم تا به عنوان خادم امام رضا (ع) مشغول به فعاليت شوم؛ در اين مدت با علاقه و اعتقاد از هر طريقي پيگير بودم تا در اين بارگاه حضور يابم.
اين خادم امام رضا (ع) به پيگيري هايش از طريق دوستان و آشنايان در اين مدت اشاره و خاطرنشان كرد: من به همه كساني كه فكر مي كردم كاري از دستشان بر مي آيد التماس مي كردم، ولي آنها با ياس و نااميدي صحبت مي كردند و مي گفتند به خود علي ابن موسي الرضا (ع) متوسل شوم.
رضايي با بيان اينكه از دست افراد براي من كاري برنيامد، اظهار داشت: بعد از اين همه مدت، روزي به خود امام رضا (ع) متوسل شدم و الحمدالله در مدت كوتاهي توانستم به عنوان فراش حرم مطهر وارد اين بارگاه شوم.
وي با تاكيد بر اين مهم كه فقط امام رضا (ع) بايد انسان را بطلبد، بيان كرد: من تا زماني كه در مشهدالرضا هستم در خدمت صاحب اين خانه و به عنوان فراش بارگاه خواهم ماند.
اين خادم امام رضا (ع) ادامه داد: تمام زائران امام رضا (ع) با اختيار خود وارد صحن حرم نمي شوند، بلكه آنها با عنايت امام رضا (ع) وارد اين بارگاه شده و لطف و عنايت امام رضا (ع) آنها را به مشهد مي كشاند.
رضايي در خصوص كرامات علي ابن موسي الرضا (ع) گفت: يك شب در زمستان سال 89 در دارالاجابه پست داشتم، تماس گرفتند كه سه چهار نفر كمك بفرستيد بچه اي شفا يافته است، آن شب، شب جمعه و نوبت زيارت خانم ها بود. ما سه چهار نفر از فراش ها را فرستاديم و اين پسر هفت ساله را تا بيت بردند و تماس گرفتند كه با اين بچه چه كار كنيم؟ پرسيدم: مگر بچه همراهي ندارد؟ گفتند: مادربزرگش همراهش بوده است. گفتم: از بچه سوال كنيد؟ گفتند: ترك زبان است، فارسي نمي داند. بعد از جستجو يكي از كساني كه ترك زبان بود را فرستاديم تا با بچه صحبت كند. مادربزرگ و مادر بچه دستش را گرفته بودند و براي شفا به حرم آورده بودند، اين بچه تقريبا نابينا بود و با يك عينك زمخت و با گرفتن دست راه مي رفت. بچه تعريف كرد كه در خواب آقايي آمد و به من گفت بلند شو گفتم نمي بينم آن گاه دستي به چشمانم كشيد آن گاه همه جا و همه اطرافيانم را ديدم.
رضايي ادامه داد: اين بچه ديد نداشت، اما آن شب بينايي اش صد درصد برگشته بود. تا كنون از اين موارد زياد در حرم مطهر رخ داده است.
اين خادم حرم اظهار داشت: روزي با شهيد شوشتري در حرم پست داشتيم من كارت غذاي حضرتي داشتم كه مي خواستم به يكي از زائرين بدهم. ناگهان ديدم دو سه خانم با سردار شوشتري صحبت مي كنند. كنجكاو شدم و رفتم جلو؛ رفتم احوال سردار را پرسيدم. اين شهيد گفت: آنها غذاي حرم مي خواستند و من گفتم ندارم. تا اين مطلب را شنيدم گفتم من يك كارت دارم. سردار شوشتري بلافاصله آنها را صدا زد و هنگامي كه كارت را به آنها داد شروع كردند به گريه كردن و مي گفتند اي كاش از آقا چيز ديگري مي خواستند.
وي با تاكيد بر رعايت آداب زيارت از جانب زائران بارگاه رضوي و با اشاره به بيداري اسلامي گفت: دعايمان عاقبت به خيري مسلمانان است و اميدوارم بارگاه ثامن الحجج (ع) هدايت كننده جهان در اين برهه از زمان باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰